هشدار؛ این مطلب دارای تصاویر دلخراش است که دیدن آن برای همه توصیه نمی‌شود

نقشه امپراتوری استعماری اول ( سبز روشن) و دوم (آبی تیره و هاشورخورده) فرانسه

 

جنایات و نسل‌کشی‌هایی که فرانسه در مستعمراتش انجام داد هنوز هم وجدان جامعه جهانی را به درد می‌آورد.

جنایات ارتش فرانسه در مستعمرات، مجموعه اسنادی است که توسط Pierre Vidal-Naquet گردآوری شده است . این اثر بطور جامع در باره جنایات فرانسه در سالهای ۱۹۵۴ تا ۱۹۶۲ درباره الجزایر نگاشته شده است. نویسنده مقدمه کتاب و بخش نخست آنرا به جنایات دولت فرانسه در هند و چین اختصاص داده است. از اینرو این بخش را بنام جنایات فرانسه در هندوچین نام گذاری کرده ایم.

هند و چین

بخش مهمی از وقایع تونس (۱۹۵۱) ، ماداگاسکار در سال ۱۹۴۷ یا فتح و تسخیر الجزایر در سال ۱۸۳۰ شناخته شده می باشند.

اما برای اولین بار در تاریخ معاصر، در هندوچین بود که ارتش فرانسه ، با انقلاب ضداستعماری به معنای واقعی روبه رو شد. انقلاب ضداستعماری با ایدئولوژی، رهبری، استراتژی، تشکیلات و هدفی مشخص. در هندوچین، تئوری جنگ انقلابی تکمیل گردید.

و بالاخره در جنگ هندوچین بود که اعمال جنایتکارانه و استفاده از شکنجه به صورت آشکار و رسمی توسط ارتش فرانسه تئوریزه و نهادینه شد.

رابطه بین هندوچین مستعمره و هندوچین درگیر در جنگ انقلابی علیه امپریالیسم جنایتکار آمریکا کاملا روشن می باشد. برخلاف جنگ الجزایر و ـ سالها بعد ـ انتشار خاطرات متعدد توسط نظامیان فرانسوی در خصوص جنایات استعماری ارتش فرانسه در این کشور، در مورد جنگ هندوچین نوشته های بسیاری در دست نیست.

وقایع جنگ جهانی دوم و جنایات مأموران گشتاپو هنوز در اذهان مردم زنده بودند.

افزون بر این بسیاری از لژیونرهای اعزامی به هندوچین برای رویارویی با انقلابیون چپگرا و کمونیست، آلمانی الاصل بودند.

هانری مارتن از فرماندهان بلندپایه نیروی دریایی فرانسه، که با شهامت و شجاعت بسیار از توسل به سرکوب و شکنجه زندانیان ویت کنگ خودداری، و به همین خاطر دستگیر و زندانی گردید، در دادگاه نظامی (۱۹۵۱ ـ ۱۹۵۰) به افشاء سیاست سرکوبگرانه امپریالیسم فرانسه پرداخت.

وی در نامه ای به تاریخ ۱۸ مه ۱۹۴۶ به پدر و مادرش می نویسد:

«ما منتظر رسیدن لژیونرها شدیم. کشتی حامل آنها در اولین ساعات بعد از ظهر لنگر انداخت. آنها در مجموع ۱۴۰ تن بودند.

در بین شان آلمانی های بسیاری دیده می شد (۴۰ درصد).

باید بگویم که با چنین عناصری ما می خواهیم هندوچین را تسخیر و قلب مردم را بدست بیآوریم.

برای هر نظامی کشته شده فرانسوی، ۸ روستا به آتش کشیده و با خاک یکسان می شود. و بعد از این کار، ما انتظار داریم که مردم بومی با ما همراه شوند … در این رابطه باید اضافه کنم که در اینجا ارتش فرانسه همان سیاست سرکوبگرانه ای را به پیش می برد که هیتلری ها در کشور ما اتخاذ کرده بودند». (به نقل از کتاب «پرونده هانری مارتن ـ ۱۹۵۳ ـ به قلم ژان پل سارتر).

 

شکنجه در هندوچین

به قلم Jacques Chégaray

دو مورد مشخص

یک درجه دار نظامی مرا برای بازدید از پاسگاه کوچک جدیدالتأسیس در منطقه چلون Cho Lon واقع در حومه شهر سایگون (هوشی مین فعلی) دعوت نمود.

معاون درجه دار که یک جوان خوشرو و سمپاتیک بود، نحوه عملکرد سیستم دفاعی پاسگاه را برای من تشریح و سپس وارد دفتر کار وی شدیم.

ـ یک سیگار؟

ـ با کمال میل.

چند لحظه بعد، در جستجوی زیرسیگاری، دستم به شیئی زمخت و سفید روی میز برخورد نمود.

ابتدا چندان توجهی به آن نکردم.

سپس در حین گفتگو، مجددا شیئی زمخت توجه مرا به خود جلب نمود، و بعد از کمی دقت متوجه شدم که شیئی مورد نظر، جمجمه انسان می باشد.

با نهایت تعجب و ناباوری به میزبانم خیره شده و اظهار داشتم:

ـ آیا من اشتباه می کنم؟

ـ چی، این جمجمه؟ نه خیر، کاملا واقعی است. جمجمه یک ویت کنگ کمونیست کثیف. می دانید، خود من سرش را بریدم.

در موقع بریدن سرش، کثافت نعره می کشید… باید می بودید و می شنیدید. و امروز جمجمه وی زینت بخش میز کار من می باشد.

کندن پوست سر وی کار آسانی نبود. ۴ ساعت تمام در آب جوش گذارده و سپس با چاقو پوست سرش را تراشیدم.

 

۱۵ روز بعد، در منطقه تونکین (ناحیه ای واقع در شمال ویتنام)، نظامی جوانی در نهایت احترام، مرا برای بازدید از پاسگاه نظامی تحت فرماندهی خود دعوت نمود. پاسگاهی واقع در منطقه جنگلی فول کونگ Phul-Cong. پست نظامی بسیار مرتب و منظم.

ـ شما خبرنگار هستید؟

ـ بلی

ـ از فرانسه می آئید؟

ـ بلی

ـ خوشبخت و خوشحالم. بیآئید از خانه من دیدن کنید. اینجا پست دیدبانی است. آنجا پست فرماندهی است.

ما وارد ساختمان فرماندهی می شویم. همه چیز آراسته و منظم. من آراستگی و نظم و ترتیب بسیار را به وی تبریک می گویم.

وی ادامه می دهد:

ـ اینجا دفتر کار من است. میز، ماشین تحریر، دستشویی. و آنجا، در آن گوشه، ماشین به حرف آوردن.

از آنجا که من متوجه منظور وی نشدم، لاجرم وی اضافه نمود:

ـ بلی، دستگاه شوک الکتریکی.

دستگاه بسیار کارآمد در بازجویی زندانیان.

اهرم اتصال، قطب مثبت و قطب منفی.

سپس باید اهرم چرخانده شود و بدین ترتیب زندانی تمام دانسته های خود را بالا می آورد.

و سپس ادامه می دهد:

ـ آنجا دستگاه تلفن بی سیم. اینجا کلاسورها و نقشه های نظامی.

 

نقض حقوق بشر فرانسه در آفریقا

جنایات و نسل‌کشی‌هایی که فرانسه در مستعمراتش به‌ویژه کشورهای آفریقایی انجام داد، هنوز هم وجدان جامعه جهانی را به درد می‌آورد

با آغاز استعمارگری فرانسه در سال 1524، این کشور بیش از 20 کشور آفریقایی در غرب و شمال این قاره را اشغال کرد.

35 درصد آفریقا نزدیک به 300 سال تحت استعمار فرانسه قرار داشته است.

در آن سال ها کشورهایی مانند سنگال، ساحل عاج و بنین به مرکز تجارت برده توسط فرانسه تبدیل شده و تمام منابع این مناطق از سوی این کشور به تاراج رفته است.

در طول حدود 5 قرن استعمار فرانسه بر آفریقا و به ویژه پس از جنگ استقلال این کشورها در دوره بعد از جنگ جهانی دوم، آنان با سرکوب شدیدی مواجه شدند که در مجموع بیش از دو میلیون آفریقایی کشته شدند.

 

 

نسل کشی فرانسه در الجزایر

سرهای بریده مسلمانان روی سرنیزه سربازان فرانسوی

فرانسه همچنین با خشونت تمام، خواست مردم کشورهایی که با وعده اعطای استقلال از طرف این کشور در جنگ جهانی دوم شرکت کرده بودند، سرکوب کرد.

یکی از این کشورها الجزایر بود.

مردم الجزایر با وعده کسب استقلال در صف‌ نیروهای فرانسه در جنگ جهانی دوم حضور داشتند، اما این خواسته آنان با سرکوب گسترده از سوی فرانسه مواجه شد و هزاران تن از مردم الجزایر قتل عام شدند.

کشتار سیستماتیک مردم الجزایر توسط سربازان فرانسوی از قتل عام سطیف و گلیما آغاز شد و تا زمان استقلال الجزایر در سال 1962 ادامه داشت.

در طول مبارزات استقلال الجزایر نزدیک به یک میلیون تن کشته شدند که مسئول مستقیم آن فرانسوی ها هستند.

 

شیوه های دستگیری و بازجویی

 

شوک الکتریکی و فرو کردن قربانیان در فاضلاب و آب یخ از روش‌های رایج شکنجه فرانسوی‌ها بود

یک الجزایری کشته شده زیر شکنجه توسط نیروهای فرانسوی

 

برای ترسیم شیوه های دستگیری و بازجویی در الجزایر، بهتر است به عنوان نمونه به ترسیم و تشریح نحوه عملکرد «مزرعه آمزیان» اشاره کنیم. مزرعه آمزیان، یکی از مراکز اطلاعاتی و عملیاتی نیروهای چترباز و امنیتی ارتش فرانسه در منطقه قسطنطنیه بود. در این مرکز، شکنجه در ابعاد وسیع مورد استفاده قرار می گرفت. تمام «مشکوکین» و مبارزان الجزایری دستگیر شده در شرق این کشور توسط واحدهای نظامی و امنیتی، مستقیما به این مرکز منتقل می شدند. دستگیری «مشکوکین» معمولا به صورت «گله ای» صورت می گرفت.

دستگیری ها اغلب بدنبال دریافت اطلاعات از طریق خبرچینان و یا کنترل های روزانه در اکثر مناطق شهری و روستایی انجام می گرفت. افراد بازداشتی مشکوک با ورود به «مزرعه» به دو دسته مجزا تقسیم می شدند:

دست اول، افرادی بودند که بلافاصله و بدون فوت وقت می بایست مورد بازجویی قرار می گرفتند. دسته دوم افرادی بودند که می بایست «منتظر» می ماندند.

بعد از تقسیم بندی، افراد بازداشتی مجبور بودند از سالن های بازجویی و اطاق های شکنجه و ابزار آلات مورد استفاده برای شکنجه بازدید نمایند. ابزاری از قبیل: دستگاه شوک الکتریکی، وان حمام برای ایجاد خفگی ساختگی، رخت آویز (برای آویزان کردن زندانی از پا یا مچ دستان)، کباب پز (برای سوزاندن بدن زندانی مقاوم)، ناخن چین (ابزاری برای کشیدن ناخن ها) و …. .

دسته ای که می بایست «منتظر» می ماند، به سالنی که سابقا طویله حیوانات بود، به طور « گله ای » هدایت می شدند. این افراد در تمام طول مدت «انتظار» که اغلب بین ۲ تا ۸ روز و گهگاه بیشتر، طول می کشید، از دریافت هر گونه جیره غذایی محروم بودند.

برای مسئولان این مرکز، تعداد بازداشتی ها و ظرفیت گنجایش سالن ویژه جمعیت «منتظر»، اهمیت چندانی نداشت. توانایی گنجایش سالن با بسته شدن درب ورودی آن ارزیابی می شد. در این سالن به خاطر کمبود جا، اکثر بازداشت شدگان به طور سرپایی به مدت چند روز منتظر می ماندند.

در ۲۴ ساعت، افراد بازداشتی تنها یک بار اجازه استفاده از توالت را داشتند. تمام امور مربوط به بازجویی زیر نظر مستقیم افسر اطلاعات ارتش و در چارچوب فصل ۴ قانون نامه ویژه ارتش انجام می گرفت.

بازجویی ابتدا با طرح سئوالات پیش و پا افتاده چون قبول وابستگی سازمانی، وفاداری به جمهوری فرانسه، احترام به قانون اساسی این کشور و … آغاز می شد.

در بین سئوالات، متهم هر از گاهی بدون دلیل یکسری ضربات مشت و لگد دریافت می کرد. در پایان مرحله اول بازجویی، فرد خبرچین (جاش محلی) و یا یک نظامی فرانسوی اتهامات مشخص، دقیق و از پیش ساخته را علیه متهم ردیف می کردند.

مرحله دوم بازجویی، متناسب با جواب های متهم در مرحله اول به پیش برده می شد. در صورت مقاومت، مرحله دوم بازجویی با استفاده از شکنجه های رایج آغاز می شد:

آویزان کردن زندانی از پا تا مرحله بیهوش شدن، خفه کردن ساختگی زندانی در وان حمام، وارد کردن لوله آب فشار قوی به مقعد زندانی، دادن شوک الکتریکی از طریق بستن گیره ها به گوش ـ نوک انگشتان و آلت تناسلی، قرار دادن بخشی از بدن زندانی در درون صندوق یخ، سوزاندن بدن زندانی با سیگار، قرار دادن زندانیان مقاوم و حماسه آفرین در قفس آهنی با سگ های وحشی و گرسنه برای خاتمه دادن به حیات وی و …

در این خصوص ناگفته نماند که بسیاری از مشکوکین و متهمین بعد از رهایی از «مزرعه» و بازگشت به خانه، ۲۴ تا ۴۸ ساعت بعد بدنبال حمله قلبی و یا مغزی جان خود را از دست می دادند. عملیات شکنجه بر روی فرد مقاوم هر ۴۸ ساعت تکرار می شد.

معمولا در طول مدت بازجویی، فرد متهم از دریافت جیره غذایی محروم بود.

فرد زندانی در طول مدت بازجویی در سلول انفرادی بسر می برد. این سلول ها بحدی کوچک و تنگ بودند که فرد زندانی حتی نمی توانست در سلول دراز کشیده، استراحت و تجدید قوا نماید.

ناگفته نماند که در بین متهمین زندانیان نوجوان کم سن و سال و سالمندان ۷۵، ۸۰ ساله و حتی بیشتر نیز دیده می شدند.

در پایان دوره بازجویی، متهم می توانست آزاد شود (اغلب آزادشدگان را زنان تشکیل می دادند)، یا با پرداخت مبلغی به طور ماهیانه، شرایط انتقال خود را به زندان واقعی فراهم می آوردند و یا این که بدنبال شکنجه های وحشیانه و قرون وسطایی جاودانه می شدند.

اگر زندانی مقاومت حماسی می کرد و حاضر به کنار آمدن با بازجویان نبود، آخرین شکنجه، قرار دادن زندانی قهرمان در قفس سگ های وحشی و گرسنه بود. توضیح بیشتر در این خصوص لازم نیست.

رقم افرادی که راهشان از بخت بد به شکنجه گاه «مزرعه» افتاده، حیرت آور است. گنجایش این مرکز که فعالیت آن از سال ۱۹۵۷ آغاز شد، بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر بود. این مرکز از آغاز فعالیت تا تعطیلی آن، همیشه با حداکثر ظرفیت خود کار می کرد.

در مجموع، این مرکز پرونده ۱۰۸۱۷۵ نفر را مورد بررسی و کنترل قرار داده است. از این تعداد ۱۱۵۱۸ الجزایری به فعالیت های ناسیونالیستی متهم شده و در لیست طرفداران FLN گنجانده شده اند. در ضمن ۷۳۶۳ تن نیز بیش از مدت ۸ روز در این مرکز بسر برده اند. آمار تعداد متهمین زندانی که در این مرکز جنایت و وحشی گری جاودانه شده اند، در دست نیست.

 

قتل عام الجزایری ها در سطیف

 

یک الجزایری که پیش از قتل مورد شکنجه نیروهای فرانسوی قرار گرفته است.

 

 

عکس یادگاری سربازان اسپانیایی و فرانسوی با سر مبارزین استقلال مراکش در طول” قیام ریف”مراکش، ۱۹۲۲

 

نقش فرانسه در نسل کشی روآندا

فرانسه در کشورهای تحت نفود خود بزرگترین موارد نقض حقوق بشر را رقم زد. نقش این کشور در نسل کشی روآندا در سال 1994 که از آن به عنوان بزرگترین قتل عام تاریخ بشریت یاد می‌شود، روشن است. بنا به گزارش‌های بین المللی نظامیان فرانسوی کمی پیش از این نسل کشی بی‌تفاوت به گزارش‌های مخابره شده از منطقه خارج شده و برخی از آنها نیز شخصا از این قتل‌عام حمایت کردند.

فرانسه 23 ژوئن به منظور تامین منطقه امن برای پناهجویان در جنوب غربی روآندا «عملیات تورکوآز» را آغاز کرد اما به جای جلوگیری از وقوع نسل‌کشی، تجهیزات نظامی و اطلاعات در اختیار دولت هوتو قرار داد. پرونده‌های حقوقی بین المللی متعددی در این خصوص علیه فرانسه همچنان در جریان است.

اظهارات فرانسوا میتران، رئیس جمهور سابق فرانسه در گفت‌وگو با روزنامه فیگارو در سال 1998 مبنی بر آنکه «نسل‌کشی در آن کشورها آنقدرها هم اهمیت نداشت» از حافظه اذهان عمومی پاک نمی‌شود.

وب سایت فرانسوی «مدیا پارت» با انتشار خبر «نسل کشی روآندا: افشای دروغ‌های فرانسه» به استناد گزارش‌های اداره کل امنیت خارجی این کشور اعلام کرد که فرانسه مقصر اصلی نسل کشی روآندا که منجر به کشتار 800 هزار توتسی به دست شبه نظامیان هوتو شد، است.

Print Friendly, PDF & Email