ائل اوبا – طولونیان دودمانی از ترکان بودند که از سال ۸۶۸ و ۹۰۵ میلادی در مصر ، شام و فلسطین حکومت کردند. پایتخت این فرمانروایی شهر فسطاط بود.

بنیان گذار این دودمان طولون نام داشت و از سربازان ترک در لشکر عباسیان بود. طولون در لشکر عباسی به پایه‌های بالا رسید تا این که سرکرده نگهبانان ویژه خلیفه عباسی در بغداد شد.

 

ابوالعباس احمد بن طولون

پسر طولون ، احمد (۸۶۸–۸۸۴م) نام داشت که در سال ۸۵۴م. این مقام را به ارث برد.

ابوالعباس احمد بن طولون علاوه بر مصر ، منطقه شام ، انطاكيه و سرحدات روم شرقي را به سيطره خويش درآورد و همزمان بر بخش‌هايي از شمال افريقا و بخش‌هايي از جنوب غربي آسيا زمامداري مي‌كرد.

ابن طولون را حافظ قرآن و مردي بخشنده ، شجاع و متواضع دانسته‏ اند كه از ضعيفان و بينوايان حمايت مي‏ كرد و بر دشمنان سخت گير و خونريز بود. او همچنين به آباداني و احداث مراكز عام المنفعه در قلمرو حكومت خود اهتمام بسيار داشت. مشهورترين اثر او بيمارستاني است كه در مصر احداث نمود.

درباره خصوصيات اخلاقي وي گفته شد كه دوستدار عالمان و داراي سفره‌اي گسترده بود كه عام و خاص در آن حاضر شده و غذا مي‌خوردند و در هر ماه، هزار دينار صدقه مي‌داد و مسجد بزرگي نیز در مصر بنيان نهاد كه هم اكنون به نام “جامع احمد بن طولون” شهرت دارد.

 

مسجد جامع ابن طولون – قاهره مصر

 

مسجد ابن طولون یکی از نمونه های نادری است که معماری اروپا را تحت تأثیر خود قرار داده است. این بنا عامل انتقال جرز، طاق های جناغی و دیوارهای بارو مانند به معماری گوتیک اروپا، به شمار می آید.

ابن طولون سیاستمداری ماهر و سرداری ورزیده بود و از رموز جنگ و سپاهیگری نیک آگاه بود . در اداره ملک هنری داشت و می دانست چگونه از منابع ثروت بنفع دولت خویش بهره گیرد و بار مالیات را بر مردم سنگین نکند و برای رفاه عامه و بسط عدل می کوشید. بدوران وی آرامش و فراوانی بود و قیمت گندم بسیار ارزان شد. وی مراقب حدود کشور بود و سپاه فراوان آماده داشت و بکار زراعت نیز توجه داشت.

 

أبو الجیش خمارویة بن أحمد

ابوالجیش خُمارویه بن احمد بن طولون (درگذشته ۲۸۲ قمری / ۸۹۶ میلادی) از فرمانروایان طولونی مصر و سوریه بود که از ۲۷۰ تا ۲۸۲ هجری قمری (۸۸۴ تا ۸۹۶ میلادی) حکومت کرد. حکومت خمارویه از فرات تا نوبه را دربر می‌گرفت.

ابن طولون پس از مرگش ثروتی حدود ده میلیون دینار و هفت هزار برده بر جای گذاشت، و وصیت کرد تا بعد از او پسرش «خمارویه» امارت را عهده‌دار شود و لشکر با او بیعت نمود.

ابواحمد موفق از کارشکنی درباره جانشین ابن طولون نیاسوده بود. خمارویه نیز گفت تا موفق را بر منبرها لعن کردند و واسطی پیشکار پدر را با سپاهی بسیار راهی کرد ، موفق نیز از بغداد برون شد و کار جنگ راست کرد. ابن کنداج والی موصل و ابن ابی الساج والی ارمنستان و جبال نیز با وی برون شدند و دمشق را گرفتند و خمارویه بناچار خویشتن برون شد و جنگ ایشان را آماده شد و به سال ۲۷۳ دمشق را از آن‌ها پس گرفت.

در نتیجه این پیروزی ، خمارویه بر رقه تسلط یافت و موصل و جزیره را نیز به قلمرو خویش برد و نام وی را به منبرها گفتند، ابن ابی الساج را نیز مطیع کرد و سپاه وی را تا دجله براند و فرمود تا بر کنار دجله تختی از طلا ساختند تا به یادگار پیروزی های خویش بر آن نشیند.

والی طرسوس نیز که از سال ۲۷۰ از اطاعت طولونیان برون رفته بود به اطاعت آمد (۲۷۶ ه.ق) موفقیت‌های خمارویه به همین جا محدود نماند، به روزگار وی نفوذ دولت طولونی از ولایت طرسوس نیز گذشت و در سالهای ۲۷۸ و ۲۷۹ (۸۹۱ و ۸۹۲م) سپاه وی بارها بر قلمرو روم شرقی حمله برد.

پادشاهی عباسی تلاش کرد تا مصر را به قلمرو دولت عباسیان بازگردانند ولی موفق نشدند، تا اینکه با خواستگاری «معتضد» خلیفه عباسی، از «قطرالندی» دختر «خمارویه» برای خودش و مهریه یک میلیون درهم، و ازدواج با او، صلح بین آن‌ها برقرار شد.

«خمارویه» در ذی الحجه سال ۲۸۳هـ/۸۹۶ م به دست برخی از خدمتکاران و اطرافیانش در دمشق کشته شد.

دینار طلا (دوره اسلامی)

 

أبو العساکر جیش بن خمارویة بن أحمد بن طولون

از پس خمارویه سه تن از خاندان طولون بر مصر حکومت کردند که دوران ده ساله ایشان همه هرج و آشوب بود و سپاه بشورید و منازعان دولت از هرگوشه سر برداشتند و هر یک گروهی از سپاهیان را با خود هم آهنگ کردند.

تفصیل چنان بود که از پس مرگ خمارویه پسرش ابو العساکر جیش سوی مصر بازگشت و سپاهیان ببهانه ای چند بر او بشوریدند، ابو العساکر با سران سپاه بد دل شد آنها نیز توطئه کردند تا وی را از میان بردارند و بعضیشان به بغداد گریختند و طغج بن جف پدر اخشید بنیانگزار دولت اخشیدی که ولایت دمشق داشت از طاعت وی بدر شد.

ابو العساکر مصمم شد با اعمال قدرت آشوبها را بخواباند و عموی خویش مضر بن احمد بن طولون را بکشت که سپاهیان برآشفتند و او را خلع کردند و فقیهان و قاضیان را نیز فراهم آوردند تا از بیعت او بیزاری جستند و در کار خلع ابو العساکر با سپاهیان همدلی کردند.

 

هارون بن خمارویة بن أحمد

از پس خلع ابو العساکر سپاهیان پسر وی ابو موسی هارون را به امارت برداشتند، وی صغیر بود و بیش از چهار سال نداشت و امارت و حکومت نمیتوانست کرد از اینرو بعضی سپاهیان از امارتش خشنود نبودند و به یکی دیگر از طولونیان ربیعة بن احمد بن طولون که در اسکندریه بود نامه نوشتند که سوی مصر رود و وعده دادند که از یاری او دریغ نخواهند کرد ربیعه نیز دعوت ایشان را پذیرفت و سپاهی فراهم آورد و بیامد تا نزدیک فسطاط رسید اما دعوتگران وی رفتار ناجوانمردانه کردند و یاریش نکردند و سپاه هارون وی را بگرفتند و تازیانه زدند تا جان داد.

بدوران هارون قرمطیان در شام قیام کردند و ولایتدار مصر سپاهی بجنگشان فرستاد اما در مقابله قرمطیان توفیق نیافت و خلافت بغداد شکست سپاه طولونی را فرصتی برای تجدید نفوذ خود بر ولایت مصر شمرد و مکتفی خلیفه، محمد بن سلیمان دبیر را بفرستاد تا مصر را از هارون بگیرد.

محمد در حمص فرود آمد و کشتیها بسواحل مصر فرستاد آنگاه تا فلسطین پیش رفت هارون بمقابله برون شد تا محمد را از ورود مصر مانع شود و کشتیها بمقابله کشتیهای او فرستاد و در تنیس میان نیروی دریائی بغداد و مصر جنگی شد که شکست از مصر بود و تنیس و دمیاط بتصرف محمد بن سلیمان درآمد.

و چون هارون ضعف خویش و قوت عباسیان را بدید دل بفرار نهاد و تا عباسه برفت که دهکده ای بود در سرحد شام و مصر و در آنجا بدست عموهای خود شیبان و عدی پسران احمد بن طولون کشته شد در این وقت بیست و دو ساله بود.

 

أبو المناقب شیبان أحمد بن طولون

بدینسان عمر و حکومت هارون بپایان رسید و طبیعی بود که از پس وی حکومت بیکی از قاتلانش رسید و شیبان آهنگ فسطاط کرد تا کارها را قبضه کند اما سپاهیان که از قتل هارون آشفته بودند اطاعت وی نکردند و نامه ها به محمد بن سلیمان نوشتند و او را سوی مصر خواندند

و محمد تا عباسه پیش رفت و طغج بن جف با گروهی از سرداران باستقبال وی شتافت و همگی به فسطاط شدند و در آنجا یاران شیبان که بناچار از محمد بن سلیمان امان خواسته بود بدیشان پیوستند

بدینسان در ربیع الاول ۲۹۲ شیبان از پس ده روز حکومت از فسطاط برون شد و سردار عباسی کارها را قبضه کرد و کسان وی فسطاط را غارت کردند و زندانها را بگشودند و طولونیان و یاران ایشان را براندند. بدینسان روزگار دولت طولونی که سی و هشت سال بر مصر تسلط داشت بسر آمد.

سال ها بعد ترکان مملوک توانستند بر مصر سلطه یابند . دولت ممالیک که قریب به سیصد سال فرمانروایی منطقه را در دست داشت ، دولتی به‌سامان و باشکوه بود که با وجود جنگ‌های داخلی و آشوب‌های سیاسی انبوه توانست تمدن درخشانی ایجاد کند که آثار آن هنوز در مصر و سوریه برجا است.

 

Print Friendly, PDF & Email