زنى که فرزند خویش را انکار مى کرد

زنى که فرزند خویش را انکار مى کرد

او كه جوانى نورس بود سراسيمه و شوريده حال در كوچه هاى مدينه گردش مى كرد، و پيوسته از سوز دل به درگاه خدا مى ناليد: اى عادل ترين عادلان!ميان من و مادرم حكم كن.عمر به وى رسيد و گفت: اى جوان! چرا به مادرت نفرين مى...

ادامه مطلب ...