نشریه الکترونیکی ائل اوبا

و من آیاته خلق السّموات و الأرض و اختلاف ألسنتکم و ألوانکم إنّ فی ذلک لآیات للعالِمین

AfrikaansAlbanianArabicAzerbaijaniBengaliChinese (Simplified)EnglishEstonianFrenchGermanHindiItalianJapaneseKazakhKoreanKurdish (Kurmanji)PersianPunjabiRussianSpanishTurkishUkrainianUrduUzbek

لینک مطلب : http://eloba.ir/?p=7478

تخریب آثار تاریخی آذربایجان در دوره پهلوی

دکتر رحیم آق بایراق

آقا رضا مرا کشت…

چند سال قبل در تبریز قتلی اتفاق افتاد که قاتل در عرض چند ساعت شناسایی و دستگیر شد.

گویا یک طلاساز مورد طمع یکی از همسایگانش قرار گرفته بود. قاتل با همدستی معشوقش تمام زوایا را در نظر گرفته و روز موعود به بهانه برداشتن آب وارد کارگاه شده، طلاساز را کشته بود.

اما مقتول بعد از خروج قاتل در آخرین لحظات زندگی روی دیوار و با خون خود نوشته بود:

“آقا رضا مرا کشت”

در محله دو نفر رضا نام بود که مقتول به یکی از آنها” آقا رضا” می گفت. بنابراین پلیس به سرعت توانسته بود،قاتل را قبل از خروج از مرز غافلگیر و دستگیر کند.

حالا حکایت ما شبیه این داستان است.

همه نقاشی ها و عکسهای اواخر قاجار با خون خود نوشته اند:

” رضا خان ” مرا کشت..

برج و باروهای منطقه آذربایجان از اوایل دوره اسلامی و برخی از دوران باستان تا اواخر دوره قاجار پابرجا بودند و در دوره پهلوی یک به یک سر به نیست شدند… غافل از اینکه روزگار بازیهای بسیار خواهد داشت و رد خون این بناها در نوشته ها و عکسها و نقاشی ها و مینیاتورها باقی مانده است.

در تصویر زیر اما مشاهده می کنید که در سال پنجاه و دو برج و باروی یزد را مرمت و جز آثار ملی به ثبت رساندند.

این تبعیض شامل بسیاری از بناهای مناطق ترک یا فارس نشین می شد.

نقاشی از دیوارهای سترگ تبریز از (ژولیس زوزف آگوستین لورنس)(۱۸۷۷) و زنجان از (ژان باتیست اوژن ناپلئون فنلاند)(۱۸۴۰) یاد آور توصیفاتی است که از شهر اکباتان( آق باتان) میخوانیم.( روی جلد)