سید ابوالقاسم انجوی

ائل اوبا – در غالب شهرها و قریه های آذربایجان جشنی خاص دارند موسوم به خیدیر نبی یا خدیر نبی که زمان برگزاری آن بین دو چله ی زمستان و آن اوقات است و موضوع اصلی آن امید به آینده ی بهتر است با مساعدت و پایمردی حضرت خضر.

اهالی شهرستان اردبیل و آبادی های آن به چارچار یعنی چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک ، خیدیر نبی می گویند و عقیده دارند سرمای شدید زمستان در چارچار سبک می شود و از زمین دوری می گیرد.

به همین سبب آب و خاک رو به گرمی می روند. چون برپا داشتن مراسم خیدیر نبی نیز در همین ایام است به آن خیدیر نبی هم می گویند.

به جا آوردن آداب این جشن بیشتر ، از طرف زنانی است که نیت و حاجت و نیازی دارند. مثلا زنی است که بچه دار نمی شود یا زنی است که فرزندش نمی ماند یا زنی است که آرزو دارد پسر داشته باشد ، به این سبب نذر می کند که اگر حاجتش برآورده شد خیدیر نبی بگیرد یا اینکه خیدیر نبی می گیرد تا به آرزویش برسد.

ترتیب آن هم این است که از اقوام و خویشان و همسایگان خود دعوت می کنند و آنها هم به قدر وسع خود هرکدام مقداری گندم ، جو ، ارزن ، ذرت ، شاهدانه ، تخم هندوانه ، تخم خربزه ، نخود سیاه ، نخود سفید ، کنجد ، عدس ، ماش ، لوبیا ، تخم آفتابگردان و کمی تخم گشنیز – برای خوشبو شدن قاووت – می آورند ، بعد با این دانه ها به اصطلاح محلی «قوت یا قووت یا قاووت» درست می کنند.

برای این کار کسانی که نذر دارند به کمک اقوام و خویشان و همسایگانی که دعوت شده اند ، این دانه ها را اول سرخ می کنند و بعد با آسیاب دستی آرد می کنند و پس از آرد کردن ، آن را در طشتی می ریزند و در اتاق خلوت و نظیفی یک شال سفید یا قرمز پهن می کنند و طشت آرد را در وسط شال می گذارند. در اطراف شال هم شمع های الوان روشن می کنند و یک جلد قرآن کریم ، آیینه ، شانه ، آفتابه لگن و سجاده می گذارند.

بعد مهمان ها شام صزف می کنند و به شادی و رقص و سرگرمی می پردازند و آخر سر به اتاق مخصوصی که قاووت در آن است می روند و هر کدام یک قاشق آرد در کف دستشان می ریزند و از حضرت خضر حاجت می طلبند و به خانه هایشان باز می گردند.

بعد از انجام این مراسم ، صاحب اصلی نذر در اتاق را می بندد و دیگر هیچ کس به آن اتاق نمی رود زیرا معتقدند که نیمه شب حضرت خضر می آید و پس از آنکه وضو گرفت نماز می خواند و بعد دستش را روی آن آرد می گذارد یا شلاقش روی آن خط می کشد و می رود.

فردا صبح در اتاق را باز می کنند و همه به زیارت جای دست حضرت خضر می شتابند و پس از زیارت کردن جای دست حضرت خضر ، به آرد مقداری شکر یا دوشاب و شیره مخلوط می کنند و خمیری می سازند و از آن برای همسایه ها و خویشاوندان خودشان می فرستند.

آنها هم پس ازخالی کردن ظرف ، مقداری قند ، شیرینی ، تخم مرغ و گاهی پول در آن می گذارند و می گویند :

« پایوز چوخ اولسون ، الله قبول ائله سین » یعنی خدا زیاد کند ، خدا قبول کند.

مردم اردبیل در انجام این مراسم افسانه ای هم دارند به اسم کورد اوغلی ، یعنی پسر کرد.

می گویند که این کورد اوغلی آدم خوبی بوده و در یکی از همین روزها که مردم قاووت درست می کرده اند مسافر بوده و توی کولاک و در زیر بهمن ها ، مانده بود خداوند هم به خاطر کورد اوغلی هوای آن منطقه را گرم کرده و کورد اوغلی زنده مانده و با نفس کشیدنش برف ها را سوراخ کرده است و مردم متوجه شده اند مثل اینکه در زیر برف آدم زنده ای است ، برف را کنار زده اند و کورد اوغلی را زنده پیدا کرده اند.

«تاریخ گردآوری ازاسفند ماه ۱۳۴۶ تا دی ماه ۱۳۵۱خورشیدی»

جشن ها و آداب و معتقدات زمستان ، سید ابوالقاسم انجوی شیرازی ، انتشارات : امیر کبیر تهران ، نشر دیجیتال : ائل اوبا

 

Print Friendly, PDF & Email