پروفسور محمد تقی زهتابی

ائل اوبا – نخستین ساکنان سرزمین آذربایجان ، پیش از در آمدن اقوام هند و اروپایی به منطقه تمدن های باستان نواحی غربی جغرافیای ایران کنونی از جنوب به شمال عبارت بودند از:

تمدن های ایلام ، کاسی ، لولوبی ، گوتی ، هوری ، ماننا و اورارتو. این تمدن ها همه دارای یک منشا واحد بوده اند.

این منشاء واحد همان تمدن های سومر و ایلام و در ارتباط با ایران اگر دقیق تر گفته باشیم تمدن ایلام بوده است. تمدن های کاسی ، گوتی ، لولوبی ، ماننا و ماد شعبه هایی از همین تمدن ایلامی بوده اند.

زبان همه اقوامی که این تمدن ها را بوجود آورده و برای ایران کنونی ، دیرین ترین افتخارات و سرافرازی ها را به ارمغان آورده اند التصاقی و از گروه زبان های اورال – آلتائیک بوده است.

 

دکتر ض.صدر در یکی از مقالات خود می نویسد:

« در تحلیل تمدن کشورمان باید گفت تمدن ایرانی یعنی تمدن ایلامی ، بنا به نوشته پی یر آمیه در کتاب ” ایلام ” تمدن ایلامی از هفت هزار سال قبل از میلاد تا زمان انقراض آن در ۶۴۰ ق.م ادامه داشته و از عصر سفال و سفال رنگی و مفرغ و آهن به تشکیل شهر – دولت ها و دولت سراسری(در ۲۲۰ ق.م) ره سپرده و پروسه و بافت تمدن عظیم آن در دست است.

ده هزار لوحه خوانده نشده آن در دانشگاه شیکاگو وجود دارد اگر همه آنها خوانده شوند گرامر زبان ایلامی هم بصورت کامل بدست خواهد آمد

متاسفانه با رواج فرهنگ ناسیونالیسم افراطی پهلوی ، رفته رفته این تمدن در هاله فراموشی رفت.

زیرا ایلامی ها نه سامی بودند و نه آریایی ، زبان آنها به تصریح محققین و مورخینی چون ویل دورانت ( تاریخ تمدن ) ، سرپرسی سایکس ، کلمان هوار ، پطروشفسکی و هنری فیلد جزو زبان های اورال آلتائیک نظیر فنلاندی ، ترکی ، مجاری و مغولی و … است.

فرم و سیستم شهر و ده و ایل تباری و روستا نشینی و قانون گذاری در ایران و خلاصه ریشه تمدن سنتی ما به ایلام بر می گردد

و با توجه به اینکه زبان ایلام یکی از سه زبان اصلی دوره هخامنشی ها بوده و داریوش کتیبه بیستون را به زبان بابلی ، ایلامی و پارسی باستان نوشته است و پایتخت هخامنشی پایتخت ایلامی ها یعنی شهر شوش بوده است

لذا زنده بودن زبان ایلامی بعنوان زبان اداری و دیوان در آن دوره مسلم است و بنابه روایت مورخین اسلامی تا قرن سوم هجری ، زنده بوده است.

( این زبان هنوز نیز تا اندازه ای زنده است. م )

 

نتیجه اینکه ایجاد تمدن در کشور ما بدست ایلامیان انجام گرفته که خوزی ها یکی از طوایف سه گانه آنها بوده اند.

و نام خوزستان نظیر نام دریای خزر یادگار قوم ناپدید شده ایست که از تاریکی هزاره ها فروغ تمدن آن سوسو می زند و دلهای حقیقت خواه را بسوی خود می خواند.

در کنار این تمدن ، تمدن های گوتی ، ماننا ، کاسیت ، لولوبی ها و غیره وجود داشته است.

و همه اینها بنا به تعریف مورخین ، ازیاتیک زبان ( منسوب به آسیای مرکزی ) بوده اند و به گروه زبان های التصاقی ( اورال و آلتائیک ) متعلقند».

وارلیق ، سایی ۱-۸۸ ص ۱۰۳-۱۰۲

 

دکتر ض.صدر این مطالب را بر اساس کتاب « در تاریکی هزاره ها » تالیف ایرج اسکندری که جزو کادر مرکزی رهبران حزب توده و از شاهزادگان قاجار بود ، نوشته است.

از سخنان ض.صدر چنین بر می آید که محور اصلی مطرح شده در کتاب ایرج اسکندری اندیشه « تمدن ایرانی ، یعنی تمدن ایلامی » است.

این نظریه اسکندری که خود فردی واقع بین و غیر متعصب است شایان توجه و ژرف اندیشی است.

با دقت پیرامون این موضوع ، و با تجزیه و تحلیل رویدادهای دوران مربوطه می بینیم که پارسیان از بدو ورود و استقرار در ایالت فارس در ۹۰۰ سال پیش از میلاد تابع و خراجگزار دولت ایلام بوده اند چرا که این اراضی متعلق به ایلامیان بود.

حتی در دوران نخست حضور پارسیان در ایالت پارس ، دولت ایلام در این ناحیه دارای امرایی بوده و کتیبه هایی از آنان به زبان ایلامی تا امروز در استان فارس باقی است.

زبان اداری پارسیان در این دوره زبان ایلامی بود. سرانجام شاهان مادی با تصرف ایالت پارس ، پارسیان را منقاد خویش ساختند و آنان این بار بجای شوش ، تابع اکباتان و خراجگزار مادها گشتند.

لیکن زبان اداری آنان همچنان ایلامی بود ، چرا که میان زبان ایلامی و زبان دولت ماد تفاوت مهمی وجود نداشت و این دو زبان محتملا همانند بودند.

 

تا امروز کتیبه ای بزبان مادی بدست نیامده است. بدون شک شاهان مادی کتیبه هایی داشته اند.

لیکن زبان رسمی آنان یا ایلامی و یا زبان گوتی و لولوبیایی بوده و با زبان ایلامی قرابت داشته است.

این نیز تا حدودی منطقی بنظر می رسد چرا که در آستانه تشکیل دولت ماد ، اخلاف گوتیان و لولوبیان دارای امارات مختلف چندی بودند که زبانهایشان اگر چه هم ریشه بود

لیکن تا اندازه ای با هم تفاوت داشت و این زبانها هنوز در نتیجه فشار ها و تهاجمات خارجی به عنوان زبان ادبی و کتابت شکل نیافته بود.

در مقابل ، زبان ادبی ایلامی که با زبان های محلی مزبور خویشاوند و هم ریشه بود ، از یک سو سابقه کتابتی تقریبا سه هزار ساله داشت و از سوی دیگر در این مدت بلحاظ سیاسی جزو زبان های ادبی شناخته شده و مهم منطقه و زبان رسمی دولتهای کاسی ، گوتی ، لولوبی و ماننا بود.

 

این زبان حتی در دوران هخامنشیان به ظن قوی زبان اداری بوده و از اینرو کتیبه داریوش دارای متن ایلامی نیز می باشد.

زبان ایلامی حتی پس از هخامنشیان نیز نفوذ و اعتبار خود را در منطقه محفوظ داشته بود و این امری طبیعی است چرا که عمر حکومت هخامنشیان در مقایسه با حاکمیت ۲۸۵۰ ساله ایلامیان و نفوذ و تاثیر آن بسیار اندک و کم اهمیت است دکتر ض.صدر می نویسد:

« پادشاهی پارس ها در ۵۵۰ ق.م آغاز شده و در ۳۳۰ ق.م توسط مقدونیان منقرض گردید.

عمر امپراتوری عظیم هخامنشی ۲۲۰ سال بود که از سند تا مصر گسترده بود که در مقایسه با عمر حکومت ایلامی که ۲۸۵۰ سال بوده ، بسیار ناچیز است.

تمدن هفت هزار ساله ایلامی را ابدا نمی توان با تمدن هخامنشی قابل مقایسه دانست.

زیرا این سیر تحولی قوم پارس نبود که تخت جمشید و قصر اصلی داریوش در شوش و غیره را پدید آورد ، بلکه به تصریح داریوش او بوسیله استادان تمدنهای تحت سلطه ، این اثر بدیع را خلق کرده است.

وارلیق ، سایی ۱-۸۸ ، ص ۱۰۴

 

با استتنتاج از توضیحات ارائه شده بار دیگر باید متذکر شویم که ایلامیان پیش از در آمدن اقوام هند و اروپایی من جمله پارسیان به فلات ایران ، حدود سه هزار سال در این ناحیه حاکمیت داشتند و تمدنی درخشان پدید آورده بودند.

همسایگان و هم نژادان آنان یعنی گوتیان و لولوبیان نیز در قلمرو ماد مرکزی و آذربایجان زیسته و تمدنی بوجود آورده اند.

زبان ایلامی مدت ها پیش از برآمدن امپراتوری ماد که زبان اداری و کتابت در آن ، ایلامی بود و در هزاره سوم پیش از میلاد میان اقوام گوتی و لولوبی ساکن در قلمرو ماد مرکزی رایج بوده است.

یک سند تجاری ساده بدست آمده از تپه سیلیک که به زبان ایلامی نوشته شده مؤید این واقعیت است.

این سند بوضوح نشان می دهد که در هزاره سوم پیش از میلاد میان گوتیان و لولوبیان اهالی اسناد عادی خویش را به زبان ایلامی می نوشته اند.

بر اساس منابع سومری ، اکدی ، ایلامی ، و بابلی از حدود دو هزار سال پیش از ورود پارسیان به فلات ایران ، با نام دو قوم که در اراضی همدان و آذربایجان کنونی سکونت داشته اند آشنا هستیم:

گوتی Gutti و لولوبی Lullubi.

 

سخنان ر.گیرشمن مورخ فرانسوی در این باره شایان توجه است:

« در آغاز هزاره سوم ق.م ( احتمالا حتی پیش از آن نیز.م) دشت غنی بین النهرین وارد عهد تاریخی شده ، و بر اثر متونی که ساکنان دشت واقع بین دو شط درباره تاریخ مملکت خود باقی گذاشته اند نخستین اشعه نور ، در ظلمتی که تاریخ ایران را تا حدود ۲۰۰۰ سال بعد هم پوشانده ، نفوذ کرده است…

درباره نواحی شمالی دشت شوش ، اطلاعات کمی که ما داریم غالبا منحصرا از منابع بابلی است.

بعلاوه ، محوطه ای که در خصوص آنها متون مذکور بحث می کنند ، در داخل ایران چندان پیش نمی رود.

زیرا آنها فقط از نواحی سر حدیی گفتگو می کنند که توسط ملل ساکن تپه ها مسکون بود ، و مردم شومر و قوم سامی نژاد دشت بین النهرین دایما با ایشان در تماس بودند.

این اقوام از جنوب به شمال عبارتند از : عیلامیان ، کاسیان ، لولوبی و گوتی. همه اینها به یک دسته نژادی متعلق اند زبان آنان به هم وابسته است و فشار مستمر دشت بین النهرین ، که هرچه بیشتر بصورت پادشاهی های متمدن در آمده بود ، همه آنان را مجبور کرد که در یک زمان متحد شوند ، هر چند که این اتحاد موقت بود.

نزاع عظیم بدویان و نیمه بدویان با سکنه خانه نشین ادامه یافت. در نظر یک منشی بابلی که در این عهد میزیست ،عالم تمدن به دامنه های زاگرس خاتمه می یافت.

حال چنین بود تا ورود ایرانیان ( پارسیان . م ) یعنی دو هزاروپانصد سال بعد ، … .

هر زمان که کشور بابل تحت سلطنت سلسله ای جدید و قوی بود ، فشار دشت بین النهرین بر سکنه جبال شدید می شد.

انحطاط بابل از سوی دیگر به منزله شیپور جمعی بود برای اقوام ساکن تپه ها ، که آنها را به پایین فرا می خواند تا دشت غنی مذکور را غارت کنند و حتی گاهی آن را در مودتی کمابیش طویل ، اشغال نمایند.».

ر. گیریشمن ، پیشین ، ص ۳۸-۳۹

 

عبارت گیرشمن روشنگر آن است که پیش از درآمدن هند و اروپائیان به این منطقه در خاور نزدیک و میانه تنها اقوام سامی و آسیانیک می زیسته اند.

اظهارات گیریشمن همچنین موید آن است که چنانکه پیش تر نیز بدان اشاره کردیم سومریان ، ایلامیان ، کاسیان ، گوتیان و لولوبیان هم نژاد و بدون تردید اقوامی التصاقی زبان بوده اند.

زیرا چنانکه گیرشمن نیز می گوید زبان همه این اقوام با یک دیگر قرابت داشت. سومریان و ایلامیان از طریق گذرگاه دربند به این منطقه ( بین النهرین و شوش ) در آمده و به هر روی از آذربایجان عبور کرده اند.

در جریان گذر آنان از آذربایجان قبایل و طوایفی از ایشان در این ناحیه رحل اقامت افکنده و در نتیجه هم جوشی و آمیزش با اهالی محلی در طول قرن های متمادی اقوام گوتی و لولوبی را بوجود آورده اند.

چنین حوادثی در دوران متاخرتر نیز به کرات تکرار شده است . می توان گفت که آذربایجان همواره در طول تاریخ گذرگاه و محل استقرار و اسکان اقوام ترک بر آمده از آسیای میانه بوده است.

ف.هومل در اوایل قرن بیستم با مقایسه لغات سومری و ترکی آنها را از یک ریشه محسوب و هر دو زبان را جزو گروه آلتائیک شمرده است.

سیری در زبان و لهجه های ترکی ، جواد ، هیئت ، ص۲۱

 

ابراهیم قفس اوغلو تاریخ نگار ترک ضمن بحث از ترکان ۱۵۰۰ سال پیش از میلاد می نویسد:

« محتملا ترکان در دورانی قدیم تر ، از طریق فلات ایران به بین النهرین در آمده اند.

اینان سومریان اند که نخستین قوم متمدن بشمار می روند و زبانشان ، نه از زبانهای سامی و هند و اروپایی ، بلکه جزو گروه زبانهای التصاقی که زبان ترکی را نیز شامل می گردد ، بود».

Turk dunyasi el kitabi . Ankara . 1976 . s . 694

 

ائل اوبا

Print Friendly, PDF & Email