دکتر رحیم آق بایراق

مهم ترین و قشنگ ترین کلمه در هر زبان که در کتیبه ها و کتب بدون تفسیر قابل استناد است واژه آفریدگار است.

این کلمه در زبان ترکی و طول پنج هزار سال گذشته از ترکان سومری تا اورارتویی و تا امروز با همین ساختار حفظ شده است.

مثال: در زبان فارسی از (دئوا ) در زمان هم گروهی با هندیان به (اهورا مزدا) در زمان داریوش و (بگ) در زمان خشایارشاه به (یزدان) در زمان اردشیر و ساسانیان و بعد (خدا) تغییر یافته است. اولی ریشه هندی و سومی ترکی و چهارمی آرامی دارد. گویی با تعویض هر شاه نام خدا نیز عوض می شد،

البته قوت (مبارک به زبان ترکی) قوتلو و قوت سیز و قوتای.خدای نیز ریشه ای ترکی دارد و در زبان پهلوی به صورت خوتای نوشته می شد. در شعر نسیمی نیز قوتلو یک عبارت اثبات کننده است.

اما در زبان ترکی واژه “تینگری” از روز اول تاکنون ثابت مانده است.

این کلمه در کتیبه های پنج هزار ساله تا میلاد، سومری و اعقابشان با نگاره 𒀭 و (۲۴۰۰) سال قبل در منابع چینی به صورت  撑犁 رونویسی شده است.

در کتیبه های اورخون (۱۳۰۰ سال قبل) با کاراکتر 𐰚𐰇𐰚:𐱅𐰭𐰼𐰃‎ دیده می شود.

بعد ها در کاشغری هزار سال قبل می بینیم. و منابع اویغوری…

و در میان همه لهجه های ترکی کشورمان و سایر کشورهای ترک نشین یکسان است از دامغان مسجد تاری خان تا زبان استاد شهریار و علی آقا واحد..

از دیگر موارد جالب اینکه این کلمه در تمام این پنج هزار سال برای آسمان و ستاره صبحگاهی (تانگ اولدوزو) نیز استفاده شده و در سومری به شکل ستاره نوشته می شود.


نمونه ها :

دده قورقود:

قادیر “تانری” وئرمه یینجه ار بایماز

بایاتی بدون تاریخ:

تــاری- تاری  حـاق “تاری”

گــــــل باجادان باخ باری


خاقانی:

ترک عجمی ولی دری گوی،

یلواج شناس “تنگری” جوی‌


خاقانی:

سنقر کفر پیشه را سن سن گوی ننگری

نایب “تنگری” تویی کرده به تیغ هندوی


مولانا:

ترک تویی ز هندوان چهره ترک کم طلب

ز آنک نداد هند را صورت ترک “تنگری”

نباتی:

دور، سنی “تاری”، گتیر

نسخه ی اسکندری

معجزشبستری:

سنی “تاری” بایرام خانیم

راضی اولما من اوتانیم

انوری:

آنکه از ملکش خراسی دیده باشی بیش نه

این همی گوید اله آن ایزد و آن “تنگری”

شهریار:

بو گوز للیک کی جهاندا سنه وئرمیش “تانری”

و نمونه هایی در تصاویر

 

 


قدردانی از مساعدت اساتید سجادی و رسول اوغلو
@salehsajady
@yusufrsuloglu