نامش کمال الدین حسین فرزند خواجه شرف الدین عبدالحق است ، تخلص وی الهی است.

در سال ۸۷۰ هجری قمری(۸۴۴شمسی) متولد ودر سال ۹۵۰ هجری قمری(۹۲۲شمسی) در گذشته است.

الهی در اوایل جوانی که در نزد سلطان حیدر صفوی کسب کمال میکرد ، بدستور ایشان در شیراز و خراسان ،پیش جلال الدین دوانی و امیر غیاث الدین شیرازی و امیر جمال الدین عطا الله ابن فضل الله کسب کمال و فضایل میکرد مدتی هم در هرات ندیم امیر علیشیرنوایی و شاهزاده غریب میرزا فرزند سلطان حسین میرزا بوده و همیشه مورد احترام ایشان قرار میگرفت.

الهی طبعی روان و بیانی شیرین داشته و غالب اشعارش عرفانی است.در فضل و کمال یکی از شخصیت های معروف دوران خود بشمار می آمد.الهی پس از وفات شاهزاده غریب میرزا به آذربایجان بازگشته و در حظیره ی مقدسه ی شیخ صفی رحمت الله علیه به تدریس و تعلیم پرداخت و در سن هشتاد سالگی در اردبیل وفات کرده است و قبرش در آنجاست.

الهی در امور عقلی و نقلی بی نظیر عهد خود بوده و علاقه زیادی به عرفان و تصوف داشته ( سایه عرفان و تصوف تاکنون نیز بر سر ادبیات اسلام است ، فرقه تصوف در کلام ائمه اطهار علیهم السلام مردود و باطل اعلام شده )کمال الدین در حدود دو هزار بیت شعر گفته و بیش از سی جلد کتاب و رسایل فواید و افادات و حواشی و تعلیقات به زبان های فارسی ، ترکی و عربی تالیف کرده است.

تهذیب الاصول علامه و اشکال التاسیس سمرقندی را شرح کرده و رساله اثبات الواجب جدید محقق دوانی را شرح و بر هریک از شروح هدایه مواقف نوشته و شرح تجرید قوشچی و شروح شمسیه و مطالع و شروح تذکره ی چغمینی و رساله بیست باب خواجه و تحریر اقلیدس حواشی و تعلیقات و خلاصه الفقه را نوشته است.

وی مجموعه ی منهج الدعوات سید بن طلاووس را به فارسی ترجمه کرده و رساله ای هم به فارسی در علم قافیه و رساله ای به زبان ترکی در باب امامت نوشته است.

ممتازترین تالیفاتش عبارتند از: تاج المناقب فی فضائل الائمه و منهج الفصاحه فی شرح نهج البلاغه ، وی قرآن مجید را به فارسی و عربی تفسیر کرده ، تفسیر قرآن به فارسی در چندین مجلد به اتمام رسیده ولی عربی آن از سوره بقره تجاوز نکرده است.یک نسخه از حاشیه تجرید او در کتابخانه مجلس شورای اسلامی است.

الهی نخستین کسی است که بر شرح تجرید قوشچی حاشیه نگاشته و در دیباچه این شرح را آورده و متذکر شده است:

” در این کتاب افکار خود و خلاصه افکار و تحقیقات متاخرین را بخصوص تحقیقات استاد بزرگ جلال دوانی را گرد آورده ، و اشکالاتی که بر دوانی داشته ام با اشاره یاد شده است. ”

همچنین یک نسخه از تاج المناقب او در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است و نیز نسخه ای از شرح اثبات الواجب الهی و نسخه ای از منهج الفصاحه وی در کتابخانه مجلس و نسخه دیگری هم در کتابخانه اسعد پاشای استانبول موجود میباشد و از شرح گلشن راز او نیز یک نسخه در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.

این اشعار از اوست:

ای گشته ز ذات خود هویدا چون نور ××× ذرات جهان ز نور تو یافت ظهور

که تو ز دانش و خردها مستور ××× وجه تو ز ادراک نظرها همه دور

رفت جان من و رفتار تو از یاد نرفت××× شکل بالای تو از خاطر ناشاد نرفت

بعد از این جامه جان چاک زنم در غم عشق ××× سوز این سینه چو از ناله و فریاد نرفت

یافتم دل را در آن زلف از فروغ برق آه ××× جز به آتش در شب تاریک نتوان برد راه

دانشمندان آذربایجان صفحه ۴۷