eloba_right

سازمان ملل متحد

ائل اوبا –  حقوق زبانی جزو حقوق بشر و مدنی افراد و جامعه برای انتخاب زبان یا زبان هایی برای برقراری ارتباط در یک فضای خصوصی یا عمومی است.

پارامترهای دیگری نیز برای تجزیه و تحلیل حقوق زبانی وجود دارد مانند :

ماهیت هاى سیاسى و قانونى٬ ایدئولوژیک و تاریخى٬ جمعیت شناختى و قلمرو سرزمینى٬ اقتصادى و اجتماعى٬ فرهنگى٬ زبانشناختى و…

در قوانین بین المللی به حقوق زبانی پرداخته شده و معمولا در چارچوبی گسترده تر از حقوق فرهنگی و آموزشی مورد بررسی قرار گرفته ، به عنوان نمونه می توان به:

اسناد مهم برای حقوق زبانی شامل اعلامیه جهانی حقوق زبانی (1996)

منشور اروپایی برای مناطقی با زبان های اقلیتی (1992)

کنوانسیون حقوق کودک (1989)

کنوانسیون چارچوب حفاظت از اقلیتهای ملی ( 1988)

و همچنین به میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب (1966) ، اشاره کرد.

امروزه در قوانین بین المللی ٬ حقوق زبانى به عنوان حقوق پایه اى انسانى به رسمیت شناخته شده است.

با این حال برخی از روی نا آگاهی بین حقوق زبانی و حقوق بشر تمایز قائل می شوند ، این در حالی است که حقوق بشر دامنه ای بسیار گسترده را شامل میشود و مفهوم حقوق زبانی را نیز پوشش می دهد.

همانطور که در حقوق بشر بر تامین نیازهای اولیه جهت زندگی متعالی تاکید می شود ، از جمله نیازهای هویتی هر فرد نیز زبان مادری و حق استفاده او از این زبان است. افراد باید بتوانند در آموزش های ابتدایی رسمی به زبان مادری خود دسترسی داشته باشند و این دسترسی برای گروه های اقلیت به عنوان یک گروه مشخص تداوم داشته باشد.

عمده دلایلی که موجب تدوین حقوق زبانی در منشور حقوق بشر ملل متحد شد ، وجود برخی عوامل بود که ادامه حیات و گسترش بسیارى از زبانها را عملا غیرممکن می ساخت.

از جمله این عوامل:

– تمایل دیرینه اکثر دولت ها در جهت کاهش تنوع فرهنگی و زبانی و تشویق رفتارهایی که بر ضد چندگانگی فرهنگی و تکثر زبانی است.

– سیر به سوی اقتصاد جهانی و بدنبال آن منفعل شدن و تاثیر پذیرفتن فرهنگ از این پارامترها و نیز تاثیر فرهنگ ها در مناسبات مشترک بین دولت ها که گاهی به تقابل نیز می انجامد.

– مدل رشد اکونومیستی پیشنهاد شده توسط گروه های اقتصادی فرا ملی که معتقد هستند کاهش کنترل های دولت منافاتی با پیشرفت ندارد و نوعی فردیت گرایی رقابتی را بوجود می آورد اما این امر باعث ایجاد نابرابری های جدی و فزاینده زبانی ، فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی می گردد.

–  جمعیت هاى زبانى در عصر حاضر از سوى عواملى مانند نداشتن حکومتهاى خودگردان ٬ نفوس محدود٬ و یا جمعیتى که به لحاظ جغرافیایى قسما و یا کاملا پراکنده شده است٬ اقتصادى شکننده٬ زبانى استانداردیزه نشده٬ و یا مدلى فرهنگى در ضدیت با مدل فرهنگى مسلط٬ در معرض تهدید قرار دارند.

 

در این نوشتار شما را با حقوق زبانی مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر آشنا خواهیم نمود ، قبل از پرداختن به اصل موضوع لازم است با برخی مفاهیم کاربردی آشنا شوید.

ماده اول

١- این بیانیه “جمعیت زبانى” را بدین گونه تعریف می نماید: هر جامعه انسانى که به لحاظ تاریخى در “محیط سرزمینى” معینى٬ فارغ از به رسمیت شناخته شدن و یا نشدن آن٬ سکنى گزیده و خود را به عنوان یک توده با هویت واحد دانسته و زبان مشترکى را به عنوان وسیله اى طبیعى براى برقراری ارتباط و هم بندى فرهنگى بین اعضاى آن توسعه داده است. تعبیر “زبان خاص یک سرزمین” به زبان جمعیتى که به شرح فوق در همچو محیطى سکنى گزیده باشد اطلاق می شود.

٢- این اعلامیه مبداء حرکت خود را بر این اصل قرار می دهد که حقوق زبانى در عین حال هم فردى و هم جمعى می باشد. در تعریف دامنه کامل حقوق زبانى٬ این اعلامیه مرجع خود را مورد یک جمعیت زبانى تاریخى٬ در محیط سرزمینى خود قبول می نماید و آنچه از این محیط درک می شود٬ نه تنها گستره جغرافیائی که جمعیت در آنجا زندگى می نمایند٬ بلکه محیط اجتماعى و عملیاتی که براى توسعه و شکوفائى تمام و کمال یک زبان حیاتى است می باشد. تنها بر این اساس امکان دارد که حقوق زبانى گروههاى ذکر شده در متن این اعلامیه و حقوق افرادى که در خارج از سرزمین زبانى خویش می زیستند را٬ برحسب پیوستگى و درجه بندى تعریف نمود.

٣- به منظور شفاف سازی در این بیانیه٬ گروههایى که داراى یکى از موقعیتهاى زیر باشند نیز متعلق به یک جمعیت زبانى و ساکن در سرزمین خود شمرده میشوند:

الف- هنگامى که آنها از بدنه اصلى جمعیت خود توسط مرزهاى ادارى و یا سیاسى جدا شده باشند.

ب – هنگامى که در طول تاریخ٬ در منطقه کوچک جغرافیائی محصور و توسط اعضاء جوامع زبانى دیگر٬ تثبیت شده باشند.

ج- هنگامى که در منطقه جغرافیائی که در آن با اعضاء جمعیت هاى زبانى دیگرى با سوابق تاریخى مشابه٬ سهیم و شریکند تثبیت شده باشند.

۴- این بیانیه همچنین مردمان عشایرى کوچرو در مناطق قشلاق-ییلاق خودشان و همچنین مردمان تثبیت شده در نواحى به لحاظ جغرافیایى پراکنده را به عنوان جمعیتهاى زبانى در سرزمینهاى تاریخى خود می پذیرد.

۵- این اعلامیه “گروه زبانى” را بدین شکل تعریف می نماید: هر گروه از اشخاص داراى زبان واحد٬ که زبانشان در محیط سرزمینى جمعیت زبانى دیگرى تثبیت شده اما داراى سابقه تاریخى برابرى با اشخاص جمعیت مهمانپذیر نبوده نباشد. نمونه هاى این چنین گروههائى مهاجرین٬ پناهندگان٬ اشخاص دیپورت شده و اعضاى دیاسپورا می باشند.

ماده دوم

١- این بیانیه اعلام می دارد که هرگاه گروهها و جمعیتهاى زبانى گوناگون در سرزمین واحدى مشترک باشند٬ حقوق مندرجه در این اعلامیه میبایست بر اساس احترام متقابل و به گونه اى اعمال شوند که دمکراسى به حداکثر اندازه ممکنه تضمین گردد.

٢- در جستجو براى وصول به تعادل اجتماعى-زبانى رضایت بخش٬ به عبارت دیگر به منظور ایجاد هماهنگى مناسب بین حقوق مربوطه چنین جمعیتها و گروههاى زبانى و افراد متعلق بدانها٬ عوامل مختلفى – علاوه بر سوابق تاریخى مربوطه آنها در سرزمینها و مطالبات آنها که به روشهاى دمکراتیک بیان شده اند- بایستی در نظر گرفته شوند. این چنین عواملى شامل ماهیت اجبارى مهاجرتها٬ که منجر به همزیستى جمعیتها و گروههاى مختلف میشود.

ماده سوم

١- این اعلامیه حقوق زیر را به عنوان حقوق شخصى غیرقابل سلبى که در هر گونه شرایط٬ امکان برخوردارى از آنها وجود دارد٬ قبول می نماید:

– حق به رسمیت شناخته شدن شخص به عنوان عضوى از یک جمعیت زبانى؛

– حق شخص براى استفاده از زبان خود در مکانهاى خصوصى و عمومى؛

– حق شخص براى استفاده از نام خود؛

– حق شخص براى ایجاد مناسبات و پیوند با دیگر اعضاى جمعیت زبانى مبداء خود؛

– حق شخص براى حفظ و گسترش فرهنگ خود؛

– و همه حقوق دیگر مربوط به زبان که در “عهدنامه بین المللى حقوق سیاسى و مدنى ١۶ دسامبر ١٩۶۶ ” و “عهدنامه بین المللى درباره حقوق اقتصادى٬ اجتماعى و فرهنگى” به همان تاریخ به رسمیت شناخته شده اند.

٢- این بیانیه اعلام میدارد که حقوق جمعى گروههاى زبانى٬ علاوه بر حقوق فوق الذکر که تک تک افراد عضو گروههاى زبانى از آنها برخوردار میباشند٬ در تطابق با شرایط تشریح شده در بند ٢-٢ شامل موارد زیر میباشند:

– حق گروههاى زبانى براى آموخته شدن زبان و فرهنگشان؛

– حق گروههاى زبانى براى دستیابى به خدمات فرهنگى؛

– حق گروههاى زبانى براى حضور برابر زبان و فرهنگهایشان در رسانه هاى ارتباطى؛

– حق گروههاى زبانى در دریافت توجه و اعتناء نهادهاى حکومتى و در روابط اجتماعى-اقتصادى تهیه شده به زبان خود.

٣- حقوق فوق الذکر اشخاص و گروههاى زبانى به هیچ طریقى نمی بایست مانع برقرارى مناسبات متقابل بین اینگونه اشخاص و گروههاى زبانى٬ با جمعیت زبانى مهمانپذیر و یا ادغامشان در آن جمعیت گردد. همچنین این حقوق نباید به محدود نمودن حقوق جمعیت مهمانپذیر و یا اعضاء آن در کاربرد زبان خود جمعیت در سراسر فضاى سرزمینى آن زبان منجر شود.

 

عنوان اول: اصول عمومى

ماده ٧

١- همه زبانها بیان هویتى جمعى و راهى مجزا براى درک و توصیف واقعیت اند و بنابراین میبایست که از همه شرایط لازم براى گسترش و پیشرفتشان در همه نوع فعالیت و کارکرد برخوردار باشند.

٢- همه زبانها محصول آفرینش جمعى بوده و به عنوان ابزار همبستگى٬ تعیین هویت٬ ارتباط و افاده خلاق براى استفاده فردى در درون یک جمعیت٬ در دسترس همگان قرار دارند.

ماده ٨

١- همه جمعیتهاى زبانى از حق سازماندهى و مدیریت منابع خویش٬ براى تضمین نمودن کاربرد زبانهایشان در همه فعالیتها در درون جامعه برخوردارند.

٢- همه جمعیتهاى زبانى محق اند که بر هرگونه وسائط لازمه ممکن براى تضمین نمودن انتقال و پیوستگى زمانى زبان خود دسترسى داشته باشند.

ماده ٩

همه جمعیتهاى زبانى حق دارند که سیستم زبانى خود را٬ بدون مداخلات اجبارى و یا القائى٬ تنظیم و استانداردیزه نموده٬ حفظ٬ توسعه و ارتقاء دهند.

ماده ١٠

١- همه جمعیتهاى زبانى داراى حقوق برابرند.

٢- این اعلامیه تبعیض بر علیه جمعیتهاى زبانى را غیرقابل قبول میداند٬ فارغ از آنکه این تبعیض بر مبناى درجه حاکمیت سیاسى مستقل جمعیت زبانى؛ موقعیت تعریف شده آن جمعیتها از لحاظ اجتماعى٬ اقتصادى و یا دیگر لحاظها؛ درجه استانداردیزه شدن٬ مدرنیزاسیون و یا به روز شدگى زبانهایشان و یا هر معیار دیگرى اعمال گردد.

٣- همه گامهاى ضرور براى تحقق اصل برابرى و به جا آوردن موثر آن میبایست برداشته شوند.

ماده ١١

همه جمعیتهاى زبانى از حق دستیابى به و استفاده از همه وسائط ترجمه به دیگر زبانها و یا ترجمه از دیگر زبانها٬ که براى تضمین نمودن اعمال و برخوردارى از حقوق ذکر شده در این اعلامیه ضرورى باشند٬ برخوردارند.

ماده ١٢

١- هر کس حق دارد که کلیه فعالیتهاى خود را در محیطهاى عمومى به زبان خویش به جا آورد؛ به شرط آنکه آن زبان٬ “زبان خاص سرزمینى” محلى باشد که وى در آن ساکن است.

٢- هر کس حق دارد که زبان خود را در محیط هاى شخصى و خانوادگى بکار برد.

ماده ١٣

١- هر کس حق دارد که زبان خاص سرزمینى  خود را که در آن زندگى می کند بیاموزد.

٢- هر کس حق دارد که چند زبانه شود و بر اساس تضمیناتى که دراین اعلامیه براى کاربرد عمومى زبان خاص سرزمینى تثبیت شده اند٬ و بدون هیچ گونه پیشداورى٬ مناسبترین زبانى را که موجب پیشرفت شخصى و یا تحرک اجتماعى وى می گردد آموخته و بکار برد.

ماده ١۴

تدابیر این اعلامیه نمی توانند به طرزى تفسیر شوند و یا بکار روند که به نرمها و یا رویه هاى عملى ناشى از موقعیت داخلى و یا بین المللى یک زبان – که براى کاربرد آن زبان در سرزمین خود مناسب تر میباشند- زیان برسانند.

 

عنوان دوم: رژیم جامع زبانى

بخش اول: ادارات دولتى و نهادهاى رسمى

ماده ١۵

١- همه جمعیتهاى زبانى حق دارند که در سرزمین- قلمرو خود به طور رسمى بکار برده شوند.

٢- همه جمعیتهاى زبانى از این حق برخوردارند که تمام اسناد ادارى٬ مدارک شخصى و دولتى و قیدیات محضرهاى عمومى ثبت شده به زبان خاص سرزمینشان ، معتبر و قابل اجراء شناخته شوند. و هیچ کس و مقامى نمی تواند تظاهر به نادیده گرفتن و بی خبری از این زبان بنماید.

ماده ١۶

همه اعضاى یک جمعیت زبانى حق دارند که با مقامات دولتى به زبان خویش ارتباط برقرار کرده و اعتناء متقابل در زبان خود را از آنها دریافت کنند. این حق همچنین بخشهاى مرکزى٬ سرزمینى٬ محلى و تقسیمات فرامنطقه اى٬ شامل سرزمینى که زبان مورد نظر٬ زبان خاص آن می باشد٬ را فرا میگیرد.

ماده ١٧

١- همه جمعیتهاى زبانى از این حق برخوردارند که به همه اسناد و مدارک رسمى تهیه شده که به نحوى مربوط به سرزمینشان میباشد٬ به زبان خودشان دسترسى داشته و آنها را کسب نمایند٬ چه این چنین مدارکى چاپى٬ قابل خواندن با ماشین و یا در هر فرم دیگرى بوده باشد.

٢- فرمها و اسناد ادارى استاندارد٬ چه در شکل چاپى و چه در شکل قابل خواندن توسط ماشینها و یا به هر فرم دیگر٬ باید به همه زبانها تهیه شده و در محلهاى قابل دسترسى براى عموم و استفاده آنها قرار گیرند. این خدمت باید توسط مقامات دولتى به شکلى انجام پذیرد که همه سرزمینهایى را که براى یک زبان٬ سرزمین خاص زبانى شمرده میشوند تحت پوشش قرار دهد.

ماده ١٨

١- همه جمعیتهاى زبانى حق دارند که قوانین و دیگر ملاحظات قانونى که به نحوى به آنها مربوط میشود٬ به زبان خاص سرزمینىشان تهیه و منتشر شوند.

٢- مقامات دولتى که در حوزه حاکمیت خود٬ داراى بیش از یک زبان خاص سرزمینى و تاریخى هستند٬ میبایست همه قوانین و مقررات دیگر قانونى و حقوقى داراى ماهیت عمومى را٬ به تک تک این زبانها تهیه و منتشر سازند. فارغ از اینکه متکلمین به هر کدام از این زبانها قادر به فهم زبانهاى دیگر باشند و یا نه.

ماده ١٩

١- زبان رسمى همه مجالس نمایندگى٬ میبایست زبان(هاى) به طور تاریخى رایج در سرزمینهایى که نمایندگان ٬ نمایندگى آن را بر عهده دارند باشد.

٢- این حق همچنین شامل زبانهاى جمعیتهاى زبانى سکنى گزیده در مناطق جغرافى پراکنده نیز میشود .

ماده ٢٠

١- هرکس حق دارد زبانى را که به طور تاریخى در یک سرزمین به آن تکلم میشود – هم به شکل شفاهى و هم به شکل نوشتارى- در محاکم و دادگاههاى قضائى واقع در آن سرزمین بکار برد. محاکم قضائى باید در امورات داخلى خود٬ زبان خاص آن سرزمین را بکار برند و اگر بنا به سیستم حقوقى فعلا موجود در کشور٬ ضرورتى به ادامه جریان محاکمات در محلى دیگر موجود باشد٬ می بایست به کاربرد زبان اصلى در محل جدید همچنان ادامه داده شود.

٢- هر کس حق دارد که در تمام موارد٬ به زبانى که آنرا درک میکند و قادر به تکلم به آن است محاکمه شود٬ همچنین حق دارد که از خدمت مترجمى مجانى بهره مند گردد.

ماده ٢١

همه جمعیتهاى زبانى حق ثبت و بایگانى مدارک و اسناد به زبان سرزمینى خود توسط محضرهاى عمومى را دارا می باشند.

ماده ٢٢

همه جمعیتهاى زبانى حق دارند که مدارک تائید شده آنها توسط ثبت اسناد٬ محضرهاى عمومى و یا دیگر ماموران صلاحیتدار دولتى٬ به زبان خاص سرزمین محل خدمت ماموران دولتى و یا محضرهاى عمومى تهیه و تنظیم شوند.

 

بخش دوم: تحصیل

ماده ٢٣

١- آموزش و تحصیل می بایست در سرزمینى که در آن عرضه میگردد٬ به تشویق افاده فرهنگى خود از سوى جمعیت زبانى٬ کمک نماید.

٢- آموزش و تحصیل می بایست در سرزمینى که عرضه میشود٬ به حفظ و توسعه زبانى که یک جمعیت زبانى به آن سخن مىگوید یارى رساند.

٣- آموزش و تحصیل همواره می بایست در خدمت تکثر و تنوع زبانى و فرهنگى و روابط آهنگدار بین جمعیتهاى زبانى گوناگون در سراسر جهان باشد.

۴- در بستر اصول پیش گفته٬ هر کس حق دارد که هر زبانى را بیاموزد.

ماده ٢۴

همه جمعیتهاى زبانى حق دارند در باره گستره حضور زبانشان٬ به عنوان زبان رابط و به عنوان زبان مورد مطالعه٬ در تمام سطوح تحصیلى در سرزمین خود (پیش دبستانى٬ ابتدائى٬ متوسطه٬ حرفه اى و فنى٬ دانشگاهى و آموزش بزرگسالان) تصمیم بگیرند.

ماده ٢۵

همه جمعیتهاى زبانى از حق دستیابى و کاربرد همه منابع انسانى و مادى لازم براى تضمین نمودن حضور زبانشان در همه سطوح تحصیلى سرزمین خود٬ از قبیل آموزگاران ورزیده٬ روشهاى آموزشى مناسب٬ کتب و متون درسى٬ منابع مالى٬ تجهیزات و ساختمانها٬ تکنولوژى هاى سنتى و مدرن و در وسعتى که خواهان آنند برخوردار باشند.

ماده ٢۶

همه جمعیتهاى زبانى محق اند از تحصیلى که اعضاى آن جامعه را قادر به تسلط کامل در کاربرد زبانشان سازد٬ شامل توانائیهاى مختلف مربوط به همه محیطهاى روزمره کاربرد زبان٬ همچنین گسترده ترین تسلط ممکنه به هر زبان دیگرى که خواهان یادگیرى آن باشند٬ برخوردار شوند.

ماده ٢٧

همه جمعیتهاى زبانى حق دارند از تحصیلى که اعضاى آن جمعیت را قادر به کسب دانش هر زبانى که مربوط به سنن فرهنگیشان بوده باشد برخوردار شوند. مانند زبانهاى ادبى و یا زبانهاى مقدس که سابقا زبانهاى معمول آن جمعیت بوده اند.

ماده ٢٨

همه جمعیتهاى زبانى حق دارند که از تحصیلى که اعضاى آن جمعیت را به دستیابى به آگاهى همه جانبه در باره میراث فرهنگى خود (تاریخ٬ جغرافیا٬ ادبیات٬ و دیگر نمودهاى فرهنگىشان) قادر سازد برخوردار شوند. همچنین محق اند که از گسترده ترین آگاهى ممکنه در باره هر فرهنگ دیگرى که خواهان دانستن آن باشند بهره مند شوند.

ماده ٢٩

١- هر کس محق است که از تحصیل و آموزش به زبان خاص سرزمین خود که در آنجا ساکن است برخوردار گردد.

٢- این حق٬ حق کسب دانش گفتارى و نوشتارى زبانى دیگر را که شخص ممکن است به عنوان ابزار ارتباط با دیگر جمعیتهاى زبانى بکار برد ٬ نفى و سلب نمی کند.

ماده ٣٠

زبان و فرهنگ همه جمعیتهاى زبانى می بایست که موضوع مطالعه و تحقیقات علمى در سطح دانشگاهى قرار گیرند.

 

بخش سوم: نامهاى شخصى

ماده ٣١

همه جمعیتهاى زبانى حق دارند که سیستم نامهاى شخصى خویش را در همه محیطها و در همه مناسبتها حفظ نموده و آنها را بکار برند.

ماده ٣٢

همه جمعیتهاى زبانى حق دارند که نامهاى محل و مکان به زبان خاص سرزمینى خود را ، هم به صورت شفاهى و هم به صورت کتبى٬ در محیطهاى خصوصى٬ عمومى و رسمى بکار برند.

٢- همه جمعیتهاى زبانى حق دارند که نامهاى بومى محلها و مکانها را تثبیت و حفظ نموده٬ در آنها اصلاحاتى اعمال نمایند. همچو نامهاى امکنه را نمی توان به طور کیفى موقوف و منسوخ نمود و یا تحریف و جرح و تعدیل کرد. همچنین نمیتوان اینگونه نامها را پس از تغییرات سیاسى و یا هر گونه دگرگونى حادثه دیگر٬ تغییر داد.

ماده ٣٣

همه جمعیتهاى زبانى حق دارند که جمعیت خود را به همان نامى که در زبان خودشان بکار مىبرند بنامند. هرگونه ترجمه به زبانهاى دیگر میبایست از نامگذاریهاى تحقیر آمیز و ابهام انگیز اجتناب نماید.

بند ٣۴

هر کس حق دارد که نام خود را در همه محیطها به زبان خویش بکار برد. و همچنین حق دارد که نامش٬ اگر لزومى به بکاربردن سیستم نوشتارى متفاوت با زبان وى وجود داشته باشد٬ با لحاظ دقیقترین آوانگارى ممکن ثبت گردد.

 

بخش چهارم: رسانه هاى ارتباطى و تکنولوژىهاى جدید

ماده ٣۵

همه جمعیتهاى زبانى از این حق برخوردارند که در باره درجه حضور زبانشان در رسانه هاى ارتباطى در سرزمین خود ، بدون در نظر گرفتن متد پخش و یا انتقال تولیدات آنها تصمیم بگیرند. چه این رسانه ها محلى و یا سنتى٬ چه رسانه هاى داراى شمول گسترده تر و چه رسانه هایى که از تکنولوژىهاى پیشرفته تر استفاده مىکنند باشند.

ماده ٣۶

همه جمعیتهاى زبانى حق دارند که به همه منابع مادى و انسانى لازم براى تضمین نمودن درجه مطلوبى از حضور زبان خویش و درجه مطلوبى از افاده فرهنگى خودشان در رسانه هاى ارتباطى در سرزمین خود؛ و از پرسنل ورزیده٬ منابع مالى٬ ساختمانها و تجهیزات٬ تکنولوژیهاى سنتى و مدرن دسترسى داشته باشند.

ماده ٣٧

همه جمعیتهاى زبانى حق دارند که از طریق رسانه هاى ارتباطى آگاهى کاملى در باره میراث فرهنگى خویش (تاریخ٬ جغرافیا٬ ادبیات٬ و دیگر نمودهاى فرهنگ شان)٬ همچنین حداکثر اطلاعات ممکنه در باره هر فرهنگ دیگرى که اعضاى آن جمعیت٬ خواستار دانستن آن باشند را دریافت نمایند.

ماده ٣٨

زبانها و فرهنگهاى همه جمعیتهاى زبانى در سراسر جهان٬ می بایست در رسانه هاى ارتباطى از معامله و برخوردى برابر و غیرتبعیض آمیز بهره مند شوند.

ماده ٣٩

جمعیتهاى توصیف شده در ماده ١ ٬ پاراگراف ٣ و ۴ این اعلامیه و گروههاى ذکر شده در پاراگراف ۵ همان ماده٬ از حق برابر تمثیل زبانشان در رسانه هاى ارتباطى سرزمینى که در آن ساکنند و یا به آنجا مهاجرت مینمایند برخوردارند. این حق باید در هماهمنگى با حقوق دیگر گروهها و جمعیتهاى زبانى ساکن در آن سرزمین اعمال گردد.

ماده ۴٠

در عرصه تکنولوژى اطلاعاتى٬ همه جمعیتهاى زبانى حق دارند که به تجهیزات تطبیق داده شده با سیستم زبانىشان و به ابزارآلات و محصولات تهیه شده در زبان خودشان دسترسى داشته باشند. به نحوى که بتوانند از همه امکانات و پتانسیل هاى ممکنه توسط چنین تکنولوژیهایى براى افاده خود٬ براى تحصیل٬ در ارتباطات٬ انتشارات٬ ترجمه و پروسسینگ اطلاعاتى و پخش و کلا تبلیغ فرهنگشان حداکثر بهره بردارى را بنمایند.

 

بخش پنجم: فرهنگ

ماده ۴١

١- همه جمعیتهاى زبانى حق دارند که زبان خویش را در همه فرمهاى افاده فرهنگى بکار برده٬ آنرا حفظ نموده و توسعه دهند.

٢- همه جمعیتهاى زبانى میبایست بتوانند حق مذکور را تمام و کمال اعمال نمایند٬ بى آنکه محیط آن جمعیت به اشغال سلطه گرایانه فرهنگى بیگانه معروض شود.

ماده ۴٢

همه جمعیتهاى زبانى از حق رشد و توسعه تمام و کامل در داخل محیط فرهنگى خود برخوردارند.

ماده ۴٣

همه جمعیتهاى زبانى از حق دستیابى به آثار آفریده شده به زبان خود برخوردار می باشند.

ماده ۴۴

همه جمعیتهاى زبانى محق اند که به برنامه هاى بین فرهنگها٬ از طریق پخش اطلاعات کافى دسترسى داشته باشند. همچنین حق دارند که از فعالیتهایى مانند آموزش زبانشان به خارجیان٬ ترجمه٬ دوبلاژ٬ پست سنکرونیزاسیون و زیرنویسى حمایت نمایند.

ماده ۴۵

همه جمعیتهاى زبانى از این حق برخوردارند که زبان خاص سرزمینىشان جایگاه ممتازى را در رویدادها و خدمات فرهنگى (کتابخانه ها٬ کلوبهاى ویدئویى٬ سینماها٬ تئاترها٬ موزه ها٬ آرشیوها٬ فرهنگ عامه٬ صنایع فرهنگى و در همه دیگر نمودهاى حیات فرهنگى) اشغال نماید.

ماده ۴۶

همه جمعیتهاى زبانى حق دارند که میراث زبانى و فرهنگى خویش را٬ شامل نمودهاى مادى آن مانند مجموعه هاى اسناد٬ آثار هنرى و معمارى٬ ابنیه تاریخى و متون نوشته شده به زبان خود را محافظه نمایند.

 

بخش ششم: محیط اجتماعى-اقتصادى

ماده ۴٧

١- همه جمعیتهاى زبانى حق دارند که کاربرد زبان خویش در همه فعالیتهاى اجتماعى-اقتصادى در سرزمینهاى خود را نهادینه نمایند.

٢- همه اعضاى جمعیتهاى زبانى محق اند که براى اجراى فعالیتهاى حرفه اى خود٬ به همه وسائط ضرورى تهیه شده به زبانشان٬ مانند اسناد و کارهاى مرجع٬ دستورالعملها٬ فرمها و تجهیزات کامپیوترى٬ ابزارآلات و تولیدات دسترسى داشته باشند.

٣- استفاده از زبانهاى دیگر در این محیط٬ تنها در صورتى می تواند مورد احتیاج باشد که طبیعت فعالیت حرفه اى نیاز به آنرا موجه سازد. به همه حال در هیچ شرایطى زبان تازه واردتر٬ نمیتواند موقعیت زبان خاص آن سرزمین را تنزل داده و یا جانشین استفاده از آن گردد.

ماده ۴٨

١- در درون سرزمین جمعیت زبانى خویش٬ هر کس حق دارد که زبان خود را با اعتبار قانونى کامل در همه معاملات اقتصادى از هر جنس٬ مانند خرید و فروش کالاها و خدمات٬ بانکدارى٬ بیمه٬ قراردادهاى شغلى و غیره بکار برد.

٢- هیچ ماده اى از اینگونه مقررات و عقدهاى خصوصى٬ نمیىتواند کاربرد زبان خاص یک سرزمین را محدود و یا ممنوع سازد.

٣- در داخل سرزمین یک جمعیت زبانى٬ هر کس محق شمرده میشود که به همه اسناد لازم براى انجام عملیات فوق الذکر٬ تهیه شده به زبان خویش دسترسى داشته باشد. اینچنین اسنادى شامل فرمها٬ چکها٬ قراردادها٬ رسیدها٬ صورت حسابها٬ سفارشنامه ها٬ دریافت نامه ها و غیره میشود.

ماده ۴٩

در داخل سرزمین هر جمعیت زبانى٬ هر شخص حق دارد که زبان خویش را در انواع سازمانهاى اجتماعى-اقتصادى مانند تشکیلات اتحادیه اى و سندیکاهاى کارگرى٬ انجمنهاى حرفه اى٬ کارفرمایان٬ اصناف و بازرگانى بکار برد.

ماده ۵٠

١- همه جمعیتهاى زبانى حق دارند که زبانشان از جایگاهى ممتاز در تبلیغات٬ آگهی ها٬ تابلوها٬ علائم و نشانگاههاى بیرونى و به عنوان یک کل در چهره کشور برخوردار باشد.

٢- در داخل سرزمین جمعیت زبانى٬ هر کس حق دارد به اطلاعات تمام و کامل شفاهى و نوشتارى تهیه شده به زبان خود در باره کالاها و خدمات عرضه شده توسط موسسات بازرگانى٬ از جمله به نحوه استفاده٬ اتیکتها٬ لیست هاى مواد سازنده٬ تبلیغات و آگهی ها٬ ضمانت نامه ها و غیره دستیابى داشه باشد.

٣- همه علائم و نشانه هاى عمومى که تاثیر گذار بر سلامتى اشخاصند٬ به قید آن که پستتر از نشانه هاى مربوط به زبانهاى دیگر نباشند٬ میبایست که اقلا به زبان خاص سرزمین تهیه شوند.

ماده ۵١

١- همه کس حق دارد زبان خاص سرزمین خود را در ارتباط با شرکتها و موسسات بازرگانى و نهادهاى خصوصى بکار برد و به همان زبان پاسخ و یا خدمت دریافت دارد.

٢- هر کس حق دارد به عنوان یک مشترى٬ مصرف کننده٬ خریدار و یا استفاده کننده٬ از موسسات عمومى٬ اطلاعات شفاهى و نوشتارى تهیه شده به زبان خاص سرزمین خود را دریافت دارند.

ماده ۵٢

هر کس حق دارد تمام فعالیتهاى حرفه اى خویش را به زبان خاص سرزمین خود به انجام رساند. مگر آنکه طبیعت شغلش کاربرد زبانهاى دیگرى را الزامى سازد٬ مانند معلمین زبانهاى خارجى٬ مترجمین و یا راهنمایان توریستى.

 

ملاحظات اضافى

نخست

مقامات دولتى میباید تمام گامهاى لازم براى تحقق و جارى شدن حقوق مندرجه در این اعلامیه را در محدوده حوزه صلاحیتهاى خویش بردارند. به طور مشخص تر٬ براى تشویق نمودن تحقق حقوق زبانى جمعیتهایى که آشکارا از جنبه منابع مالى در مضیقه میباشند٬ میبایست منابع مالى بین المللى تدارک دیده شوند. بنابراین٬ مقامات دولتى میبایست حمایت لازمه براى استانداردیزه شدن٬ ترجمه٬ آموخته شدن و استفاده از زبانهاى جمعیتهاى گوناگون تحت اداره خود را فراهم نمایند.

دوم

مقامات عمومى میبایست مطلع شدن نهادهاى رسمى٬ سازمانها و اشخاص مرتبط را با حقوق و وظائف مربوطه ناشى از این اعلامیه٬ تضمین و تامین نمایند.

سوم

مقامات عمومى میبایست در پرتو سیستم قانونگذارى موجود٬ مجازاتهائى قابل اجراء براى هرگونه اخلال در حقوق زبانى تشریح شده در این بیانیه برپادارند.

 

ملاحظات نهائى

نخست

این اعلامیه بنیانگذارى “شوراى زبانها” در بنیه سازمان ملل متحد را توصیه مینماید. مجمع عمومى سازمان ملل متحد عهده دار برپاساختن چنین شورائى٬ تعریف وظائف آن و انتساب اعضاى شورا؛ و همچنین عهده دار ایجاد نهادى در قوانین بین المللى براى حفاظت از جمعیتهاى زبانى در دستیابى و اعمال حقوق خویش که در این اعلامیه شناخته شده اند خواهد بود.

دوم

این اعلامیه تشکیل “کمیسیون جهانى حقوق زبانى” را٬ نهادى غیر رسمى و مشاوره اى مرکب از نمایندگان سازمانهاى غیر دولتى و دیگر تشکیلات فعال در زمینه قوانین زبانى٬ توصیه و تشویق مینماید.

 

اقتباس از اعلامیه جهانی حقوق بشر ، بارسلون٬ ژوئن٬  ١٩٩۶

 

 

 

Print Friendly, PDF & Email