دکتر علی طاهری ، محمد صیدی

چکیده

ائل اوبا – یکی از مواردی که موجب افزایش توانایی های زبان می شود، امکان استفاده از پسوندهایی است که با به کار گرفتن آنها فعل های جدید از اسم ساخته می شود و این موضوع باعث غنای واژگانی زبان و گسترش دایره آن می  گردد.

زبان فارسی برای ساختن فعل از اسم ، دارای محدودیت است ، درحالی که در زبان ترکی آذری پسوندهای بسیاری در این مورد وجود دارد و همین امر موجب می گردد ضمن بالا بردن توان ترجمه ای زبان ترکی و همراهی آن با گسترش روزافزون حوزه واژگان ، از قید استفاده از فعل های مرکب رها گردد و بر میزان اشتقاق فعلی آن افزوده شود.

زبان فارسی برای جبران این محدودیت به ساختن فعل های مرکب گرایش دارد و برای مفاهیم جدید از این الگو استفاده می کند.

در این مقاله سعی شده است ضمن مقایسه امکانات زبان ترکی با زبان فارسی ، پسوندهای فعل ساز ترکی معرفی و انعطاف پذیری های این زبان آشکار گردد.

 

مقدمه

یکی از ویژگی های زبان ، زایایی یا خلاقیت آن است. زایایی واژگانی به اهل زبان امکان می دهد تا همراه با تغییراتی که در جامعه آنها رخ می دهد واژه های تازه بسازند و کارآیی خود را با نیازمندی های خود متناسب گردانند. (باطنی، بی تا)

پیشرفت و توسعه هر رشته علمی به گسترش واژگان متناسب با آن رشته نیاز دارد و به کمک این واژگان است که انتقال مفاهیم با دقت و روشنی امکان پذیر است. (صفار مقدم، ۱۳۷۳: ۱)

یکی از راه های گسترش دایره واژگانی هر زبان ساخت فعلی از اسم و به کارگیری آن در معادل سازی واژه های بیگانه است.

اگر بخواهیم به میزان زایایی یک زبان پی ببریم و احتمالا آن را با زایایی زبان های دیگر مقایسه کنیم باید ببینیم در آن زبان با چه درجه از سهولت می توان از یک مقوله دستوری به مقوله دیگر رفت.

از میان تغییرات اشتقاقی گوناگون، آن که از همه مهم تر است گذر از مقوله اسم یا صفت به مقوله فعل است و دلیل این امر نیز آن است که خود فعل از زایایی زیادی برخوردار است و میتوان از آن مشتق های زیادی به دست آورد (باطنی، بیتا).

در بین زبان ها، زبان عربی و انگلیسی استعداد شگرفی در ساخت فعل از اسم دارند.

زبان فارسی به دلیل گرایش به کاربرد فعلهای مرکب توان باستانی خود را در ساخت فعلی از اسم ، از دست داده و وندهای باستانی اش سترون شده است (هاجری، ۱۳۷۷: ۲۲-۲۳)، (ناتل خانلری، ۱۳۸۲، دستور تاریخی زبان فارسی: ۱۵۲)

زبان ترکی نیز با وجود این که یک زبان پسوندی است و دارای چندین پسوند فعلی ساز اسمی است اما ورود بی رویه واژگان خارجی تا حدودی از کارآیی این پسوندها می کاهد و فضا را برای ساخت ترکیبی گسترده تر می کند. (۴۲۱: ۱۹۹۷ ,Zulfikari).

 

تعریف وند

برخی در تعریف وند گفته اند که «وند» یا جزء پیوندی ، تکواژی است که معنی مستقل ندارد و در ساخت واژه یا صرف آن به کار می رود. (۲۳۶: ۲۰۰۶ , (Youle ناتل خانلری، ۱۳۸۲: دستور زبان فارسی، ۱۹۳).

وندی که در ساخت واژه به کار می رود ، و معنی شناختی آن را تغییر می دهد «وند اشتقاقی» نام دارد و وندی که شکل صرفی را تغییر می دهد «وند صرفی» . (وحیدیان کامیار، ۱۳۸۹: ۵۳).

همچنین برخی، وند را از انواع واژک مقید گفته اند که به تنهایی و به طور مستقل به کار نمی رود. (مدرسی، ۱۳۸۹: ۴۴۹)

برخی از نویسندگان وندواره ها و بن های فعل های ماضی و مضارع را نیز جزء وندهای زبان فارسی ذکر کرده اند که با تعریف علمی وند سازگاری ندارد (هاجری، همان: ۲۶).

 

تقسیم بندی وند

در تقسیم بندی وندها بیشتر دستورنویسان زبان فارسی اعتقاد به سه نوع وند (affix) دارند و آن را در نظر محل قرار گرفتن نسبت به پایه به سه گونه نوشته اند.

 

  • پیشوند (prefix) آن است که در آغاز می آید مانند «هم» در همسفر، «نا» در نادرست

 

  • پسوند (Suffix) که در پایان پایه می آید «زار» در گلزار و «مند» در دردمند

 

  • میانوند (infix) که به درون پایه افزوده می گردد. مانند «تاب» در سرتاسر، «وا» در رنگ و ارنگ (وحیدیان کامیار، همان: ۲۵) ،(انوری و گیوی، ۱۳۷۳: ۲۹۹.) ،(۶۹: ۱۹۹۶ .Yole)

 

در این مقاله از انواع وند ، فقط به معرفی و توضیح پسوندهایی خواهیم پرداخت که در زبان فارسی و ترکی ، از اسم، فعل میسازند.

 

۱ – پسوندهایی که در زبان فارسی از اسم ، فعل می سازند:

در فارسی باستان و میانه قدرت ساخت فعل از اسم بیشتر بوده است که در فارسی نو کاهش یافته زیرا وندهای باستان منسوخ شده و زبان فارسی به ساخت فعل های مرکب گرایش یافته است.

در زبان فارسی باستان با پسوندهای ya و a از اسم و صفت افعال جدید ساخته می شد.

مانند namah تعظیم namuhya تعظیم کردن و یا aenah گناه و aeneha گناه کردن (ابوالقاسمی ۱۳۷۵: ۱۵۰).

در فارسی نو، پسوند «- یدن» [idan] ، « انیدن» [anidan-] و «- اندن»  [andan-] از اسم و صفت مصدر جدید یا مصدر جعلی (و پسوند «-ید » [id] از اسم ،

فعل ) می سازد که در گذشته کارایی بیشتری داشته و امروزه کم کاربرد شده است و برخی از دستورنویسان پیشنهاد می کنند برای ساختن مصادر از واژگان عربی و غربی باید این وند را فعال کرد. (یاسمی و دیگران، ۱۳۹۲:۱۲۰)

 

الف) در ساخت مصدر از اسم .

مانند: جنگ -» جنگیدن، جنگید. و مانند: کوچ -» کوچیدن، کوچاندن، کوچانیدن، کوچاند و کوچانيد.

 

ب) در ساخت مصدر از صفت:

مانند: دزد -» دزدیدن ، لنگ -» لنگیدن (وحیدیان، همان: ۳۵-۳۱) و مانند: ترش -» ترشیدن، ترشاندن و ترشانیدن.

 

۲ – پسوندهایی که در زبان ترکی از اسم فعل می سازند:

در زبان ترکی پسوندهای فعل ساز اسمی بسیاری وجود دارد که در این مقاله به معرفی مهمترین آنها می پردازیم.

اگر از تمام ظرفیت این پسوندها استفاده شود می توان در زبان ترکی هزاران فعل (یا مصدر) جدید ساخت و با افزودن پسوندهای اسم ساز فعلی چند میلیون واژه نو به وجود آورد.

تعدادی از پسوندهای فعل ساز اسمی با پسوندهای فعل ساز فعلی مشترک هستند. این پسوندها هم از بن فعلی ، فعل جدیدی می سازند و هم از اسم ، مثال برای بن فعلی Sürmək (راندن، حمل کردن ، شخم زدن) Sürümək (خزیدن) مثال برای بین اسمی ، dil (زبان) dilləmək (آروز کردن).

در زبان ترکی به دلیل اینکه پسوندها باید با واکه های پیش از خود هم جنسی شوند گاه یک پسوند، چند شکل به خود می گیرد، مانند [da-də-ta-tə] یا . Si-Su-Sü]] Redhouse, 1998:752))

 

۱ – پسوند [da-də]، این پسوند علاوه بر اسم و صفت گاه از اصوات نیز فعل میسازد.

toxdamaq (بهبود یافتن) tox (سیر) ündəmək (صدا زدن) ün (آوا) parildamaq (درخشیدن) paril (درخشان) در زبان فارسی برای ساختن این گونه افعال چنان که دیده می شود باید از افعال مرکب استفاده کرد وقتی که این پسوند از فعل ناگذرا، فعل گذرا بسازد در زبان فارسی برای معادل سازی آن باید از یک عبارت فعلی استفاده کرد. (۱۹۸۵ ,۲۰۰۵ Tosun)،

مانند:dirmaşdirmaq  به معنای کسی را به بالا رفتن از ارتفاع وادار کردن.

 

۲- پسوند [dan-dən ] این پسوند از اسم، فعل عطفی می سازد. مانند toxdanmaq (خود به خود بهبود یافتن) qimildanmaq (خود به خود جنبیدن) aldanmaq (فریب خوردن).

 

۳- پسوند [daş-dəş ] این پسوند از اسم، افعال دو طرفه یا دو سویه می سازد که در زبان فارسی معمولا از باب مفاعله یا تفاعل زبان عربی یا از افعال مرکب استفاده میشود.

qimildaşmaq (با هم جنبیدن) toxdaşmaq (با هم بهبود یافتن ).

 

۴- پسوند [dat-dət] برای گذرا کردن پسوند [da-də] به کار می رود. مانند toxdatmaq (بهبود دادن) aldatmaq (فریب دادن).

 

۵ – پسوند [a-ə] این پسوند از بن فعل و اسم ، فعلی نو می سازد و کاربرد نسبتاً وسیعی دارد شکل باستانی آن [ga-gə] بوده است که امروز به شکل [a-ə] به کار می رود. [Tekin.1053:198]

 

Yaşamaq  (زیستن) ،  Yaş (عمر) ، Diləmək  (ارزو کردن) ، Dil  (زبان ) ، Boşamaq  (طلاق دادن) ، Boş  (تهی ، خالی) ، Düşəmək  (رویا و دیدن) ، Düş  (رویا) ، Qanamaq (خونریزی کردن) ، Qan (خون) ، Donamaq  (کت به تن کردن) ، Don  (کت) ، Döşəmək (فرش کردن) ، Döş (سینه) ، Xarcamaq  (خرج کردن) ، Xarc (خرج) ، Bəzəmək (آراستن) ، Bəz (پارچه ) ، Dəstəmək (حمایت کردن ).  [Hengirmen.1999:253]

این پسوند فعل ساز را با پسوند «انیدن» و «آنیدن» فارسی می توان مقایسه کرد.

 

۶ – پسوند [an-ən] از اسم، فعل مجهول یا فعل جدیدی میسازد.

Bəzənmək (آراسته شدن) ، Dilənmək (گدایی کردن) ، Döşənmək (مفروش کردن) ، Gücənmək (به خود زور زدن) ، Utanmaq (خجالت کشیدن ).

 

۷ – پسوند [aş-əş] برای ساخت افعال و یا مصادر دو وجهی از اسم به کار می رود.

Dirəşmək  (باهم مقاومت کردن) ، Bezəşmək (باهم آرایش کردن ) ، Diləşmək (باهم آرزو کردن) ، sataşmak (باهم روبرو شدن).

در زبان فارسی برای ساخت افعال دو وجهی عموما از حرف اضافه «هم» استفاده می شود. مانند «هم پوشانی».

 

۸ – پسوند [ət-at] برای گذرا کردن وند [ə-a] و یا برای دوباره گذرا کردن افعال گذرا به کار می رود مانند :

Bezətmək (وادار به آراستن کردن)  ، qanatmaq (وادار به خونریزی کردن) döşətmək (وادار به مفروش کردن) Düşətmək (وادار به رؤیا دیدن کردن).

البته در زبان فارسی نیز پسوند نیمه صرفی – نیمه اشتقاقی «- اند» ضمن متعدی نمودن فعل لازم ، مانند دوید -» دواند ، فعل متعدی را نیز گذرا می کند فهمید -» فهماند – کوچید -» کوچاند.

 

۹ – پسوند [ ar- ər] این پسوند علاوه بر اسم، از رنگ ها هم فعل می سازد که در زبان فارسی این نوع ساخت وجود ندارد ولی در زبان عربی مصدر باب «افعلال» نقش این پسوند ترکی را ایفا می کند.

در زبان فارسی برای معادل سازی این وند از مصدر «گراییدن» و مصدر فعلی ربطی «شدن» استفاده می شود. مانند «سرخ شدن یا به سرخی گراییدن».

Saralmaq (به زردی گراییدن) ، qizarmaq (سرخ شدن، برافروختن) ، agarmaq (به سفیدی گراییدن) ، qaralmaq (به سیاهی گراییدن) ، bəeərmək (توانستن) ، başarmaq  (موفق شدن).

 

۱۰ – پسوند [al-əl] این پسوند بیشتر از صفت ها و رنگ ها فعل می سازد.

daralmaq (تنگ شدن) ، çoğalmaq (زیاد شدن) ، azalmaq (کم شدن – کمیاب شدن) ، yönəlmək (جهت یافتن) ،  dincəlmək (سرحال شدن) ، çoxalmaq (زیاد شدن) ، çox (زیاد) ، azalmaq (کم شدن – کمیاب شدن) ، az (کم) gencəlmək  (جوان شدن) ، genç (جوان) ، daralmaq (تنگ شدن) ، dar (تنگ) (طاهری، صیدی، ۱۳۸۷: ۶).

 

۱۱ – پسوند [t] پسوند [al-əl] را گذرا میسازد.

Daraltmaq (تنگ کردن) ، çoxoltmaq  (تکثیرکردن) ، azaltmaq (کم کردن) ، düzəltmək (تصحیح کردن) ، gençəltmək  (جوان کردن).

 

۱۲ – پسوند [i-u] در ترکی چندین فعل با این پسوند به کار می رود و برخی از زبانشناسان این پسوند را با پسوند [ə-u] یکی می دانند.

در هر صورت این پسوند از اسم ، فعل می سازد و گاه به بن فعلی هم افزوده می شود.

( ۲۰۰۲٫۴۸۱٫Banguoğlu).

مانند: Daşimaq (حمل کردن) ، daş  (سنگ) ، qaşimaq (خاراندن) ، qaş (ابرو) ، çürümək (پوسیدن) ، qorumaq (محافظت کردن) ، irimaq (درشت شدن) ، toxumaq (بافتن).

 

۱۳ – پسوند [t] پسوند [i-u] را گذرا می کند.

مانند: Qaşitmaq (وادار به خاراندن کردن) ، iritmək (درشت کردن) ، daşitmaq (وادار به حمل کردن) ، qorutmaq (وادار به محافظت کردن).

چنان که در ترجمه فعل ها دیده می شود در فارسی باید برای معادل سازی یک عبارت فعلی

حتی از یک جمله استفاده کرد ، چنان که در مثال های بالا قابل ملاحظه است.

 

۱۴ – پسوند [ix-uq-ük] این پسوند به اسم ، قید و صفت اضافه می شود و آن را به فعل تبدیل می کند.

Gecixmək (دیر کردن) ، gec (دیر) ، birixmək (متراکم شدن) ، bir (یک) ، gözükmək (مراقبت کردن) ، göz (چشم) ، tezixmək (تعجیل کردن) ، tez (سریع، زود) ، acixmeq (گرسنه شدن) ، ac (گرسنه) ، darixmaq (دلتنگ شدن) ، dar (تنگ) . (Aksun-2008.29)

 

۱۵ – پسوند [sa-sə] این پسوند از اسم و بن فعل ، فعل می سازد با این تفاوت که اگر به بن فعل اضافه شود بیشتر به معنی آرزو کردن ، تمنا کردن ، مطالبه و درخواست است و آن را می توان با مصدر باب «استفعال» زبان عربی مقایسه کرد.

درحالی که در زبان فارسی از مصدرهای خواستن و گرفتن استفاده می شود. مانند «استشهاد» (گواهی خواستن) یا (گواه گرفتن)

Ölsəmək (طلب مرگ کردن) ، atsamaq (میل به پرتاب کردن) ، emsəmək (طلب مکیدن کردن).

اگر این پسوند به اسم یا اسم مصدرهای مختوم به im-um و صفت مفعولی مختوم به ik-uq اضافه شود بیشتر احساس ، علاقه مندی و تعلق خاطر را بیان می کند.

(تشنه شدن)  susamaq،   (خانه)Ev ،  (علاقه مند به خانه شدن) evsəmək

Su (آب) ، bilimsəmək (گرایش به دانستن) ، bilim (علم) ، ersəmək (علاقه به شوهر پیدا کردن) ، önəmsəmək (اهمیت قائل شدن) .  (Təkin, 1968:75)

 

۱۶ – پسوند [san-sən] برای مجهول کردن و مطاوعه پسوند [san-sən] به کار می رود.

Bilimsənmək (به علم مایل شدن) ، ərsənmək (به شوهر مایل شدن) ، susanmaq (تشنه شدن) ، evsənmək (به خانه مایل شدن).

 

۱۷ – پسوند [sat-sət] برای گذرا کردن پسوند [sa-sə] به کار می رود.

Bilimsətmək (علاقه مند به دانش کردن) ، susatmaq (تشنه کردن).

 

۱۸- پسوند [ir-ur] که در ترکی باستان به صورت [gir-gür] به کار می رفته است. امروزه با اسم ها و آواها فعل می سازد.

ciğirmək (جیغ کشیدن) ، ciğ (جیغ) ، tüfürmək (تف کردن) ، tüf (تف) ، gəgirmək (آروغ زدن) ، bogurmək (نعره زدن) ، bağirmaq (فریادکشیدن).

 

۱۹- پسوند [t] برای گذرا کردن پسوند [ir-ur] به کار می رود.

ciğirtmək  ) وادار به جیغ کشیدن کردن) ، tüfürtmək (وادار به تف کردن نمودن) ، bögüirtmək (وادار به نعره زدن کردن) ، bağirtmaq ( وادار به فریاد کشیدن کردن).

مشاهده می شود که زبان فارسی برخی اوقات برای ترجمه این افعال به زبان فارسی در تنگنای معادل سازی قرار می گیرد.

 

۲۰ – پسوند [irgə-urqa] در گذشته از اسم فعل می ساخته ولی امروز، دیگر کاربرد ندارد.

مانند: azirqamaq (نادیده گرفتن) ، az (کم) ، yadirqamaq (احساسی بیگانگی کردن) ، yad (غریبه) .

این پسوند مانند پسوندهای دیگر با پسوند t گذرا و با n مجهول و با ş دو وجهی می شوند.

 

۲۱ – پسوند [qir-qur] در چند فعل ترکی دیده می شود چنانکه گفته شد امروز این وند به صورت [ir-ur] به کار می رود ، ولی در زبان فارسی فعل کمکی «کردن» کار این پسوند را انجام می دهد.

Püfqürmək (پف کردن) ، fişqirmək (فوران کردن) ، hüngürmək (با صدای بلند گریستن).

این پسوند با پسوند [t] گذرا می شود. مانند: qişqirtmək (وادار به هیاهو کردن) fişqirtmək (وادار به فوران کردن).

 

۲۲ – پسوند [la-lə] یکی از فعال ترین پسوندهای فعل ساز در زبان ترکی است و از اسم ، صفت و قید ، فعل می سازد. با این وند اسم های چند واکه را می توان به فعل تبدیل کرد.

مانند araplaşmak (عرب شدن) ، almanlaşmaq (آلمانی شدن).

برخی از دستورنویسان پیشنهاد می کنند به جای به کار بردن فعل کمکی [etmək] از پسوند la-lə استفاده کنیم ( ۴۲۱ :۲۰۰۲ , Banguoglu ) زیرا با کاربرد این وند می توان چندین اسم و صفت مشتق ساخت در حالی که استفاده از فعل کمکی ساخت اشتقاقی را ضعیف می کند در زبان فارسی استفاده از فعل کمکی (کردن) توان اشتقاقی زبان فارسی را کم کرده است در حالی که باوند (انیدن) ” anidən ” می توان چند مشتق از فعل ساخت.

مثلاً در زبان ترکی اگر بخواهیم از مصدر تعریف عربی ، با فعل کمکی فعل بسازیم تنها یک وجه ساخته می شود tərifetmək (تعریف کردن) ، در حالی که با پسوند (la-lə) مصدرهای متعددی ساخته می شود.

Tərifləşmək (با هم تعریف کردن) ، tərifləmək (تعریف کردن) ، و با این پسوندها اگر پسوندهای اسم ساز اضافه شود از هر مصدر چندین مشتق می توان ساخت.

 

مانندdinləmək : (گوش دادن) ،  dinləm(استماع) ، dinləici (مستمع) ، Dinlaşan ) هم گوش دهنده) ، dinləşmək (با هم گوش دادن) ، dinlaşim (اسم مصدر) در برخی از اسم مصدرها و مصدرها نمی توان معادل مناسبی در زبان فارسی یافت.

تنها با پسوند  la-ləو همگنهایش بیش از چهل اسم مصدر، صفت، صفت مفعولی و غیره می توان ساخت ، که به عنوان نمونه به تعدادی از آنها اشاره می شود:

Yağlamaq (روغن کاری کردن) ، yağ (روغان) ، belləmək (بيل زدن) ، bel (بيل ) ، paklamaq (پاک کردن) ، evlənmək (ازدواج کردن) ، ev (خانه) ، toplamaq (گردآوری کردن) ، top (توپ) ، təmizləmək (پاکیزه کردن) ، təmiz (پاکیزه) ، betonlamaq ( بتن ریزی کردن) ، beton ( بتن) ، önləmək (پیشگیری کردن) ، ön (پیش) (فرزانه ، ۱۲۲:۱۳۵۸).

 

۲۳- [lan-lən] این پسوند، پسوند [la-lə] را مجهول می کند یا از اسم مصدر جدیدی می سازد که معنای جدیدی دارد.

 

betonlanmaq ( بتن ریزی شدن) ، beton ( بتن) ، hazirlanmaq (آماده شدن) ، hazir (آماده، حاضر) ، yaşlanmaq (مسن شدن) ، yaş (عمر) ، ayaqlanmaq (لگدمال شدن) ، ayaq (پا) ، başlanmaq  (آغازشدن) ، baş (سر) ، bilməzlənmək (نادان شدن) ، bilməz (نادان) ، adlanmaq (نام گذاری شدن) ،ad  (نام).

 

۲۴- [laş-ləş] این پسوند ، افعال دو سویه و دو طرفه از اسم می سازد ، اما در زبان فارسی برای ترجمه چنین افعالی باید از کلمه با هم ، جمعاً و همگی استفاده کرد.

Xəbərləşmək (مخابره کردن) ، Xəbər (خبر) ، andlaşmaq (با هم توافق کردن) ، and (سوگند) ، dərdləşmək (درد دل کردن) ، dərd (درد) ، birləşmək (با هم متحد شدن) (نامه) ، gücləşmək (با هم نیرومند شدن) ، güç (نیرو). (بهزادی، ۱۳۸۲: ۸۲۱)

 

۲۵ – پسوند [lat-lət] برای گذرا کردن پسوند [la-lə] به کار می رود.

Bellətmək ( وادار به بیل زدن نمودن) ، başlatmaq (وادار به آغاز کردن) ، aglatmaq (گریاندن) ، hazirlatmaq (وادار به آماده نمودن کردن).

 

۲۶- پسوند [ra-rə] در ترکی باستان کاربرد داشته و در ترکی امروز نیز کاربرد دارد. درباره این پسوند بین زبانشناسان اختلاف نظر وجود دارد.

برخی آن را پسوند جداگانه و برخی دیگر تغییر شکل یافته پسوند [a-ə] می دانند که با اضافه شدن به اسامی و صفت هایی که به ir-ur ختم می شوند به [ra-rə] تبدیل می گردند.

kivramaq (چالاک شدن) ، təprəmək (حرکت کردن) ، titrəmək (لرزیدن) ، gökrəmək (آبی شدن) ، gevrəmək (کبود شدن) ، siçramaq (جهیدن).

 

۲۷ – پسوند [ran-rən] برای مجهول کردن و ساختن وجه عطفی از پسوند ra-rə به کار می رود و گاه فعل جدیدی از اسم می سازد.

davranmaq (رفتار کردن) ، Oğrənməq (یاد گرفتن) ، asrənmək (سرمست شدن) ،  titrənmək (به خود لرزیدن).

 

۲۸ – پسوند [raş-rəş] برای ساختن افعال دو سویه از اسم به کار می رود.

Təprəşmək (با هم تکان خوردن) ، titrəşmək (با هم لرزیدن) ، öğrəşmək (با هم آموختن) ، qivraşmaq (با هم چالاک شدن).

 

۲۹ – پسوند [rat-rət] برای گذرا کردن افعال ساخته شده با پسوند [ra-rə] به کار می رود. در زبان فارسی در این مورد نیز همانند بیشتر موارد ذکر شده ، از افعال مرکب استفاده می شود.

Təprətmək (به حرکت در آوردن) ، öğrətmək (یاد دادن) ، gevrəmək (کبود کردن) ،   siçratmaq(جهاندن).

 

۳۰ – پسوند [Si-Su] این وند از اسم فعل می سازد و معنای شباهت و احساس تعلق را بیان می کند.

darsimaq (احساس تنگی کردن) ، dar (تنگ) ، yansimaq (بازتاب دادن) ، yan (کنار-جنب) ، ayriqsimaq (احساس جدایی کردن) ، ayriq (جدا).

 

۳۱ – پسوند [Sin-Sun] گاهی از اسم ، فعل جدید می سازد.

مانند:ğaribSinmək  (احساسی غربت کردن) ، ğarib (غریب) ، təksinmək (احساس تنهایی کردن) ، darixsinmaq (احساس دلتنگی کردن) ، darix (دلتنگ).

و در برخی موارد نیز، همانند باب تفاعل عربی برای وانمود کردن امری به کار می رود.

مانند: gülümsinmek (اظهار خنده کردن) .

 

۳۲ – پسوند [Sit-Sut] برای گذرا کردن پسوندSi-Su  به کار می رود.

çoxsutmaq (وادار به احساسی زیادی کردن) ،  yansitmaq (منعکس کردن).

 

۳۳ – پسوند [na-nə] را برخی از دستورنویسان مستقل ، و برخی بدل از ə-a دانسته اند.

oynamaq (بازی کردن) ، oyun (بازی) ، yaşnamaq (رعد و برقی زدن) ، ycşin (رعد و برق) ، qaynamaq (جوشیدن) ، kişnəmək (شیهه کشیدن) ، çeynəmək (جویدن).

 

۳۴ – پسوند [nat-nət] پسوند [na-nə] را گذرا می کند. برای ترجمه این گونه افعال در فارسی باید از عبارت وادار کردن استفاده شود.

əsnətmək (وادار به خمیازه کشیدن نمودن) ، oynatmaq (وادار به بازی کردن نمودن) ، çeynətmək (وادار به جویدن نمودن) ،  kişnətmək(وادار به شیبهه کشیدن).

 

۳۶- پسوند [şa-şə] این وند را برخی دستورنویسان بدل پسوند [a-ə] می دانند. برخی از

دستورنویسان نیز این وند را مستقل می دانند.

yamşamaq ( نرم کردن ) ، gevşəmək (نشخوار کردن) ، görşəmək (مشاهده کردن) ، yanşamaq (پر حرفی کردن).

 

۳۷ – پسوند [şan-şən] برای مجهول کردن پسوند [şa-şə] و یا برای ساخت وجه عطفی به کار می رود.

oxşanmaq (تشبیه شدن) ،  Yumşanmaq(نرم شدن) ، gevşənmək (نشخوار شدن).

 

۳۸ – پسوند [şat-şət] برای گذرا کردن پسوند [şa-şə] به کار می رود.

yumşatmaq (وادار به نرم کردن) ، gevşətmək (وادار به نشخوار کردن / نمودن).

 

۳۹ – پسوند [ za-zə] این پسوند نیز همان پسوندهای [sa-sə] [şa-şə] و [na-nə] می باشد.

Bənzəmək (شبیه کردن – شبیه شدن) ، bəniz (صورت) ، bedzəmək (تصویربرداری کردن) ، bediz (تصویر) ، kavazamaq (بلند کردن).

 

۴۰ – پسوند [zaş-zəş] برای دو طرفه و دو سویه کردن پسوند [ za-zə] به کار می رود.

kavzaşmaq (با هم بلند شدن) ، bənzəşmək (با هم شبیه شدن).

 

۴۱- پسوند [Zan-Zən] برای مجهول کردن پسوند [ za-zə] به کار می رود.

Bənzənmək (تشبیه شدن) ، kavzanmaq (بلند شدن).

 

۴۲ – پسوند [zat-zət] برای گذرا کردن پسوند [za-zə] به کار می رود.

Bənzətmək (تشبیه کردن) ، kavzatmaq(وادار به بلند کردن / نمودن).

 

۴۳ – پسوند [ci-cu] به اسم اضافه می شود و از آن فعل می سازد.

yağcimaq (آهسته چرب کردن) ، tərcimək (آهسته عرق کردن) ، tər (عرق).

 

۴۴- پسوند [cin-cun] برای مجهول کردن پسوند [ci-cu] به کار می رود.

Yağcinmaq (آهسته چرب شدن) ، tərcinmək (آهسته عرقدار شدن).

 

۴۵- پسوند [cit-cut] برای گذرا کردن پسوند [ci-cu] به کار می رود.

yağcitmaq (وادار به چرب کردن / نمودن) ، tərcitmək (به عرق نمودن وادار کردن).

(Korkmaz, 2008: 285).

 

نتیجه

در این مقاله با مقایسه پسوندهای سازنده فعل از اسم در زبان ترکی و فارسی این نتیجه به دست میآید که تعداد پسوندهای زبان ترکی در این زمینه بسیار بیشتر از پسوندهای زبان فارسی است.

استفاده از این پسوندها امکانات واژه سازی زبان ترکی را در ساختن فعل ها افزایش می دهد و این توانایی همچنان قابل ادامه و گسترش خواهد بود و از طرف دیگر توان ترجمه ای این زبان در مواجهه با واژه های نو و فراوانی که در علوم و فنون بشری گسترش یافته است کافی به نظر می رسد، به طوری که در ترجمه متون علمی نیاز کمتری به فعلی های مرکب یا عبارات فعلی احساس می شود.

در حالی که در زبان فارسی به خاطر کمبود پسوندهای فعال در این مورد امکانات کمتری برای واژه سازی وجود دارد و مترجم ناچار به استفاده از افعال مرکب و عبارات طولانی خواهد بود.

بنابراین به نظر می رسد که برای رهایی زبان فارسی از این تنگنا باید پسوند [idan] را فعال تر کرد، تا با افزایش این نوع فعل ها و تولید مشتقات آنها نیازمندی به ترکیبات فعلی کاهش یابد.

البته در زبان ترکی نیز پسوندها میتواند با واژه های بیگانه ترکیب شود تا از این رهگذر فعل های جدید به دست آید و امکانات آن بیشتر شود.

درحالی که همین موضوع ، یعنی استفاده از عناصر قرضی در زبان فارسی و ساخت افعال به کمک وندهای اشتقاقی محل بحث و تامل است.

 

منابع و مآخذ

۱ – ابوالقاسمی۔ محسن. دستور تاریخی زبان فارسی. تهران: سمت، ۱۳۷۵.

۲ – باطنی ، محمدرضا. فارسی زبانی عقیم. دسترس پذیر در:

http://www.bbc.co.uk/persian/arts /story /2008/06/080602 an – bateni – article. Shtml

۳ – صفار مقدم. احمد. وندهای رایج در زبان انگلیسی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۷۳.

۴ – طاهری، علی، صیدی. محمد. فرهنگ نام واژه های ترکی به انضمام وندهای اشتقاقی روزاندیش. همدان : ۱۳۸۷ .

۵ – مدرسی، فاطمه. از واج تا جمله. تهران: نشر چاپار، ۱۳۸۶٫

۶- وحیدیان کامیار، تقی، «وندها در زبان فارسی». فصلنامه تخصصی ادبیات فارسی نشریه علمی و پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد: سال چهارم. ۱۳۷۶٫

۷ – هاجری، ضیاءالدین. فرهنگ وندهای زبان فارسی. تهران: آوای نور، ۱۳۷۷.

۸ – یاسمی، رشید. دستورزبان فارسی (پنج استاد). تهران: انتشارات مرکز، ۱۳۶۳٫

۹ – فرزانه. محمدعلی. مبانی دستور زبان آذربایجانی. انتشارات فرزانه، ۱۳۵۸.

۱۰ – بهزادی. بهزاد. فرهنگ آذربایجانی و فارسی. تهران: نشر فرهنگ معاصر، ۱۳۸۲.

۱۱ – انوری. حسن، احمدی گیوی، حسن. دستور زبان فارسی ۲. تهران: انتشارات فاطمی، چاپ یازدهم، ۱۳۷۳ .

۱۲ – ناتل خانلری، پرویز. دستور تاریخی زبان فارسی. تهران: انتشارات توسن، چاپ پنجم، ۱۳۸۲ .

۱۳ – فرشیدورد. خسرو. دستور مفصل امروز. انتشارات سخن، چاپ اول، ۱۳۸۲.

۱۴ – Aksan, Doğan, Ttrukçenin gücü. Bilgi. Ankara.. 2003

۱۵ – Banguoğlu, tahsin. . türkçenin grammeri. Ankara. 2004

۱۶ – Hengirmen. Mehmet. Turkish grammar for foreign students engine-Ankara. 1999

۱۷ – Korkmaz, Zeynep Türkiye turkcesi grammeri TDK Yayınlari. Ankara. 2008

۱۸ – Tekin. Talat. Grammar of Orkhon Turkish Bloominton.

۱۹ – Tosun. Çengiz, Journal of language and linguistic Studies, Vol 1. No2. . 2005

۲۰ – Tule, Gorge. The study of language. Third Edition, Cambridge university press. 2006

۲۱ – Türkçe -ingilizce sozlük . Sev matbasi. 1998

۲۲ – Yule, Gorge. the study of language (second edition) Cambridge university press. 1996

۲۳ – Zül fikar, Hamza. türkçede sözcük yapma yollari Ankara. 1998.

 

 

Print Friendly, PDF & Email