در میان ایل های ترک به تدارکات آماده شدن برای سرمای زمستان (گؤچ قاریشان) و به اولین برفی که بعد از چله بر روی کوه ها می نشیند (قوچ بورانی) می گویند.

یکی دیگر از اسامی این دوره از فصول سال (ناخیر قویان) است. زمانی که زمین آرام آرام نفس های گرم خود را فرو می برد و خاک شروع به منجمد شدن می کند. در این زمان است که عشایر و روستاییان باید هر چه برای گذران زمستان لازم است مهیا کرده باشد. لازمه هایی مانند: گندم برشته ، روغن ، پنیر ، گندم خرد شده و هیزم برای تنور و گرم کردن چادر و یا خانه روستایی.

همچنین آن ها باید برای دام هایشان تا رسیدن این دوره از سال برای گذراندن زمستان علوفه کافی جمع کنند.

در دوره ای که نفس زمین به سردی گرایید زمان استراحت خانواده عشایری یا روستایی فرا می رسد و بخاطر زحمت هایی که در فصل برداشت کشیده اند زمستان را به آسودگی می گذرانند. فامیل ها در یک جا جمع می شوند و بر سر کرسی گرمی می نشینند و با خوردن غذا های لذیذ و نوشیدن چای از گذشته و آینده حرف می زنند.

زنان عشایری و روستایی هم از این زمان استراحت بهره برده و قالیچه ، فرش ، گلیم ، پالاز ، پارچه ، جوراب و شال می بافند.

همان طور که استاد شهریار گفت:

قیش گئجه سی تووله لرین اوتاقی

کندلی لرین اوتوراقی ، یاتاقی

بخاریدا یانار اودون یاناقی

کندی باسار گولوب دانیشماق سسی

 

شب چله مانند عید باستانی ایل بایرامی (عید نوروز) با نوع معیشت ایل هایمان ، عادتمان و با عشق بسیار سینه به سینه گشته و به امروزمان رسیده است.

در شب چله در خانه بزرگان جمع می شوند و بر سر کرسی می نشینند و با شیرنی ها و میوه های متنوع عید چلله را جشن می گیرند.

برای تازه عروس و یا دختری که نامزد کرده است خانواده پسر با هدایای بسیار به خانه تازه عروس و یا دختری که قرار است عروس خانواده شان شود می روند. در میان ایل های ترک به این هدایا چیلله پایی می گویند.

مادر بزرگ ها صندوقچه هایشان را باز می کنند و به نوه هایشان هدیه می دهند.

یکی از رسم های دیگر در میان ایل های ترک خوردن هندوانه در شب چله است. مردم از اول پاییز هندوانه ها را برای شب چله انتخاب می کنند و در میان کاه نگه می دارند تا با شروع شدن شب چله با غروب خورشید عید چله را جشن بگیرند.

یکی از هدایایی مرسوم برای بردن آن به خانه فامیل هندوانه است:

بو قارپیز ، چیلله قارپیز

دوشوبدو دیله قارپیز

ییغییلیب خورجونلارا

گئلیب یار گیله قارپیز

بو قارپیز ، آلا قارپیز

بورونوب شالا قارپیز

قوی بوللوق اولسون ، گرک

بایراما قالا قارپیز

 

چله با این شب تمام نمی شود و این شب (اولین شب چله) برای شروع چله است. به چهل روز بعد از شب چله چله بزرگ و بیست رو بعد از چله بزرگ چله کوچک و ماه آخر بالا چیله می گویند. همچنین به ماه آخر بوز آی نیز می گویند.

بنا بر داستان ها چله ها چند خواهر هستند.

خواهر بزرگ می گوید: من احشام را در طویله ها نگه می دارم و سطح رودخانه ها را با یخ می پوشانم.

چله کوچک می گوید: من رودخانه ها را از عمق منجمد می کنم ، علوفه ها را از بین می برم ، آذوقه انسان ها را تمام می کنم ولی حیف عمرم کوتاه است.

و بالا چله می گوید: من ماه عیدم در ماه من گل های شروع به باز شدن می کنند ، پرستو ها ، درناها و لک لک ها می آیند.

 

چیلله پاییزین سون گئجه سی قیشین ایلک گئجه سی دیر

گئلین قیشی آیین شایین قارشیلاییب ، اوغورلا یولا سالاق

آغ ساقال آغ بیرچک لرینیزن یانیندا اوتوروب تانرینین وردیک لریندن ییرک چیلله گئجه سین قوتلایین

آغزینیز بال داتسین ، کونلونوز سوگی دولو ، دوداقلارینیز گولوشلو اولسون

سیزلره اوغور دولو ایللر دیله ییریک

چیلله نیز قوتلو اولسون

ائل اوباشرق قاپیسی

Print Friendly, PDF & Email