دکتر جواد هیئت

ائل اوبا – ترکی جغتایی از زمان تیموریان رشد کرده و با ظهور شاعری بزرگ و شخصیتی قدرتمند همچون امیر علیشیر نوایی ، زبان ادبی این منطقه شد. در زمان امیر تیمور سمرقند از بزرگترین شهرهای اسلامی شد. تیمور معمار و متخصصان را از سرزمین های تسخیر کرده اش به سمرقند آورد و شهرک هایی در اطراف سمرقند برپا کرد.

بر این شهرک ها نام شهرهای بزرگی چون بغداد ، دمشق ، قاهره ، سلطانیه و شیراز را نهاد. مسجد جامع سمرقند بزرگترین مسجد جامع آن زمان بود. در این مسجد مقبره های تیمور ، شاهرخ واولوغ بیگ قرار دارد. در زمان شاهرخ فرزند تیمور و اولوغ بیگ نوه تیمور ، سمرقند مرکز فرهنگی شد ولی پس از آن مرکز فرهنگی به هرات انتقال یافت.

سلطان حسین بایقرا نیز در ۱۴۶۹ میلادی هرات را به پایتختی برگزید. او با دوست و هم شاگردی اش امیر علیشیر نوایی ، هرات رابه مرکز علم و ادب آن زمان تبدیل کرد.

نوایی بزرگترین شاعر زمان خود و بزرگترین شخصیت ادبیات ترک بوده و زبانهای عربی و فارسی و ترکی را به صورت کامل میدانست. او دیوان شعر ترکی و فارسی دارد. تخلص او در شعر ترکی نوایی و در شعر فارسی فانی بوده است. او شخصیت قدرتمند زمان خود بوده و به زبان مادری و مردمش وابسته بود.

از این رو شاعران زمان خود را توصیه می کرد تا به زبان مادری شعر سرایند و برای اثبات اینکه ترکی وسیع تر وکاملتر از زبان فارسی است ، کتابی با نام ” محاکمه اللغتین ” نوشت.

نوایی ۳۲ اثر منظوم ومنثور نوشته که نیمی به فارسی ونیمی دیگر به ترکی هستند. خمسه مهمترین اثر نوایی است که جمعا ۲۳ هزار بیت دارد.

نوایی چنان در ایران و ترکیه نامدار شده که شاعران ترکیه و آذربایجان بر اشعار او نظیره ها نوشته و کتاب لغتی چون سنگلاخ را برای فهم بهتر دیوان او نوشته اند.

نوایی بنیان گذار ادبیات جغتایی است. ترکی جغتایی از تلفیق لهجه اندیجان و ترکی ادبی آسیای مرکزی ظهور کرده است. ترکی جغتایی تاثیر مهمی بر ترکی آذربایجانی داشته است.

این بدان روست که در آن زمان تبریز و شیروان مراکز فرهنگی بوده و روابط نزدیکی با هرات داشته اند.چنانکه شاعران و هنرمندان آذربایجانی زیادی در مکتب هرات تحصیل کرده و این مکتب به شکل یک آکادمی در آمده بود.

پیش از نوایی کسانی چون میرحیدر خوارزمی ، سکاکی ، آتایی ، یقینی و گدایی در سمرقند و لطفی در هرات ، به ایجاد ادبیات جغتایی یاری رسانده بودند.

نوایی بیشترین کمک و حمایت رااز سلطان حسین بایقرا دریافت کرده بود. این شخص خود شاعر بوده و با تمام وجود به زبان مادری دلبسته بود. دوره فرمانروایی او ، دوره طلایی زبان ترکی است. بایقرا در شعر ترکی وفارسی تخلص ” حسین ” را برگزیده بود.

در مکتب هرات و تحت حمایت نوایی ، مورخانی چون حافظ ابرو ، سمرقندی ، میرخواند ، خواندمیر و دولتشاه سمرقندی ، نقاشانی چون بهزاد و حسین واعظ ، خطاطانی چون سلطان علی تربیت یافتند.

بابر پادشاه هندوستان نیز آثارش را به ترکی جغتایی نوشته و کتاب بابر نامه یعنی زیباترین نمونه نثر جغتایی را نگاشته است.

کتاب های لغت نوشته شده به ترکی جغتایی

این لغت نامه ها بیشتر در ایران ، هندوستان و آناتولی ، برای فهم بهتر آثار نوایی نوشته شده و مهمترینشان عبارتند از :

۱- بدایع اللغات در هرات سال ۱۷۰۵ م / ۱۰۸۴ ق نوشته شده است.

۲- لغت ابوشکا ، در آناتولی در آغاز سده ۱۶ میلادی

۳- لغت فضل الله خان در هندوستان سده ۱۷ نوشته و در کلکته چاپ شده است.

۴- کتاب زبان ترکی ، لغت نامه جغتای – فارسی است و توسط یعقوب جنگی در هندوستان نوشته شده است.

۵- سنگلاخ توسط میرزا مهدی خان استرآبادی منشی نادرشاه برای فهم بهتر آثار نوایی تالیف شده است.

۶- التمغای ناصری که لغت نامه جغتایی – فارسی است.

۷- بهجت اللغات ، لغتنامه فارسی – جغتایی است و در سده گذشته نوشته شده است.

۸- لغت شیخ سلیمان افندیبخارایی ، دراستانبول تالیف و چاپ شده است ( ۱۲۹۸ م ).

 

اکنون برای نمونه از نوایی و بابرشاه قطعاتی را می آوریم:

از لیلی و مجنون نوایی:

مین خسته کی بورقمنی چیکتیم

تحریری اوچون قلمنی چیکتیم

یازماغا بو عشق جاودانه

مقصودوم ایمس ایدی فسانه

مضمونیغا بولدی روح مئیلی

افسانه ایدی آنین طفیلی

لکن چورقمغا کیلدی مضمون

افسانه آنکا لباس موزون

بوایردی غرض کیم اول گروهی

کیم سؤزده عیان قیلیب شکوهی

بو نامه اوچون اولوب رقم کش

صفحه یوزون ایتتیلر منقش

گر نکته لری جهانی توتتی

غوغالاری انس و جانی توتتی

چون فارسی ایردی نکته شوقی

آزراق ایدی آندا تورکی ذوقی

اول تیل بیله نظم بولدی ملفوظ

کیم فارسی آنلار اولدی محظوظ

مین تورکجه باشلایان روایت

قیلدیم بو فسانه نی حکایت

کیم شهرتی چون جهانغا تولغای

تورکی ایلگه داقی بهره بولغای


یک غزل از بابر :

کیم گؤروبتور ای کونول اهل جهاندا یخشیلیغ

کیم کی اندین یخشی یوق گؤز توتما آندین یخشیلیغ

گرزمانغی نفی قیلسام عیب قیلمه ای رفیق

کورمادیم هرگز نیتاین بو زماندین یخشیلیغ

دلربالاردین یمانلیغ گیلدی محزون گونکلومه

گیلمادی جانمغه هئچ آرام جاندین یخشیلیغ

باری ایلغا یخشیلیغ قیلغیل که موندین یخشی یوق

کیم دیکای لار دهر آراقالدی فلاندین یخشیلیغ

یخشیلیغ اهل جهاندان ایستامه ” بابر ” کیمی

کیم گؤروبتور ای کونول اهل جهاندین یخشیلیغ

ترجمه :

ای دل چه کس از اهل دنیا نیکی دیده است. هرکسی که نیکوتر از او نیست انتظار خوبی اش نبر. گر زمانینفی کنم بر من عیب مگیر ای رفیق.

هرگزازاین زمانه خوبی ندیده ام. از دلربایان جفا آمد برقلب محزون من. هرگز نیامد برجان من آرامش یانیکویی . ای دل از بسیار خوبان بدی ها دیده ای بسی.

اکنون نمی توان اغماض کرد یعنی از هربدی خوبی . باری به مردم نیکی کنکه بهتر از این نیست که گویند در زمانه از فلانی مانده نیکویی.

همچون بابر از اهل زمانه نیکی نخواه . ای دل چه کس از اهل جهان نیکی دیده است.

مطالب بالارا میتوان بدین صورت خلاصه کرد: پس از ترکی باستان ( اویغوری و گؤگ ترک ) دو نوع زبان نوشتاری ظهور کرد :

یکی شمالی – شرقی ( ترکی خاقانی )

و دیگری ترکی غربی ( ترکی اوغوز )

ترکی شمالی – شرقی در آسیای مرکزی تاسده ۱۴ زبان نوشتاری بود و به نوعی ادامه ترکی باستان است.

این زبان پس از سده ۱۵ به لهجه های شمالی و شرقی تقسیم شد. در نتیجه سه زبان نوشتاری شرقی ، غربی و شمالی ظهور کرده وتا امروز دوام آورده است.

ترکی غربی براساس لهجه اوغوز ، ترکی شمالی برقپچاق و ترکی شرقی برلهجه آسیای مرکزی استوار بود.

به ترکی شرقی همچنین ترکی جغتایی گفته اند و از زمان امیر تیمور و با ظهور نوایی به درخشان ترین مرحله خود رسیده و سپس جای خود رابه ترکی ازبکی داد.

ویژگی های ترکی جغتایی:

صدای « نگ » موجود است. در کلمه و یا هجای نخستین ، کسره و فتحه به « ایی » تغییر می یابد. مانند:

گئجه = گیجه

سکگیز = سیککیز

گل = گیل

فتحه یا کسره موجود در مقابل او به ضمه تبدیل میشود. اسروک ( ست) = او سروک

گاه نیزصداهای گرد صاف ، بیان میشوند مثلا اوردو = اوردا

در بسیاری اوقات «ف» به جای «ب» تلفظ میشود. مثلا توپراق = توفراق

واژگان عربی و فارسی همواره پسوند ضخیم میگیرند.

مثلا فقیرقا ( به فقیره )

باسا به جای سونرا

ییگی به جای کیمی

چاغلیق به جای یئرینه

دیک به جای دک

مینگیزلیک به جای بنزرلیک

برای زمان حال از « دور » یا « تور » به عنوان فعل کمکی واز فعلربط «آ» و «اَ» استفاده می شود.

مثلا گیله دورمن به جای گلیرم

برایزمان آینده همانند ترکی باستان ، از قای ، گی ،قا ، گه ، قو و گو استفاده میشود.

مثلا قیل قای به جای قیلاجاغام

کیل قای به جای گله جگم

به جای فعل کمکی بیلمک ، از آلماق استفاده می شود.

مثلا به جای قیلا بیلسن می گویند قیلا آلسان.