تلخیص معصومه ابراهیمی از مقاله قوم تالش، دانشنامه جهان اسلام

تالش، گروهی قومی، ساکن در منطقه‌ای در مغرب و شمال غربی گیلان، بین کوه‌های تالش و دریای خزر است.

سکونت تالش‌ها در سرزمین کادوسیان و کاسپیان سبب شده است که برخی تالش‌ها را بازماندگان کادوسی بدانند.1 نام کادوسیانی / کادوسیان در اواخر عصر ساسانی به طیلسان تغییر کرد و برخی طیلسان را معرب تالشان دانسته‌اند.2

برخی به سبب تشابه نام این قوم با نام امیر تالش بن حسن نواده امیر چوپان مغول برای تالش‌ها منشاء ترکی قائل شده‌اند.3 برخی نیز تالش‌ها را ایرانی و آریایی تبار می‌دانند. به ویژه این که گویش تالشی از گروه زبان‌های ایرانی شمال غربی است و نشانه‌های بسیاری از اوستایی و فارسی باستان و میانه در آن دیده می‌شود.4

تالش‌ها در گذشته از اقوام کوه‌نشین گیلان بوده‌اند و به تدریج در دشت‌ها مستقر شده‌اند.5 سرزمین قوم تالش نوار نسبتاً باریکی مرکب از دو قسمت کوهستانی و جلگه‌ای است که از شمال به جنوب گسترده می‌شود. شمال آن به خط فرضی میان قسمت سفلای رود کُر و مصب‌رود مرزی بالهارود در دشت مغان جمهوری آذربایجان و جنوب آن به مغرب دشت خزر و استان اردبیل متصل است.6

مهم‌ترین مناطق تالش‌نشین عبارتند از: مغان، اجارود، لنکران، آستارا، کرگانرود و… .7

برخی طوایف تالش عبارتند از دِلاغَردِه، آقاجانی، مشایخ، خاشابری و تیره‌های شیرازی و بوداغ و… که در روستاهای سرزمین تالش پراکنده‌اند.8

دامداری از مشاغل اصلی تالش‌هاست. کشاورزان تالشی نیز به کشت برنج در جلگه‌های این سرزمین می‌پردازند.9

تالش‌ها شیعه دوازده امامی هستند. بعضی از آن‌ها نیز سنی شافعی اند.10

 

مآخذ:

  1. دیاکونوف، ایگور میخائیلوویچ. تاریخ ماد. ترجمه کریم کشاورز. تهران: 1357، ص 82.

  2. کسروی، احمد. کاروند کسروی. به کوشش یحیی ذکاء، تهران: 1352، ص 424.

  3. خودزکو، الکساندر. سرزمین گیلان. ترجمه سیروس سهامی، تهران: 1354، ص 78.

  4. اورانسکی، یوسیف میخائیلوویچ. مقدمه فقه‌اللغه ایرانی. ترجمه کریم کشاورز، تهران: 1358، 330-334؛ نیکیتین، ب. ایرانی که من شناخته‌ام. ترجمه علی‌محمد فره‌وشی، تهران: 1329، ص 102.

  5. بازن، مارسل و کریستیان برومبرژه. گیلان و آذربایجان شرقی: نقشه‌ها و اسناد مردم‌شناسی. ترجمه مظفر امین فرشچیان، تهران: 1356، ج 2، ص 57.

  6. اوبن. اوژن. ایران امروز، 1907-1906: سفرنامه و بررسی‌های سفیر فرانسه، در ایران. ترجمه علی‌اصغر سعیدی، تهران: 1362، ص 143؛ بازن. همان. ج 2، ص 73.

  7. رابینو، یا سنت لویی. ولایات دارالمرز ایران: گیلان. ترجمه جعفر خمامی‌زاده، رشت: 1365، ص 21، 182، 218، 233.

  8. برادگاهی، سعیدعلی. «جواهرنامه لنکران»، چهار رساله در زمینه تاریخ و جغرافیای تالش. به کوشش علی عبدلی، رشت: 1378، ص 45؛ بازن. همان. ج 2، ص 191، 199؛ رابینو. همان. ص 120، 218.

  9. نیکیتین. همانجا.

  10. برادگاهی، سعیدعلی. همان. ص 36، 46؛ بازن. همان. ج 2، ص 199-200، 208؛ رابینو. همان. ص 100، 112، 120، 138.