مردى همسرش را نزد عمر برده و گفت: خودم و اين زنم سياه هستيم و او پسرى سفيد زاييده است .عمر به مجلسيان گفت: نظر شما در اين قضيه چيست؟

گفتند: زن بايد سنگسار شود؛ زيرا او و شوهرش سياهند و فرزندشان سفيد. عمر دستور داد زن را سنگسار كنند، ماموران زن را به جهت سنگسار مى بردند در بين راه اميرالمومنين عليه السلام به آنان برخورد نموده و به زن و شوهر فرمود: مطلب شما چيست؟ آنان قصه خود را بيان داشتند.

آن حضرت عليه السلام به مرد رو كرده و فرمود: آيا زنت را متهم مى سازى؟

گفت: نه.

فرمود: آيا در حال قاعدگى با او همبستر شده اى؟

گفت: آرى، يك شب ادعا مى كرد كه قاعده است و من گمان مى كردم به جهت سرما عذر مى آورد پس با او همبستر شدم.

آن حضرت عليه السلام به زن رو كرده و فرمود: آيا شوهرت در آنحال با تو نزديكى كرده است؟ گفت: آرى.

پس على عليه السلام به آنان فرمود: برگرديد كه اين فرزند پسر شماست و علت سفيدشدنش اين است كه خون حيض بر نطفه غلبه كرده است و وقتى كه بزرگ شود سياه مى گردد، و طبق فرموده آن حضرت پس از بزرگ شدن سياه گرديد. [ فروع كافى، كتاب النكاح، باب النوادر، حديث ۴۶٫ ]