پرویز زارع شاهمرسی

ائل اوبا – نام نوعی بازی کودکانه . بازیکنان دور هم می نشینند و دستهایشان را جلو می آورند. یکی از آن ها استاد شده و متنی را می خواند :

« ایگنه ایگنه اوجو دوگمه ، بربرینجی برین کئچیر ، شاهماجی شاتیر کئچیر ، قوچ آغاجی قوتور کئچیر ، هاببان هاببان ، ییرتیل ییرتیل سو ایچ قورتول »

( سوزن سوزن نوکش دوگه ، خال کوب می آید ، زخمی می رود ، کلنگ دوسر ، کلنگ به دست می رود . قوچ قوی هیکل ،نیز زخمی می رود . بپر این ور ، بپر آن ور ، بخور ،بترک ، آببخور نمامش کن ) – « برای خواندن روایتی دیگر از این شعر اینجا کلیک کنید »

و در ادای هر کلمه یکی از انگشتان بازیکنان را رد کرده و پیش می رود . آخرین کلمه متن یعنی « قورتول » به نام هر انگشتی افتاد ، آن انگشت کنار گذاشته می شود . استاد دوباره شروع به خواندن متن می کند تا زمانی که فقط انگشت یا انگشتان دست یا دست های یک نفر باقی بماند. در این صورت این بازیکن بازنده محسوب می شود.

در این هنگام استاد رویش را به طرف بازنده کرده و از او می پرسد که از دو کلمه « قا » و « قو » کدامیک را می خواهد.

بازنده مجبور است یکی از این دو را انتخاب کند . اگر بگوید «قا» می خواهم به عنوان اینکه خواسته «قارقا» ( کلاغ ) باشد ، همگی او را هو می کنند و میخندند و اگر بگوید «قو» میخواهم استاد می گوید که این بچه « قوتور » (جرب) است و باز بچه ها با هلهله و کف زدن بازی را به پایان می برند و اگر مایل باشند بازی به همین شیوه تکرار خواهدشد.

این بازی به شکل دیگری نیز انجام می شود:

یک نفر استاد بازی می شود . بازیکنان دست های خود را روی زمین می گذارند. استاد متنی را می خواند و با گفتن هر کلمه به یک انگشت اشاره می کند.

آخرین کلمه متن به هر انگشتی که بیفتد ، آن انگشت کنار گذاشته می شود . این کار ادامه می یابد تا تنها یک انگشت باقی بماند که متعلق به هر بازیکنی باشد ، استاد گوش او را گرفته و در همان حال متن دیگری را می خواند ، سپس از او می خواهد که نام پرنده ای را بگوید و تا زمانی که پرنده گفته شده در آسمان دیده نشود ، استاد گوش او را همچنان نگه داشته و رها نمی کند.

 

Print Friendly, PDF & Email