امیر اکبری

به گزارش ائل اوبا به نقل از دورنانیوز ، در زمان ترکمانان آق قویونلو و قره قویونلو سیف الدین مکری، کردهای بابان و دیگر ایلات کرد را همراه ساخته منطقه ی دریاز مهاباد را از دست طایفه ی قزلباش خارج نموده و به تصرف درآوردند و بعدها هم مناطق دول، آختاچی، ایل تیمور و سولدوز را به آن افزودند.

استان آذربایجان غربی با احتساب دریاچه ی اورمیه ۴۳۶۶۰ کیلومتر مربع وسعت دارد. این استان با تمام شهر‌های تابع آن در دوره قاجار و قبل از آن جزوی از ایالت آذربایجان بوده و در دوره ی پهلوی به خاطر برخی مسائل امنیتی به دو بخش شرقی و غربی تقسیم میشود.

استان آذربایجان غربی از جمله استانهای تاریخی کشور است که سابقه ی تمدنی مهمی را در دل خود جای داده است؛ وجود تپه حسنلو در سولدوز، شهر‌های با سابقه ی تاریخی ۶ هزار ساله هم چون خوی، وجود سوغورلو (تخت سلیمان) در تیکان تپه، وجود بسیاری از بناهای شاخص اسلامی در استان از جمله مسجد جامع اورمیه نمونه‌ای از سوابق تاریخی این سرزمین کهن میباشد.

گرچه هیچ یک از شهر های آذربایجان غربی در هیچ دوره ی تاریخی پایتخت رسمی کشور نبوده اند ولی اهمیت شهر‌های استان از جمله اورمیه کمتر از شهر‌هایی که دوره ای به عنوان پایتخت برگزیده شده بودند، نبوده است که به سلطنت رسیدن کریم خان زند و آقا محمد خان قاجار و … در این شهر گویای همین اهمیت تاریخی است.

یکی از مناطق تاریخی در استان آذربایجان غربی منطقه “ترغای” یا “ترغی” بوده که بعد ها با کوچ طوایف کرُد، نام مکریان را به سبب سکونت ایل مکری به خود گرفته است.

منطقه ی ترغای واژه ای ترکی است، درلغتنامه ی دهخدا معنای ترغای یا ترغی به معنای شانه به سر یا هدهد آمده البته این واژه ی ترکی وارد گویش کردی هم شده که این گویش هم واژه های بسیاری از زبان ترکی به عاریت گرفته است.

ترغای یا ترغی واژه تاریخی است که به محدوده ی زرینه رود یا جیغاتی چای قوشاچای (میاندوآب) تا خانا (پیرانشهر فعلی) که در حدود ۴۰۰پاره قریه بوده اطلاق میشده، هم چنین در دوره ی تیموریان بین ۶۰ الی ۷۰ نفر از منطقه ی ترغای گرد آمده و به دیدار شیخ صفی الدین اردبیلی میروند.

کوچ عشایر کُرد مکری از شور زور عراق به داخل خاک آذربایجان توسط شرفخان بدلیسی تاریخ نگار کرد در اوایل دوره ی نادرشاه ثبت شده است.

جالبترین نکته در این رابطه وجود بیش از ۴۰ روستا با نام ترکی در شهرستان سویوق بولاق (مهاباد) و بیش از ۷۰ روستا با نام ترکی در شهرستان بَی کندی (بوکان) است و مهم ترین نکته اینکه قبل از تغییر نام مهاباد، این شهر با نام سویوق بولاغ شناخته میشد که به معنای چشمه ی سرد بود که طوایف کُرد بعد از مهاجرت واژه ایلی مکری را به آن اضافه نموده اند، حتی برخی عقیده دارند که طوایف مکری از طوایف مکریت ترکمان بوده اند.

چنانکه در زمان شاه عباس حاکم این منطقه نام بوداق سلطان را داشته که نامی کاملا ترکی به معنای شاخه ی گل میباشد، متاسفانه از این موضوع و سرنوشت این طوایف هم چیزی در دست نیست و اگر این طوایف در اصل ترکمان بوده اند چه بلایی بر سر آنان آمده؟!

از سرنوشت طوایف ترک زبان ساکن محدوده ی ترغای اطلاع دقیقی در دست نیست، اما طبق منابع تاریخی از طوایف ترکمانان بوده اند، وجود نامهای ترکی در روستاهای دو شهرستان فوق نشان دهنده ی وجود طوایف ترک زبان در این محدوده میباشد که سرنوشت این اقوام بعد از کوچ طوایف مکری دقیقا معلوم نیست.

ولی به نظر میرسد همین اقوام مجبور به کوچ شده و در دو شهرستان سایین قالا (شاهین دژ) و ساووج بولاغ در استان کرج ساکن شده اند.

عبدالرحمان شرفکندی (هژار) شاعر کرد زبان درباره کوه ترغی یا ترغای شعری دارد که منظور از ترغه همان واژه ی قدیمی ترغای نام قدیمی این منطقه و کوه است که نامی ترکی است که ترجمه ی مصرع اول این شعر این چنین است: ترغه چطوری قله ات هم چنان بلند است …

در شهرستان مهاباد علاوه بر نام های ترکی دره ها و کوه ها روستاهای فراوانی نیز با نام ترکی وجود دارد برای مثال:

قوزلوی علیا،قوزلوی سفلی،اوزون تاش،ایل تیمور،تقه گوز،خاتون استی،قره چیلان،قوزلوجه،قره قاچ،اوتمیش،عیسی کند،قوروغان،حاج علی کند،سیچان بولاغی،اوزون دره علیا،اوزون دره سفلی،قیزیلجه علیا،قیزیلجه سفلی،تکان لوجه،قره بولاغ،لاچین،خطایی،گوگ تپه،قره داغ،قپی باباعلی،داش تیمور،سلیم ساغول،آل بولاغ،توت آغاج،ترغه،قیزیل قپی ،اگری قاش و …

از واژه ی اگری قاش، گوگ تپه، تاش و …میتوان به سیر تحول زبان ترکی در این مناطق پی برد چنانکه همین واژه ها امروزه ایری داش،گوی تپه،داش و … خوانده میشوند.

هم چنین واژه ی آختاچی که امروزه به دو دهستان شرقی و غربی- قسمتی در شهرستان مهاباد و قسمتی در شهرستان بوکان – تقسیم بندی میشود، واژه ای کاملا ترکی به معنای شاه و فرمان روایی که دست نشانده و تابع شاه و فرمان روایی بزرگ تر میباشد، است.

نمونه ای از روستاهای شهرستان بوکان که با نام های ترکی که بیش از ۷۰ روستا است،بیانگر این موضوع است:

حصار بولاغی،عبدالله تپه سی،علی کند،شورجه،قازان سر،کهنه ملالر،ملالر،داش بند،اوچ تپه،دنگوز سفلی،ارمنی بولاغی،ترکمان کندی،قره کند،کول کند،قیشلاق،یاسی کندی،جان بولاغ،تیکان تپه،دوکچی،آغوتمان،اورتا کند،بوغدا داغی،آغجیوان،شیخ لر و …

از همین نام ترکمان کندی میتوان فهمید که ساکنین این منطقه در اصل از اقوام ترکمان بوده اند. بعدها طوایف دهبکری از دیاربکر کوچ کرده و در این منطقه ساکن شده اند و روستاهای دیگری نیز ساخته اند. شهرستان بوکان با احتساب شهر قره موسالو که امروزه به سیمینه تغییر داده شده است، بیش از ۷۰ روستا با نام ترکی دارد و شهر بوکان که نام آن بی کندی بوده و بعضی ها هم به اشتباه آن را واژه ای مغولی و نام سردار مغول میپندارند.

شهر قره موسالو واقع در شهرستان بوکان نام خود را از ایل شاهسون قره موسالو که از مجموعه ی ۱۱ طایفه بوده گرفته که به نظر میرسد ایل شاهسون قره موسالو از ترکیب ایل مقدم و چندین ایل دیگر که یکی از اصیل ترین اقوام ترک زبان این منطقه بوده اند تشکیل یافته است.

عیسی یگانه در کتاب تاریخ آموزش و پرورش سولدوز در مورد کوچ ایلات مکری به آذربایجان چنین مینویسد: در زمان ترکمانان آق قویونلو و قره قویونلو سیف الدین مکری، کردهای بابان و دیگر ایلات کرد را همراه ساخته منطقه ی دریاز مهاباد را از دست طایفه ی قزلباش خارج نموده و به تصرف درآوردند و بعدها هم مناطق دول، آختاچی، ایل تیمور و سولدوز را به آن افزودند.

شهرستان های پیرانشهر و اشنویه نیز هرکدام دارای تعدادی از روستاهای با نام ترکی میباشند که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره نمود:

اشنویه (که نام پیشین و ترکی آن اوش نووا بوده است) : قازان آباد،خانلر،اسلاملو،ترسه بولاغ،اژدها بولاغی،آغ بولاغ،قره سقل و …

پیرانشهر (که نام پیشیم و ترکی آن خانا بوده است) : قره خضر،سوغان لو،یاقوش،قوبه و…

ابن اثیر،۴۶۲/۱۲؛ابن واصل،۲۰۲/۴ به نقل از دائره المعارف بزرگ اسلامی جلد ۹ اوشنویه: در ۶۲۳ ق،سلطان جلال الدین، شورش ترکمانان ایوانیه در اشنویه و اورمیه را سرکوب و در آخرین سالهای سلطنت خود ،زمستان ۶۲۸ق را در اورمیه و اوشنویه به سر برد.

هم اکنون در شهر اشنویه در داخل بافت قدیمی شهر محله ای با نام حنفیان وجود دارد که سکنه آن متشکل از ترکهای سنی مذهب هستند، همچنین در قسمت های شمالی این شهرستان در چند روستا ترکهای سنی مذهب نیز حضور دارند.

ترکمانان ایوائی یا ایوه ای در قرن هفتم هجری حاکم عراق عجم بوده اند. طبق حکم طغرل بیگ سلجوقی کردستان امروزی جزوی از ملوک عراقین آورده شده است و سلطان سنجر سلجوقی قسمت غربی ایالت جبال را تقسیم نموده و سلیمان شاه ترکمان برادر زاده اش را حاکم این منطقه قرار داده است که این ناحیه با نام ولایت عراق عجم شناخته میشده چنانچه واژه ی عجم که توسط کردها بر روی ساکنین اصلی این مناطق گذارده شده، از این جریان تاریخی نشات میگیرد.

دائره المعارف اسلام طوایف قره قویونلو و آق قویونلو را یکی از شاخه های ترکمانان ایوه میداند که محل حکومت و زندگانی آن ها در شهرستان و شهر بهار در استان همدان است، این طوایف امروزه به بهارلو شهرت دارند که بسیاری از این طوایف در عراق عجم پراکنده بودند، چنانکه شهرستان های بیجار و قروه دارای سکنه ی ترک آذربایجانی میباشند.

به همین منوال دهات مابین بوکان تا بانه با نام قاباغ کندی یا محال قباغ شناخته میشده، واژه ی سقز هم به سبب وجود روستایی به نام سقزلو مصداق همین ریشه ترکی ساقیز یا سگیز یعنی عدد هشت بوده، هم چنین به صمغ گرفته شده از درخت بنه (ساققیز آغاجی) که در منطقه به وفور یافت می شود، در ترکی ساققیز یا سققیز گفته می شود.

البته قابل ذکر است که این واژه هشتمین شاخه ی ترکان اوغوز را هم شامل میشود چنانکه در افواه و زبانها از قدیم الایام ذکر میشود چنین بوده: سکگیز اوغوز، اون اوغوز، قطعا ریشه ی این کلمه از همین مقوله ی تاریخی ۸ اوغوز بوده، این شهر در دوره ی قاجار تابع و جزوی از آذربایجان بوده که بعدها تقسیمات ایالتی تغییر نموده و از حوزه ی ایالت آذربایجان خارج شده است.

شهرستان سقز نیز در استان کردستان دارای روستاهای فراوانی با نام هایی ترکی است که برای نمونه برخی از آن ها عبارت اند از:

قیشلاق آقا گوره، قتلو، قره بغره، چاغرلو، یازی بولاغی، آلتون علیا، سماقلو،قورو دره، قره چر، آیاغچی، باش بولاغ، بغده کنری، قره گویز، قره گول، قوچاق و …

البته برخی معتقد هستند که نام های ترکی در اطراف شهر مهاباد توسط شاهان قاجار در این منطقه گذارده شده که طبق اسناد قدیمی با وجود بیش از ۲۰۰ روستا با نام ترکی در این منطقه، نامگذاری آن نمیتواند توسط شاهان قاجار انجام گرفته باشد و این گفته ای غیر علمی است.

آن چه که معلوم است و در برخی موارد هم آثار و نامهای موجود،اطلاعاتی در این زمینه ارائه می کند ترک نشین بودن این مناطق ثابت شده است. چنانکه در دیگر موارد نامهایی هم چون ترکمان هم دیده میشود؛ طوایف ترک مقدم و ترکمانهای ایوه ای یا ایوائی یا دیگر قبایل ترکمان و به احتمال ضعیف طایفه ای به نام ترکمان مکریت هم در این منطقه سکونت داشته اند.

دشت سولدوز هم برخلاف ادعاهای غرض آلود ،قبل از سکونت ایل قره پاپاق، دو ایل مقدم ها و افشار ها بر آن مالکیت داشتند که تمام این ایل بعد از واگذاری این دشت توسط عباس میرزا نائب السلطنه به قره پاپاق ها، محال سولدوز را ترک کردند.

در نتیجه باید گفت دو ایل مقدم و ترکمانان ایوه و چپقلو از ساکنان اصلی این منطقه بوده اند. البته وجود برخی نامهای مغولی در منطقه هم جای تحقیق دارد، به نظر برخی نامهای بوکان و جیغاتی و تاتائو و … در اصل ریشه ی مغولی دارند در حالی که این هم نظریه ای ضعیف است، جیغاتی در اصل ترکی میباشد و از دو جزء جیغ و آتماق تشکیل شده، جیغ در ترکی به چوب درختان سختی گفته میشود که از آن ها در نبردها و جنگها استفاده میشود،و هم چنین نام بوکان قبلا بی کندی بوده است.

در استان خراسان رضوی هم شهری به نام جیغاتی وجود دارد که سکنه ی آن را ترکان خراسانی تشکیل میدهند و این واژه را نه جغتای (نام سردار مغول) بلکه آن را جیغاتی یعنی همان تلفظی که در استان آذربایجان غربی ترکهای آذربایجانی برای زرینه رود به کار میبرند،خوانده می شود.

منابع:

*دائره المعارف اسلام جلد ۹ اوشنویه مقاله ۳۵۸۰

*مشاهیر علمی و فرهنگی آذربایجان غربی- پرویز عقلمند-۱۳۸۵ – چاپ قصید سرا-صفحه ۲۸

*دائره المعارف اسلام جلد ۱۳ بهارلو-مقاله ۵۲۳۳

*شرف خان ابن شمس الدین بدلیسی،شرفنامه تاریخ مفصل کردستان،به اهتمام ولادیمیر ولییانوف زرنوف – اساطیر،تهران،۱۳۷۷،صص ۲۸۸-۲۹۶

*جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی،تالیف لسترنج،ترجمه ی حمزه ی محمود عرفان،چاپ ۱۳۸۸ تهران

*تاریخ آموزش و پرورش سلدوز،،عیسی یگانه،۱۳۸۶ صفحه ی ۳۹

*لغت نامه ی دهخدا – معنای ترغای یا ترغی

*مکریان و اندیشه ایران،برزویی،مجتبی،پایگاه تخصصی مجلات نور نشیع گفتگو،مرداد ۱۳۸۸ ص ۸۳

*فرهنگ جغرافیای شهرستان های کشور،سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح-۱۳۸۱-جلدهای مهاباد و بوکان

*آذربایجان غربی در آینه تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران – محمد رضا محمد قلی زاد – انتشارات حسامالدین چلپی-۱۳۹۱

*نکته ای چند در حاشیه ی حواشی جهانگشا – نشریه ی زبان و ادبیات – سال نهم – بهار ۱۳۳۲- شماره یکم – پایگاه مجلات تخصصی نور-مهدی ضیائی

*ساختار معیشتی و اقتصادی ایلات و عشار آذربایجان غربی – ابراهیم اسکندری نیا

برگرفته از هفته نامه ی آغری، چاپ اورمیه، سال نهم، شماره ۱۴۲، یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۲، نویسنده:امیر اکبری

Print Friendly, PDF & Email