حسین جدی (بایات)

نظریه : قبیله ی (اویماق) قایی :

ائل اوبا – در منابع مختلف ، این قبیله به نام های قایی ، قاییق ، قای ، قایین ، کایی – کای و شایی و شای و کایین در منابع چینی بعدها به نام های ختانی ، ختایی نیز نامیده شده است .

در مهاجرت به ماوراءالنهر در محدوده ی امپراتوری اولیه و جدید گؤی تورک ، به احتمال زیاد در احداث و بنای اولیه شهری به نام کش یا قش واقع در بین بخارا و تُرمَذ (به ترکی ، به معنی بی محابا و بدون ترس) در مجاورت ساحل رود جیحون اقدام کرده اند .

نام کش یا قَش به معنای ابرو ، دژ و قلعه می باشد .

واژه ی قشقایی ، متشکل از قش یا کش + قایی بوده که قش به معنی قلعه و دژ برگرفته از نام شهر کَش یا قش که نام کنونی او «شهرسبز» بوده و همان زادگاه تیمور گؤرگانی می باشد.

و قایی به معنی محکم و مستحکم برگرفته از نام نخستین اُویماق (طایفه) جناح بوزاوخ لار قبایل اوغوز می باشد.

قشقایی ، به معنی دژ یا قلعه محکم یا تسخیرناپذیر ، نام ثانویه ی یکی از اویماق هایی است که در مهاجرت به ایران ، به علت داشتن جمعیتی کم و به دست نیاوردن ریاست ایلی ، قرن ها تحت تابعیت اقوام تورک زبان در ایران تحت عناوین اوغوز ، ترک و ترکمن در زیر مجموعه ی قبایل تورک زبان مانند زنگنه – آغاجری – افشارهای کهگیلویه – ذوالقدر چیچگلویا (گُؤبیگلو افشار) و قزلباش بوده .

از آنجاکه در این مقوله ، اویماق (طایفه ی) قشقایی بیشتر مورد نظر است ، به واژه ی قشقایی یا قوم و قبیله ی قشقایی توجه می شود .

همانگونه که در شاهنامه فردوسی آمده است ، کَشانی ، پهلوان ترکان ، به همراه افراسیاب ایرانی ، اهل بخارای کنونی بوده که به فارسی کوشانی و به ترکی «کَشانلی» بوده که پس از آن نیز مجددا شهر دیگری به نام قوم کَش یا قَش را نیز بنا کرده اند .

پس با توجه به موقعیت جغرافیایی و معادن بزرگ و حضور علویان زیدیه در تَلِس ، آنها به بهانه های کفر و تهاجم و سرکوبی به همراه علویان از ماوراءالنهر رانده شده اند . در مورد نقش شاخه ای از قبیله قایی بنام ساک کایی و آق قایی در تمدن باستانی ایران در جلد ۲ تشریح خواهد شد.

گرچه سابقه قایی ها در تمدن ساک کایی و اویغورها در تمدن ماننا و ایمورها در تمدن میتی ها و تیره ی نایمان یا نریمان کایی ، از هزاره های قبل از میلاد در ایران وجود داشته است .

رجوع کنید به جهانگشای جوینی طبع لیدن هلند ص ۲۶ و ۳۰ و ۵۸ – ۴۶ قوم نایمان.

 

 

حضور قوم قایی یا شایی در استان فارس

در کتاب مقدمه ای برشناخت ایل ها و عشایر نویسنده در بخش سازمان سیاسی ایل ها و عشایر ایران می نویسد :

در ساختار ایل قشقایی ، مجموعه ی ایل پیرامون دودمان پدر تبار «شاهی لو» (تحریف شده شایی لو) متحد شده که نیای آن امیر قاضی شاهی لو نام داشته است.

در کتاب بحران (خاطرات محمدناصر صولت قشقایی) چنین آمده است :

هویت مشخص ایل قشقایی ، از اواخر دوران صفویه و از اوایل سلطنت قاجاریه آغاز می شود.

نام ایل قشقایی ،از زمانی به عنوان یک واحد سیاسی – اجتماعی و یک نیروی متحد وارد تاریخ می شود که امیر غازی شاهلو قشقایی ، گروه های متعددی از ترکان را در ایل خود جمع و بر آنها ریاست کرد . در حقیقت ، وی نخستین ایلخان قشقایی می باشد که نامش در تاریخ ثبت است.

 

حضور قوم قایی (قشقایی) در رامجرد ومائین و دشتروم فارس

در کتاب شناخت ایلات و عشایر آمده است :

به گفته ایرج افشار ، قدیمی ترین سندی که نام قشقایی را در بردارد ، کتاب جوامع التواریخ حسنی ( سالهای ۸۵۷ – ۸۵۵ هـ.ق ) درشرح احوال شاهزادگان تیموری می باشد .

اما ابوعبداله محمدبن عبداله بن محمدابن ابراهیم السلوانی طنجه ای ، معروف به ابن بطوطه جهانگرد مغربی سده هشتم در ربع دوم سده ی هشتمدر مسافرت از اصفهان به شیراز در سال ( ۷۸۲ هـ . ق ) می نویسد :

از یزد خاص ( ایزدخواست کنونی ) از راه دشتروم ( حدود ۱۰ کیلومتری یاسوج به بابامیدان به همین نام ) که مسکن ترک هاست ، به پایین رفتم.

وی در سفر به شیراز ، محل اسکان ترک ها را در مایین ( نام یکی از روستاهای قدیمی بیضای فارس نوشته که قبلا به نام مائین رامجرد یا باغ ایلخانی معروف بوده است .

 

حضور قوم قشقایی ( ترکمانان ) در لارستان و خنج

در کتاب بندر عباس و خلیج فارس چنین آمده است :

در سال ۷۳۵ هـ . ق ( ۱۳۳۵ میلادی ) ابن بطوطه در رحله (منزگاه مسافرت) به خنج نگاشته که « چون از دریا به کنار آمدیم ، چهارپا را از طایفه ترکمان مقیم آنجا کرایه کردیم».

و همچنین ، به نقل از ابن بطوطه در مسافرت به لارستان نقل می کند که از «ترکمانان لارستان» تعدادی چهارپا به کرایه گرفتیم . آنها شجاع و آشنا به طریق این خط و محافظت کننده ی مسافرند از دزدان … که جلال الدین ترکمان ، سلطان آنجا (لارستان) بود بهگفته سدیدالسلطنه کبابی ، بدیهی است که ابن بطوطه از جزیره ی هرمز و جرون و کهورستان به لارستان رفته است .

 

حضور قوم قشقایی در گندمان سمیرم

تاج الدین حسن بن شهاب یزدی در سال ۸۵۵ هجری قمری در احوال بازماندگان تیموری در مورد حکومت سلطان ابراهیم در شیراز می نویسد :

«بای قره چون به حوالی شیراز رسید ، با سلطان ابراهیم مصاف دادند . سلطان ابراهیم هزیمت یافته و به ابرقو آمد . بای قره پادشاه شد . چون به گندمان رسید ، احشام قشقایی ها را معلوم کرده و او را گرفتند »

( گندمان، روستایی است در بلوک سر حد شش ناحیه ی فارس، واقع در دروازه فرسنگی شمال غربی سمیرم )

فارسنامه ناصری در سال ۹۳۷ ق ( ۱۵۳۱ م ) می نویسد :

شاه طهماسب صفوی در عید نوروز به ییلاق گندمان فارس شد . چون میان امرای طوایف ( استاجلو ، تکلو ، ذوالقدر ، افشار و سایرقبایل ) کار به مجادله کشیده شده بود ، جمعی را کشت و جمعی را عنایت فرمود .

همچنین :

در سال ۹۹۷ هـ . ق (۱۵۸۵ میلادی ) یعقوب خان بن ابراهیم ذوالقدر چیچگلو – تواچی ( دَوَهچی ) در سال ۹۹۶ هـ.ق که به مملکت فارس منصوب شده و هادی شیرازی را وزیر خود کرده بود ، به فکر سلطنت افتاد . وی به قلعه ی استخر فارس گریخت و یعقوب خان و ابوالقاسم بیک فارسی مدان نیز کشته شدند .

( تواچی «توه چی» نام تیره ای از چیچگلو که اکنون بنام «توللی» است .)

( فارسی مدّان، تحریف شده فارسامّددان است.)

منبع : کتاب پیوستگی قومی و تاریخی اوغوز – ایل های قشقایی ایران ، قبیله قایی ، قشقایی ؛ حسین جدی (بایات) نشر نوید شیراز

Print Friendly, PDF & Email