دکتر جواد هیات

ائل اوبا – نوشته اند که ترکان باستان توتم پرست و یا«شمنیست»بوده اند. در زمان های اخیر ثابت شده که این نوشته ها نادرست بوده و دین ترکان باستان،دین گوگ تانری بوده است.

پندار کسانی که ترکان باستان را«توتم پرست» می پنداشتند،بر این مسئله استوار بود که ترکان،گرگ را پدر خود می دانستند.همچنین اینان این دلیل را ذکر می کنند که رشیدالدین در کتاب جامع التواریخ به هنگام بر شمردن ۲۴ قبیله اوغوز و برای هر چهار قبیله،یک پرنده را به عنوان «اونقون» (توتم)نشان داده است.

توتم پرستی تنها این نیست که حیوانی را جد خود بنامند و پرنده ای را مقدس شمارند. توتم پرستی یک سامان باوری است که وجوه معین حقوقی و اجتماعی دارد.

در توتم پرستی مادر سالاری حاکم است و مالکیت در قبیله اشتراکی است. این در حالی است که در میان ترکان ، پدر سالاری حاکم بوده و مالکیت خصوصی محترم شمرده می شد.

در توتم گرایی افراد قبیله ای که یک توتم را می پرستند، خویشاوند می شوند حال آنکه خویشاوندی در میان ترکان بر اساس خون بود. در میان ترکان همه قبائل یک حیوان یعنی گرگ را مقدس می شمارند ولی آن را پرستش نمی کنند. در توتم گرایی علاوه بر حیوان،چیز های دیگری چون تکه سنگ،درخت و آب باران نیز می توانست توتم قرار گیرد.

افسانه گرگ در میان ترکان باستان حالت متمرکز کننده را در قبیله داشت حال آنکه تفاوت توتم،عامل اختلاف قبائل مختلف توتم پرست است.

در توتم گرایی افراد قبیله با نام توتم نامیده می شدند حال آنکه در میان ترکان هر خانواده و فرد نام مخصوص به خود را داشت. در توتم گرایی،اعتقادی به ابدیت روح ندارند. ترکان باستان روح را ابدی دانسته و باور داشتند که کائنات همه روح دارند. از این رو نیز برای ارواح پدرانشان نذر و قربانی می کردند.

پژوهشهای زبانشناسان نیز ثابت کرده است که ترکان باستان،توتم پرست نبوده اند. توتمی که در آن تاریخ رشیدی آمده ،از مغولان راه یافته و حتی در دیوان محمود کاشغری نیز قید نشده است. در ترکی باستان واژه «اونک» به معنای یرکت بوده ولی واژه «اونقون» و یا «اونگون» وجود نداشته است. در میان ترکان باستان قارتال یا عقاب نیز مقدس شمرده می شد و نشانه حاکمیت بود.

شکل عقاب در پرچم آتیلا وجود داشته و همچنین بر سنگ نوشته های کرانه رود اورخون و همچنین بر جلوی کلاه مجسمه کول تکین برادر بیلگه خاقان نیز نقش برجسته عقابی با بالهای گشوده،حک شده است.

 

دین شمنی

مولفان با در نظر گرفتن ترکان آلتای و یاقوت ، چنین ادعا کرده اند که ترکان باستان بر دین شمنی بوده اند.

حال آنکه این دین احتمالا در زمان مغولان ، میان این ترکان رواج یافته است در زبان ترکی باستان واژه «کام» و یا «قام» به معنای روحانی آمده ولی واژه شمن یک تغیر هند و اروپایی است.

م.الیاد(M.Eliade) شمنیسم را به صورت خلاصه یک تکنیک وجد (Extase) تعریف کرده است. با این طریق و شیوه خاص ، در حال وجد حس میکرد که روحش از بدن جدا شده است.

روح او با ارواح و خدایان آسمانی یا زیر زمینی تماس برقرار کرده و با بیان رنجهای انسان ها به آنجا شفای انسان ها را خواسته و دوباره به کالبد خود باز می گردد.

بسیاری مؤلفان در مخالفت با نظریه پروفسور ابراهیم قفس اوغلو می نویسند که ترکان از زمان های بسیار قدیم ، توتم پرست بوده و سپس به دین شمنی گراییده اند.

مهمترین آثار و نشانه های دین شمنی ، در افسانه پیدایش ترکان وجود دارد. دین شمنی به عالم نور در آسمان و عالم تاریکی در زیر و روی زمین باور دارد. عالم آسمان در ۱۷ طبقه،یک جهان روشنایی است. در اینجا زیبایی ها،خوبی ها و ارواح نیکو وجود دارد. حاکم این جهان تنگری کایراخان (اؤلگن) ، آفریده گار تمام هستی است.

در روی زمین انسان ها،فرشته ها و دیگر جانداران وجود دارند. اینان فرشته های نیکویی هستند که خداوند به روی زمین فرستاده است.

بر روی زمین اجنه و ارواح خبیثی نیز وجود دارند که از عالم زیر زمین فرستاده شده اند. عالم زیر زمین در هفت طبقه یا چهار طبقه ، عالم تاریکی است.

فرمانروای این عالم شیطان یا جانوری به نام «ائرلیک» است.بر اساس باور این دین ، ارواح نیکی که صاحبان آنها در این جهان می میرند ، به شکل پرنده در می آیند و بنا به درجات نیکی به «اوچماق» یا بهشت یا عالم نور آسمانی اوج می گیرند.

ارواح خبیث نیز در زیر زمین به شکل حیواناتی چون عقرب ، افعی و حیواناتی این چنین درمی آیند و بنا به درجه خباثتشان ، به عالم تاریکی «ائرلیک» سقوط می کنند.

بنا به نوشته پروفسور ابراهیم قفس اوغلو ، باور دینی ترکان باستان در سه نقطه متمرکز شده است: نیرو های طبیعی ، دین نیاکان و گوگ تانری (خدای آسمان).

 

باور به نیرو های طبیعی

بنا به این باور چیزهایی چون کوه ، صحرا ، رود ، چشمه غار ، درخت ، جنگل ، آتشفشان ، دریا ، آهن و شمشیر و… دارای روح هستند(Animisme)و خورشید ، ماه ستارگان ، رعدوبرق و آسمان غره ارواح الهی هستند. ارواح به دو دسته نیک و بد تقسیم می شوند. همچنین الهه کودکان نیز به نام «اومای»یا «هومای» وجود دارد.

هون های آسیا ،گوگ ترک ها و اویغور ها ، هر سال برای خدای آسمان ، اجدادشان و نیرو های طبیعی قربانی می کردند.

امپراتور هون و تانهو به خورشید و ماه تعظیم می کردند. در سنگ نوشته های اورخون، نیرو های طبیعی با نام «یئر-سو» (زمین و آب) مقدس شمرده اند و از دو آب و زمین بحث شده است: یکی«اوتوکن» و دیگری «تامیغ ایدوق باش» (سر چشمه آب تامیغ). اؤتوکن مرکز حکومت بود و تامیغ یا تاقی نیز قربانگاه خدای آسمان بود.

 

دین نیاکان

ترکان باستان ، بزرگان در گذشته خود را تعظیم و نیاکان را تکریم می کردند. هون ها ، تاپقاچ ها و گوگ ترک ها ، برای ارواح نیاکانشان ، در غار های مقدس قربانی می کردند.

آنان خاطرات اجدادشان را بسیار گرامی می شمردند و متجاوزان به آرامگاه آنها را شدیدا مجازات می کردند.

یکی از علل نخستین ایلغار آتیلا به بالکان این بود که بیزانس ها ، به آرامگاه یکی از افراد خانواده تجاوز کرده و دستبرد زده بودند.

چرا که ترکان سلاح و اشیای قیمتی در گذشتگان و همچنین جواهرات زنان را با جسدشان دفن می کردند.

 

دین گؤگ تانری

دین گوگ تانری همان دین شمنی است. این دین آیین اساسی ترکان باستان بود. خداوند والاترین هستی بود،کائنات را آفریده و خدای آسمان خوانده می شود چون دارای ماهیت آسمانی است. اصول اساسی این دین در منابع چینی ، سنگ نوشته های گوگ ترک و دیگر منابع آمده است.

تانهو موتو و یا مته خان (۱۷۶پیش از میلاد) در نامه ای به امپراتور چین اعلام می کند که از طرف خداوند بر تخت پادشاهی نشسته و پیروزی هایش را مدیون عنایت او می داند.

خاقان آوار در قرار دادی که با بیزانس بسته ، به خداوند سوگند می خورد. بنا به مندرجات سنگ نوشته های گوگ ترک ، بر پایی پادشاهی گوگ ترک به خواست خداوند انجام شده و خاقان از طرف او به ترکان داده شده است.

خداوند در کارهای مردم بی واسطه دخالت می کند. اقتدار ، تقدس (قوت Kut) و قسمت (اولوغ ulug)از طرف او عطاء می شود.

مرگ نیز در دست اوست.انسانها فانی و خداوند باقی است.خداوند با گذشت زمان،در آسمان به شکل یک قدرت معنوی درآمده یعنی در کنار ابدیت و اقتدار ، در قالب ماده درنمی آید و همه جا حاضر است.

همراه با خدای آسمان،خورشید،ماه و ستارگان در زمان هون ها،و زمین،زمین و آب در دوره گوگ ترک ها مقدس شناخته شد.در زمان گوگ ترک ها،خداوند به عنوان یک قدرت بزرگ معنوی پرستش می شد.

واژه «تانری» (خدا) غیر از لهجه باشقیر در تمام لهجه های دیگر ترکی موجود است. (باشقیر ها از قبائل اورال هستند که بعدا ترک شدند) این واژه در میان چینی ها به شکل «تی ین» گسترش یافته و حداقل دارای پیشینه ای ۲۵۰۰ ساله است. از قدیم الایام به خادمان دینی یعنی روحانیون ، «کام» گفته می شد.

این واژه نخستین بار در میان هون های اروپا رواج یافت. ترک ها در طول زمان به ادیان دیگری معتقد شده بودند ولی همه آنها به جز دین اسلام تاثیر منفی بر آنها گذارده و به هستی آنها صدمه زده است.

مثلا هون های اروپا توده وار مسیحی شده و در میان ملل اروپایی مستحیل شدند. تاپقاچ هایی که در چین حکومت داشتند، پس از آنکه دین بودا را پذیرفتند،به سرعت چینی شده و پس از سال ۴۹۵ میلادی ، آداب و عادات ترکی را قدغن کردند.

ترکان اویغور پس از گرویدن به آیین مانی ، الفبای این آیین را که منشاء سغدی داشت ، جایگزین الفبای گوگ ترک کردند.

سپس آیین بودا در میان اویغور ها گسترش یافت و این دو آیین موجب ظهور فرهنگ مذهبی نوین و پیدایش یک ادبیات دینی پربار به دنبال ترجمه متون دینی شدند.

در برخی از کتاب ها نقاشی های جالبی وجود دارد. کتاب«ایرق بیتیک» (Irk bitig) یا کتاب کهانت که در سده دهم با الفبای گوگ ترک نوشته شده،یکی از اینهاست.

همچنین کتاب های «آلتون یاریق» و «سکیز یو کمک» نیز در همان زمان ، ولی با الفبای اویغور نوشته شده اند.

در ترکان خزر برخی به دین کلیمی و برخی به دین مسیحی گرویدند. دین کلیمی به عنوان دین رسمی پذیرفته شده چرا که دین خاقان و خاندان سلطنتی بود.

تورات نیز به ترکی ترجمه شد. ترکان هرجا که اکثریت اهالی را در جایی تشکیل می دادند ، هویت قومی خود را پاس می داشتند ولی در جاهایی که اقلیت بودند،در میان اهالی بومی مستحیل شدند.

مثلا خزرها ، پئچنک ها ، اوز ها (برادران اوغوز ها) و قومان ها (قپچاق ها) در بالکان و اروپای شرقی ، هویت خود را از دست داده و بومی شدند.  ترکان بلغار نیز در سال ۸۶۴ میلادی مسیحی شده و در میان اسلاو ها ذوب شدند.

تنها دین اسلام بود که در خیلی وجوه با باورهای باستانی ترکان ، مطابقت نشان داده و از آنجا که با روح و شخصیت آنها تطابق می کرد ، در هر زمان به نیرومند شدن و بقای عنصر ترکی یاری رساند.

Print Friendly, PDF & Email