نامش ابوالقاسم مرتضوی فرزند حاج سید مرتضی صراف که آذر تخلص میکرد و درسال ۱۲۵۰ شمسی در تبریز متولد شده است.

میرزا ابوالقاسم یکی از مردان شریف و ادیب و فاضل و شاعر و وطن دوست بود.او بسال ۱۲۷۱ شمسی به استانبول مسافرت نموده و در آنجا با سیدجمال الدین اسد آبادی ملاقات و صحبت کرده است.

از تالیفات میرزا ابوالقاسم کتاب «اوراق پریشان» است که بسال ۱۳۳۴ هجری قمری در تبریز چاپ شده است.اوموقع انقلاب مشروطیت ایران از مؤسسین مومن و از جان گذشته انجمن آذربایجان در تهران بوده و با طالب اوف مکاتباتی داشتند.میرزا ابولقاسم در کتاب اوراق پریشان چند فقره از نامه های طالب اوف را که به آن شادروان نوشته بود درج کرده است.

دیوان اشعارش که بیش از هزار بیت بوده در اختیار آقای بقا مرتضوی که یکی از نواده های آن بزرگوار است میباشد.

شادروان میرزا ابوالقاسم مرتضوی در سال ۱۳۱۱ هجریخورشیدی برحمت خدا پیوسته و در مقبره الشعرای تبریز مدفون گردیده است.

از اوست:

دانی که جام و باده چه سود و ثمر دهد

کاهد ز عقل و زر ببرد درد سر دهد

 

این مایه هلاکت و این جوهر ممات

تاثیر سم خویش به قلب و جگر دهد

عاقل نمی فشاند تخمی که عاقیت

درد و تعب بپرورد و مرگ بر دهد

هرگز سزد که مرد خرد اختیار خویش

دست هوس سپارد و برشور و شر دهد؟

 

(آذر)چه گونه می شمرد مرد با خرد

آن را که مرگ را می خرد و سیم و زر دهد.