نشریه الکترونیکی ائل اوبا

و من آیاته خلق السّموات و الأرض و اختلاف ألسنتکم و ألوانکم إنّ فی ذلک لآیات للعالِمین

آران ، ولایتی است از آذربایجان


لینک مطلب : http://eloba.ir/?p=744

مهدی خیری

حقیقت نام “سرزمین های شمالی رود ارس ” و بررسی مدعای نام “آران

اطلاق نام “آذربایجان” به سرزمین های شمال رود ارس همواره موضوع بحث و جدل بوده است. برخی با استناد به معدودی منابع تاریخی، مدعی هستند که نام واقعی و تاریخی جمهوری آذربایجانآران” بوده و نام “آذربایجان” توسط بلشویک‌ها با هدف الحاق آذربایجان ایران به این منطقه ساخته شده است.

این مقاله به بررسی این مدعا و ارائه شواهد و قراین تاریخی می‌پردازد. شواهد و قراین متعددی که نشان می‌دهد نام “آذربایجان” سابقه‌ای دیرینه در این منطقه دارد که به قبل از حکومت بلشویک‌ها برمی‌گردد.

از آنجایی که اثبات شی نفی ماعدا نمی کند بدین معنی که اثبات مساله‌ای به منزلهٔ نفی غیر از خود نمی‌باشد ، بنابراین وجود نام منطقه ای بنام آران در آنسوی رود ارس نافی نام «آذربایجان» بودن این ناحیه نیست و “آران” فقط نامی برای قسمتی از این منطقه بوده است ، در ادامه به بررسی تعدادی اسناد تاریخی در این خصوص می پردازیم:

بردعه‌ نام شهری است که در آن سوی رود ارس واقع شده است و در صفحه 671 جلد چهارم کتاب تاریخ إبن خلدون جزوی از بلاد آذربایجان معرفی شده است. این سند ادعای افرادی را که اطلاق نام آذربایجان بر آنسوی رود ارس را منکر می شدند بی اعتبار می سازد.

یعقوبی مورخ قرن سوم هجری در البلدان حدود آذربایجان را از زنجان تا ورثان و آن سوی ارس و از آنجمله شهرهای بیلقان و بردعه  را در آذربایجان علیا دانسته است.

زین العابدین شیروانی در کتاب خود به نام بستان السیاحه در مدخل ایروان می نویسد که : ایروان وی دارالملک آران از مضافات اذربایجان است .

قَلقَشَندی در کتاب مشهور صُبْح اَلاَعشی فی صِناعة الاِنشاء جلد چهارم صفحه 362 در مورد شهر تفلیس می گوید که آخرین شهر آذربایجــــــــان است .

در جلد 5 صفحه 354 کتاب شذرات الذهب از تفلیس به عنوان شهر آذربایجان نام برده شده است. «تفلس بلد بأذربيجان» .

ابن الفقیه حد آذربایجان را از برذعه (قراباغ ولایات آنطرف ارس) تا زنجان نوشته است. (مختصر کتاب البلدان ، ص 285)

یاقوت حموی در کتاب معجم البلدان ، مجلد اول ، ص 128 در بیان حدود آذربایجان از شهر برذعه نام می برد که از شهرهای واقع در شمال رود ارس است.

حد اذربایجان از مشرق برذعه و از مغرب ارزنجان ، و از شمال بلاد دیلم و گیلان و طارم است. سرزمینی گسترده است و بزرگترین شهرهای نامبردارش تبریز است که امروز قصبه آن به شمار می آید. در گذشته قصبه آن مراغه بود و از شهرهای آن خوی ، سلماس ، ارومیه ،اردبیل ، مرند ، و جز آن است. کشوری گرانمایه و مملکتی بزرگ است که بیشتر آن کوهستان است ، دژهای بسیار و خواربار فراوان و میوه های گوناگون دارد. من سرزمینی با این همه باغستان و چشمه سار ، و پرآب ندیده ام.

در جلد نهم صفحه 81 کتاب البدایه و النهایه ابن کثیر در باب وقايع سال نودویک هجري مي نويسد:

«فيها غزا الصائفة مسلمة بن عبد الملك و ابن أخيه عبد العزيز بن الوليد، و فيها غزا مسلمة بلاد الترك حتى بلغ الباب من ناحية أذربيجان، ففتح مدائن و حصونا كثيرة أيضا ».

در اين سال (91 هجري) مسلمه بن عبدالملک و برادرزاده اش عبدالعزیز به سرزمین ترکان تاخت و تا منطقه باب الابواب (دربند) آذربايجان رسيد و در آنجا شهرها و قلعه‌ها را فتح کرد.»

امروزه شهر باب الابواب (دَربَند) در حاشیه دریای خزر در جنوبی‌ترین قسمت فدراسیون روسیه و شمالی ترین نقطه جمهوری آذربایجان واقع شده‌ که ابن کثیر از آن با نام آذربایجان یاد نموده است.

در کتاب لغت برهان قاطع که در سال 1062 هجری قمری یعنی 300 سال قبل از حکومت ” مساوات ” و بولشویکها ازطرف حسن تبریزی در هندوستان نوشته شده در مقابل کلمه آران چنین آمده است:

« آران: به تشدید ثانی بر وزن پرآن نام ولایتی است ازآذربایجان که گنجه و بردع از اعمال آن است. گویند معدن طلا و نقره در آنجاست و بی تشدید هم گفته اند و حنا را نیز گویند که بدان دست و پای و محاسن خضاب کنند.»

مسعودی مورخ اسلامی نیمه نخست قرن چهارم در کتاب مروج الذهب از آران با عنوان «الران من بلاد آذربایجان» یاد کرده است.


در تاریخ بلعمی که تقریبا 1050 سال پیش توسط ابوعلی محمد بلعمی وزیر سامانیان از تاریخ طبری ترجمه و باهتمام آقای دکتر جواد مشکور در سال 1337 در تهران چاپ شده در مبحث فتح آذربایگان و در بند خزران چنین آمده است:

« در خبر آمده عمربن الخطاب نعیم بن مقرن را نامه فرستاده بود که سماک بن حرثبه رابه آذربایگان فرست و آنجا عصمه بن فرقد و عبدالله را فرستاده بود ، و آتش خانهای عجم آنجا بود و عجم آتش را آذر خوانند به زبان پهلوی ، از بهر آن آذربایگان خوانند که در اصل آتش را عجم آنجا بود ، پرستیدندی.و اول حد از همدان درگیرند تا بابهر و زنگان بیرون شوند،و آخرش بدربند خزران.و در این میان هر شهری که هست ، همه را آذربایگان خوانند.وبتازیباب گویند.وآنهمه راهها را ابواب گویند.وراههاست به آخر آذربایجان ، که از آنجا به بلاد خزران شوند، بعضی از خشکی و بعضی از دریا، که از ری دربند خوانند، وراهی دیگر است در آن میان، و شهری است بزرگ که آنرا خزر می ناخوانند، سوی ری و عراق افتد و ضمنا اشاره است صریح در صفحه 42 همین کتاب دایر به اینکه( این سرزمین ها همه بدست ترکان بود ) موجود است.»

غیاث الدین رامپوری در فرهنگ غیاث اللغات به صورت کاملا صریح و آشکار نوشته که آران ملکی است از ولایت آذربایجان

 

ابن اثیر مورخ بزرگ اسلامی در کتاب کامل ، آران را جزوی از آذربایجان شمرده است. رجوع کنید به الکامل ، ترجمه علی هاشمی حائری ج 16

حمدالله مستوفی هم در نزهه القلوب(740) چنین می نویسد:

«آذربایجان حدودش با ولایات عراق عجم و موغان و گرجستان و ارمنستان پیوسته است.

محمود میرزای قاجار در سفینة المحمود جلد دوم صفحه 655 در بیان حدود آذربایجان از شهرهای اردوباد و نخجوان و ایروان و گنجه و قرا باغ و شکی و شیروان و دربند و قبه و بادکوبه و بیلقان که در آنسوی رود ارس قرار دارند نام برده و متذکر می شود ولایات آذربایجان از رودخانه قزل اوزن است و انتهایش به گرجستان متصل می شود.

شمس الدین سامی که اصلش از آلبانی بوده و در ماده نظامی قاموس الاعلام خود که در سال 1898 در استانبول منتشر شده زادگاه شاعر را قصبه گنجه آذربایجان نوشته است. رجوع کنید به قاموس اعلام ، مجلد ششم ، صفحه 4589

مرحوم دهخدا نیز در لغت نامه خود آران را «اقلیمیست در آذربایجان» نوشته است.

از مطالب فوق که مشتی از خروار اسناد تاریخی است چنین مستفاد میشود که سرزمین شمالی ارس نیز آذربایجان نامیده میشده و هردو یک واحد جغرافیایی و سیاسی بوده اند و باهم پیوند تنگاتنگ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و قومی داشته اند.