watermark.phpتاریخ این سرزمین شاهد ظهور شاعران و نویسندگان بزرگی بوده است که چونان ستارگان تابناک برفراز آسمان ادب این سرزمین می‌درخشند در این میان مختومقلی فراغی، با وجود اینکه از یک قومیت خاص بوده و زبان شعری این شاعر، متفاوت با زبان اکثر شاعران دیگر نیز بوده است ولی امروزه جزو مفاخر ملّی این کشور به شمار می‌رود و این خود گویای ارزش و مقام پدر ادبیات ترکمن است.

 

برای معرفی شاعر و اینکه کجا زادگاه و زیستگاه ایشان بوده نیاز به شناساندن کناره‌های «گرگان رود» چشمه عباساری و کوه «سونگی داغ » یا گورستان «آق توقای» نیست زیرا که امروزه این مکانها در قاموس ترکمنها اسامی جغرافیایی صرف نیستند بلکه بیشتر به مفاهیمی شبیه‌اند که فرهنگ قومی را شکل می‌دهند و بدان جهت می‌بخشند در رگهای حیات اجتماعی آنها جاری و ساری می‌گردند و باورهای آنان را با عرفان درهم می‌آویزند.

 

مختومقلی فراغی، شاعر کلاسیک ترکمن ادبیات این قوم را دگرگون ساخت و غنا بخشید و اساس آن را با اشعار نغز خود صلابتی دیگر داد. بهترین تشبیه برای اشعار مختومقلی تشبیهی است که پروفسور برتلس محقق، سرشناس روسی بیان داشته است. او اشعار شاعر را به جام جم (جام جهان نما) مانند کرده است.

 

حقیقتاً نیز که تشبیه بجایی است. زیرا اشعار بازمانده شاعر آئینه تمام نمای اوضاع تاریخی، دینی، اجتماعی و سیاسی عصر اوست. محتوای دینی، اخلاقی، مواعظ، معانی بلند عرفانی، التزام به شریعت، انتقاد از صوفیان ریاکار و متشرعین بی‌عمل،‌دعوت به اتحاد و تهییج مردم به مبارزه علیه ستم، این گونه تنوع به آثار او داده است.

 

در مورد اشعار عارفانه شاعر که حاصل تجربه مستقیم خود شاعر و مایه گرفته از دل و جان اوست و نیز سرشار از لطایف عرفانی و دقایق روحانی، سخنها بسیار گفته‌اند. اما موضوعی از مضامین شعری شاعر که مفسران و اندیشمندان گرانقدر، شاید بنا به دلایلی، کمتر به تفسیر آن پرداخته‌اند  و از طرفی جزو رویاهای مختومقلی بود. مسئله اتحاد این قوم است، او آرزو داشت که ترکمن‌ها، مردمی یکپارچه و متحد باشند و در این باره می‌گوید:

 

تورکمن‌لر باغلاسا بیر بره بیلی

قوُرادار قُلزُمی دریای نیلی

 

او عقیده داشت که تمام تیره‌ها، ‌پیروزی و موفقیت نصیبشان خواهد شد:

تیره‌لر قارداش دیر، اوُروُغ یاری دیر

اقبال‌لار تِرس گلمز حقینگ نوری دیر

مردلر آطا چیقسه سؤوِش ساری دیر

یاو اوستونه یاو دیر یوْلی تورکمنینگ

 

دوران زندگی مختومقلی به خاطر جنگهای نادر و کشمکشهای مدعیان سلطنت و قدرت در سالهای بعد از مرگ نادر و اختلافات و منازعات قبیله‌ای، موجب هلاکت، ویرانی و فقر گشته بود و دل مختومقلی را که سرشار از عشق به مردم و وطن بود می‌آزرد. او انزجار و بیزاری خود را از شاهان ستمگر و ظالمان، در شعر «فتاح» ابراز می‌دارد و نیز مظلومیت قوم خود را این چنین بیان می‌کند:

 

مختومقلی قوْلی باغلی پریشان

عاجاپ دستانیمدان قوْیمادی نشان

زنداندا اوْتوُردی پیر، جُوان، ایشان

ایده‌گیم کرون‌دِن یوْلدی نیلأیین

 

او از ترکمن‌ها می‌خواهد که دست از برادرکشی بردارند و متحد شوند و با توسل به این اتحاد بتوانند بر تمام دشمنان غلبه کنند و آزادانه زندگی کنند:

 

یوْموُت گؤکلنگ تأصیپ ادیپ اؤزوندن

چیقسا قوْشوُن اؤنگی آردی بیلینمز

تکه سالیر یؤروش اتسه یوْقاردان

یاغی‌نینگ نامردی، مردی بیلنمز

 

نکته‌ای که در این بین باید متذکر شد اینست که منظور شاعر از گفتن این اشعار، دعوت ترکمنها به جنگ و خونریزی نبوده است. زیرا او خود در جایی دیگر می‌گوید:

 

مختومقلی سؤیمِز جدلی – جنگی

آخرت عَزم اتدی کؤپ دوستی – دنگی

 

با تمام خون دلهایی که مختومقلی، به خاطر جدائی قبایل ترکمن از یکدیگر می‌خورد و نیز نصایحی که برای یکپارچگی آنان می‌داد، نتوانست اتحاد این مردم را ببیند ولی باز به آینده خوشبین بود:

 

مختومقلی گونگله قایغی گتیرمه

بوُ بیر ایش وقتی دیر اوزونگ ییتیرمه

سؤزوم آنگلان یوْق دییپ اومسوم اوْتوُرما

جهان گینگ دیر چندان بیلِن- ده بار دیر.

 

آری او به آینده امیدوار بود و می‌دانست که آیندگان پی به ارزش ومفاهیم اشعارش خواهند برد. حال خود به قضاوت بنشینیم.

Print Friendly, PDF & Email