پروفسور محمد تقی زهتابی

ائل اوبا – از نظر علم زبانشناسی هر زبان زنده شامل سه بخش است.

۱- مردم به هنگام استفاده از زبان بعنوان یک وسیله ارتباطی انبوهی از واژه ها را بکار می برند که به مجموعه این واژگان ترکیب لغوی زبان گفته می شود. این بخش از زبان با تغییر و تحول در شرایط زیستی و دگرگونی در ابعاد سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی زندگی بشر معمولا بسرعت ، در طول چند دهه تا اندازه ای تغییر می یابد.

۲- بخش بزرگی از ترکیب لغوی زبان تحت تاثیر شرایط زیستی دگرگون می شود ، ولی بخشی کوچک از آن یعنی لغات اصلی زبان تقریبا ثابت خویش را حفظ می کند و تغییر شکل آن نیازمند زمانی به درازای صدها ، بلکه هزاران سال است. این لغات اساسی را ذخیره اصلی لغوی زبان می گویند.

۳- بر حسب اقتضائات زندگی و ضرورت های زمانی ، واژه های جدید بر اساس ذخیره لغوی زبان ، ساخته می شود. بوجود آمدن این واژگان و همینطور استفاده از ترکیب لغوی زبان برای افاده مرام تابع ترتیب ، شکل ، قوانین و قواعد فونتیک ، صرفی و نحوی ویژه ای است که مجموعه این قواعد و اصول را ساختار گرامری زبان می گویند.

ساختار گرامری زبان حتی از ذخیره اصلی لغوی زبان نیز کمتر و بسیار دیرتر تغییر می یابد. دانشمندان زبانشناس معاصر در تقسیم بندی زبان اقوام و ملت های جهان ، هم به ذخیره اصلی لغوی و هم به ساختار گرامری این زبانها استناد نموده و برای تعیین تعلق یک زبان به یکی از گروه های زبانی ، این دو وجه زبان مورد نظر را با گروه های زبانی مقایسه می نمایند.

دانشمندان زبانشناس بخش بزرگی از زبانهای موجود در جهان را از نظر اشتقاق و ساختار دستوری آنها ، به سه گروه تقسیم می کنند:

۱- گروه زبان های هند و اروپایی

۲- گروه زبان های سامی

۳- گروه زبان های التصاقی

ما در زیر بر اساس نمونه های تقریبا محدودی که در دست داریم ابتدا معانی واژگان و ذخیره لغوی زبان سومری و سپس ساختار دستوری این زبان را با سه گروه زبانی اخیرالذکر مقایسه خواهیم نمود.

در مقایسه لغات اصلی ما اساسا واژگان این زبانها را با واژگان زبانهای معاصر ترکی ، و بطور مشخص ترکی آذربایجانی مقایسه کرده و با افزودن نتایج پژوهش های دانشمندان معاصر ترک به نتایج بررسی های دانشمندان اروپایی بوضوح هم ریشه بودن زبان سومری با زبان های ترکی را نشان خواهیم داد.

بجاست این نکته را نیز متذکر شویم که همراه با روند تکامل و تحولات تاریخی در هر ملتی ، زبان او نیز از نظر ساختمان صوتی ، صرف ، نحو و ترکیب لغوی به تدریج دستخوش دگرگونی می شود. این قانون زبان است از اینرو نیز امروزه تاریخ و زبان یک ملت را در ارتباطی متقابل با یکدیگر و نه بصورت عناصری مجرد و مجزا از هم مورد بررسی قرار می دهند.

این نکته نیز شایان ذکر است که زبانهای ترکی به سبب ویژگی التصاقی بودن خود دیرتر از گروه زبانهای هند و اروپایی و سامی متحول می شوند. بویژه ذخیره اصلی لغوی این زبانها در طول هزاران سال دستخوش تغییراتی بس اندک می گردد.

مثلا با مقایسه زبان فارسی دوره ساسانی با فارسی معاصر از یکسو ، و زبان کتاب دده قورقود – که متعلق به ۹۰۰ سال پیش است – با زبان ترکی آذری معاصر از سوی دیگر این واقعیت را به وضوح می توان مشاهده کرد.

برای اینکه تا اندازه ای ارتباط و قرابت لغوی زبان سومری را با گروه زبانهای ترکی نشان داده باشیم ابتدا اشاره ای می کنیم به نظریات سومرشناس مشهور آلمانی فریتز هومل – Fr . Homme – (1936- 1854م). پیش از هومل ، دانشمند دیگری بنام ژ.اوپر (۱۹۰۵ – ۱۸۲۵م) نظریه قرابت زبان سومری با زبان های اورال – آلتائیک را مطرح نموده بود.

پس از او ف. هومل پیش تر رفته و اقوام سومری و آلتایی را یکی دانست.

هومل در پنجاه سالگی یعنی دوران شکوفایی تحقیقات علمی خود ۳۵۰ واژه سومری را از نظرگاه معنی و ساختمان صوتی با واژگان متقابل ترکی مقایسه و توضیح داده ثابت نموده است که این  دو زبان علی رغم وجود فاصله زمانی نسبتا طولانی میان آنها ، هم ریشه بوده و با یکدیگر مربوط می باشند.

وی با استنتاج علمی از بررسی های خویش چنین نوشته است:

« شاخه ای از اجداد باستانی اقوام ترک در حدود سالهای ۵۰۰۰ ق. م از وطن خود واقع در آسیای مرکزی حرکت کرده به آسیای مقدم آمده ، سومری ها را پدید آورده اند. آثار بازمانده از زبان سومری نشان می دهد که زبان ترکی در آن اعصار چگونه بوده است».

رئیس نیا ، رحیم ، آذربایجان در سیر تاریخ ایران ، ج ۲ ص ۸۶۹

نظریه هومل ، بخصوص از نظر علم زبانشناسی بسیار مهم و جالب توجه است. البته خواهیم دید که تحقیقات هومل ناقص و ناکافی بود. لیکن اظهار نظرهای بدین شکل که :

« ارائه چنین مثال هایی برای اثبات قرابت دو زبان کافی بنظر نمی رسد. زیرا که فاصله ۵-۶ هزار ساله موجود بین دو قطب مقایسه ، نتیجه بخش بودن آنها را تردید پذیر می نماید».

رئیس نیا ، همان ، ج ۲ ص ۸۸۹

که با توجه به فاصله زمانی ۵ – ۶ هزار ساله میان زبان ترکی معاصر و زبان سومری ارائه شده معلول نادیده انگاشتن یک واقعیت علمی است به این قرار که زبان های التصاقی به سبب ویژگی های ساختاری خویش در مقایسه با زبان های هند و اروپایی و سامی بسیار اندک و دیرتر دستخوش دگرگونی و تغییر می شوند.

بنابراین غیر کافی انگاشتن مقایسه های هومل از سوی دانشمند گرانقدر رحیم رئیس نیا صحیح و لیکن شبهه و تردید در نتیجه بخش بودن آن نادرست است.

با توجه به ارتباط متقابل میان علم تاریخ و زبانشناسی ، و نیز تغییر پذیری اندک زبانهای التصاقی نسبت به زبان های هند و اروپایی و سامی نه تنها مقایسه زبان سومری بلکه مقایسه زبان سایر اقوام باستان التصاقی زبان منطقه چون ایلامیان ، کاسیان ، هیتیان ، اورارتوئیان ، گوتیان ، لولوبیان و ماننایان با زبان های ترکی معاصر از جمله زبان ترکی آذربایجانی از جنبه های علمی مذکور ممکن و ضروری است لیکن این مقایسه باید در گستره ای وسیع و به شیوه ای علمی انجام گیرد.

ما تلاش خواهیم کرد تا برخی از این زبانهای التصاقی باستان را با زبانهای معاصر ترکی به سه شکل مورد مقایسه قرار دهیم:

الف- مقایسه همسانی و یا قرابت واحد های لغوی زبان های التصاقی منطقه در دوران باستان با زبانهای ترکی معاصر.

ب- مقایسه برخی از واحدهای لکسیک ذخیره لغوی زبان سومری و زبان های ترکی معاصر.

( در این مقایسه اساسا از پژوهش ها و آثار «اولجاس سلیمان» و پروفسور عثمان ندیم تونا بهره جسته ایم).

ج- مقایسه ساختار گرامری زبانهای التصاقی مزبور با زبانهای ترکی معاصر از جمله ترکی آذری ، هم از نظرگاه اشتقاق و هم از نقطه نظر پیوندی بودن آنها.
الف – همسانی و قرابت واحد های لغوی زبان های التصاقی منطقه در دوران باستان با زبان های ترکی معاصر

۱- مادردر السنه باستان

ایلامی: آنا

سومری: آما

ترکی معاصر: آنا

149

۲- سه در السنه باستان

ماننایی: اوش

سومری: اوش

ترکی معاصر: اوچ

149

۳- تخته سنگ در السنه باستان

ماننایی: قایا

ترکی معاصر: قایا

149

۴- بیابان در السنه باستان

سومری: بَیَر

ترکی معاصر: بایر

149
۵- دختر در السنه باستان

سومری: قین

ترکی معاصر: قیز

149
۶- سبز در السنه باستان

ایلامی: گؤک

کاسی: گؤک

ترکی معاصر: گؤی

149
۷- پدر در السنه باستان

ایلامی: آتا

سومری: آدا

ترکی معاصر: آتا

149
۸- گفت در السنه باستان

ایلامی: تیر + ی + ش

ترکی آذری: دئییش ، دئدی

149
۹- انجام داد در السنه باستان

ایلامی: هوت + تا + ش

ترکی آذری: ائتمک ، ائتدی

149
۱۰- خان در السنه باستان

ایلامی: خان ( ائنپیلوخان شاه ایلام)

ترکی: خان

149
۱۱- سنگین در السنه باستان

سومری: آغار

ترکی : آغیر

149
۱۲- پایین در السنته باستان

سومری : آششا

ترکی : آششاغی

149
۱۳- پرنده در السنه باستان

سومری : قاش

ترکی : قوش

149
۱۴- بیرون در السنه باستان

سومری : قیشیق

ترکی آذری : ائشیک

149
۱۵- مگس در السنه باستان

سومری : زیبین

ترکی آذری : چیبین

149
۱۶- بابا در السنه باستان

مادی : بابا

ترکی : بابا

149

لغات مذکور در جدول فوق واژگانی می باشند که دارای ریشه کاملا مشخص در زبان ترکی آذری هستند.زبان سرخپوستان که ساکن بومی آمریکا هستند نیز جزو گروه زبان های التصاقی است.

برخی از لغات آنان با واژگان متقابل در زبانهای ترکی همسان است. بعنوان مثال “سیو” ها که از طوایف سرخپوست هستند به آتا(پدر) ، “آته” Ate وبه آنا (مادر) ، اینه Ine می گویند.

در مکزیک و آمریکای مرکزی مناطق کوهستانی زیادی وجود دارند که در ترکیب نام آنها کلمه تپه بکار رفته است. در میان طایفه “آزتس” Aztes که یکی از طوایف سرخپوست هستند لغت ” تپه ” دقیقا بهمان معنی که در ترکی آذری بکار می رود مستعمل است.

ب – مقایسه ذخیره اصلی لغوی زبان سومری و زبانهای ترکی معاصر

ما هنوز به جدول مقایسه ف. هومل دسترسی نداریم لیکن بر اساس اظهارنظر اولجاس سلیمان درباره این مقایسه می دانیم که هومل زبانهای سومری و ترکی را تنها با برابر هم نهادن ۱۰ – ۱۵ واژه اصلی مورد مقایسه قرار داده است.

باید گفت که هومل گرچه با این اقدام خویش گام علمی حسورانه و بزرگی برداشته که بعنوان نخستین گام بی اندازه ارزشمند است ، لیکن مقایسه وی برای اثبات قرابت زبانهای مذکور ناکافی است.

برای اثبات قرابت و هم ریشه بودن دوزبان باید تعداد بیشتری از ” لغات اصلی “، و در عین حال ساختار دستوری آن زبانها با یک دیگر مورد مقایسه قرار گیرد.

علاوه بر این به نوشته اولجاس ، هومل این کلمات را از همه زبانهای ترکی اخذ نموده ، بعلاوه وی نه همسانی و قرابت ریشه کلمات ، بلکه تشابهات ظاهری واژه ها را مد نظر قرار داده است.

اولجاس با در نظر گرفتن علل ناکامی هومل ، کلمات اصلی و ریشه لغات را در این زبان ها مورد مقایسه قرار داده است.اولجاس سلیمان متذکر شده است که ، ی.م.دیاکونوف تورکولوگ نامی روس در مقایسه زبان سومری و ترکی یکصد واژه از این زبانها را با یکدیگر مورد مقایسه قرار داده است.

لیکن اولجاس سلیمان بر خلاف هومل و ی.م.دیاکونوف در جدولی که تنظیم نموده تنها ۶۰ واژه مشترک را با یکدیگر مقایسه کرده است. وی با گزینش این رقم در واقع خواسته است حقیقتی مهم مبنی بر خدمات سومریان به تمدن بشری را خاطرنشان سازد.

( تقسیم هر ساعت به ۶۰ دقیقه ، هر دقیقه به ۶۰ ثانیه و … توسط سومریان)

اولجاس سلیمان در مقایسه خویش ، همه زبان های ترکی را مد نظر قرار داده ، ولی ما از این میان تنها کلماتی را که امروزه در زبان ترکی آذری عینا و یا با اندک تغییراتی وجود دارند و ریشه آنها برای آذری ها دانسته است برگزیده ایم.

مقایسه کلمات سومری و ترکی آذربایجانی

۱- واژه پدر

سومری : آدا

ترکی : آتا

149
۲- واژه مادر

سومری : آما

ترکی : آنا

149
۳- واژه زاییدن

سومری : تو

ترکی : توغو ، دوغماق

سومری : تود ( زائید )

ترکی : توغد ، دوغ + دو ، دوغولدو

سومری : توم ( زاد و ولد )

ترکی : توما ، دوغما ( زاییدن )

149
۴- واژه زندگی

سومری : تیر ( زندگی )

ترکی : تیریک ، دیری ( زنده )

سومری : تیر ( پیکان )

ترکی : تیر ( پیکان )

149
۵- واژه دختر باکره

سومری : کیر سیلیک

ترکی : سیلیک قیز

149
۶- واژه تمیز

سومری : سیلیک

ترکی : سیلیک

149
۷- واژه سرباز ، جنگجو

سومری : ارن Er + En

ترکی : ارن

149
۸- واژه چوپان

سومری : شوبا (سیپا )

ترکی : چوبا + ن

149
۹- واژه قلعه ، شهر ، ارک

سومری : اوروق

ترکی : اوروق ( از فعل قورماق )

149
۱۰- واژه نصب کردن ، وصل کردن

سومری : تاق

ترکی : تاخ

149
۱۱- واژه آهنگر

سومری : تیبیرا

ترکی : (تبیر،دمیر= آهن) دمیرچی

149
۱۲- رفتن

سومری : ائد ( رفتن )

ترکی : گئد ( برو )

149
۱۳- واژه صدا

سومری : قو Gu

ترکی : کوْی
149
۱۴- واژه شاد ، شادی

سومری : گولشه

ترکی : گولوش
149
۱۵- واژه شنونده

سومری : گوشتوکا

ترکی : ائشتوقان ، ائشیدن

149
۱۶- واژه گوش ، آلت شنیدن

سومری : گئشتوک

ترکی : ائشتوک

149
۱۷ – واژه اجداد

سومری : بیلگا

ترکی : بیلقا ، بیلن ( دانا ، فرزانه )

* کلمه بیلگا در سومری به معنی اجداد بود و در زبانهای ترکی به معنی ” دانا – عارف ” بکار رفته است. مثلا در نام بیلگه خاقان ( اَزی یا – اولجاس سلیمان ص ۲۲۴ )

ظاهرا در زبان سومری کلمه بیلگا به کنایه از اجداد و پدران سالمند و با تجربه و دانا بکار می رفت. (ر.ک آذربایجان و هویت. امید نیایش ۱۳۸۰ ص ۳۹)
149
۱۸- واژه من

سومری : مئی

ترکی : من ، بن
149
۱۹- واژه مرغابی

سومری : اوزوق

ترکی : یوزوک ، سودا اوزن
149
۲۰- واژه پرنده

سومری : قاش

ترکی : قوش
149
۲۱- واژه درخت

سومری : قیش

ترکی : آغاش – آغاج
149
۲۲- واژه کوه

سومری : کور

ترکی : قور ( از فعل قورماق )
149
۲۳- واژه خاک

سومری : کیر

ترکی : یئر (زمین)
149
۲۴- واژه نقطه

سومری : دئش

ترکی : دئش
149
۲۵- عدد سه

سومری : اؤش

ترکی : اؤش ، اؤچ
149
۲۶- عدد ده

سومری : او

ترکی : اون
149
۲۷- افتادن

سومری : توش

ترکی : دوش ، دوشمک
149
۲۸- دراز ، بلند

سومری : اوزوک

ترکی : اوزون
149
۲۹- اجاق

سومری : اودون

ترکی : اودون (هیزم)
149
۳۰- خدا

سومری : دینقیر

ترکی : تنقیر ، تانری

149

با بررسی این واژگان بوضوح مشاهده می گردد که ذخیره اصلی لغوی زبان سومری قابل مقایسه با ذخیره لغوی زبانهای ترکی من جمله زبان ترکی آذری است.

قرابت معنایی و ساختمان صوتی این کلمات تابع یک نظام می باشد و این امری طبیعی است چرا که هر دو زبان دارای منشاء واحدی هستند.

قرابت صوتی و معنایی ، همچنین بیانگر این مطلب است که این زبان ها در طول اعصار با زبان سومری در ارتباط بوده اند و در نتیجه کلمات ، هم از لحاظ ساختار صوتی و هم بلحاظ معنایی قرابت خود با یکدیگر حفظ کرده اند.

ج – مقایسه این زبانها از نظر قواعد صرفی (مورفولوژی) و اشتقاق

گرچه وحدت و قرابت ذخیره اصلی لغوی شرط لازم قرابت و هم ریشگی دو زبان است لیکن شرط کافی آن نیست.

در این مورد وجود قواعد مورفولوژیک مشترک میان این زبانها نیز ضروری است. ما در اینجا خواهیم کوشید تا التصاقی بودن زبان سومری را ثابت کرده و در عین حال قواعد صرفی (مورفولوژیک) مشترک میان این زبان و زبان ترکی آذری معاصر را نشان دهیم.

چنانچه می دانیم ویژگی اصلی زبانهای التصاقی عبارت از آنست که اشتقاق ( ساخته شدن کلمات جدید از یک کلمه مادر ) ، و یا تغییرات ظاهری یک کلمه تنها بوسیله افزودن پسوند انجام می گیرد.

زبان سومری نیز دارای عمین ویژگی است بعنوان مثال:

۱- تصریف اسامی:

در زبانهای ترکی معاصر من جمله ترکی آذری اسم دارای ۶ حالت است که پسوندهای مربوط به ۳ حالت از این حالات شش گانه در زبان سومری شناخته شده است.

اولین آنها پسوند مفعول غیرمستقیم یعنی “را” است که امروزه در زبان آذری فقط به شکل ” ٱ- ه ” بکار می رود ، یعنی عنصر” ر ” اسقاط شده ، در حالیکه در برخی زبانهای ترکی معاصر به ” ق ” تبدیل یافته است.

دومین حالت ، حالت مفعول فیه یا تخصیص است که پسوند آن ” دا ” میباشد و بالاخره حالت سوم انفکاک یا مفعول عنه است که پسوند آن ” دان ” است.

همچنین ثابت گردیده که در زبان التصاقی اقوام هوریانی نیز که در هزاره های دوم و سوم ق.م در مغرب دریاچه ارومیه می زیستند پسوندهای مربوط به حالت مفعول فیه و مفعول عنه همان ” دا – دان ” بوده است.

۲- اسم فاعل ” اَن – ان ” :

در زبانهای ترکی من جمله ترکی آذری به انحای مختلف از افعال ، کلمات گوناگون مثل اسم ، صفت و غیره ساخته می شود برای انجام این امر بطور کلی از فرمول «ریشه فعل + پسوند = اسم ، صفت و … » استفاده می گردد.

پژوهش ها و نمونه های موجود نشان می دهد که در زبان سومری نیز در این مورد از همین فرمول سود می جستند

لیکن بجای ریشه فعل مصدر فعل مورد استفاده قرار می گرفته است. مصدر + پسوند = اسم ، …

نمونه های زیر موید این حقیقت هستند:

در زبان سومری نیز همچون زبانهای ترکی معاصر اسم فاعل با استفاده از پسوند ” اَن – ان ” ساخته می شد.

مانند: ار – بدنبال کسی رفتن. ارن – شخصی که بدنبال کسی یا چیزی می رود. ( آردیندان گئدن )

در زبان ترکی آذری معاصر به وسیله پساوند مختلفی که به حرف ” ک ” ختم می شوند از اسامی و صفات و مصادر ، کلماتی با معانی مختلف ساخته می شود.

در زبان سومری نیز با پسوندی که به حرف ” ک ” ختم می شود کلمات جدید ساخته شده است. در این مورد نخست برخی از پسوندهایی را که در زبان آذری به حرف ” ک ” ختم می شود ارائه می کنیم.

الف – پسوند چهار شکلی « لیق – لیک – لوق – لوک »: آزلیق ، پتک لیک ، اودونلوق ، سؤزلوک

ب – پسوند چهار شکلی « جیق – جیک – جوق – جوک »: آناجیق ، ائوجیک

پسوندهایی که در زبان آذری معاصر به حرف ” ک ” ختم می شوند و از افعال ، اسم و صفت می سازند عبارتند از :

الف – پسوند چهار شکلی «یق – یک – وق – وک »: قاتیق ، بیلیک ، اوچوق ، هؤروک

ب – آجاق ، اجک : اولاجاق حادثه ، گله جک گون

ج – آق – اک : داراق ، پیچاق ، الک ، بلک

حال نمونه هایی از واژگانی را که در زبان سومری با استفاده از پسوند ” ک ” ساخته شده ارائه می دهیم:

۱- اورو – URU – احداث کردن ، اوروگ – URU + G شهر ، قلعه ، ارک

۲- اوزو – UZU – شنا کردن ، اوزوگ – UZU + G – مرغابی

۳- تصریف افعال:

در زبان سومری نیز همچون زبان ترکی آذری معاصر علامت اصلی سوم شخص مفرد در ماضی مطلق ” د ” بود. مانند:

تو (Tu) = توغماق – دوغماق (زاییدن)
تو + د (Tu + d) دوغ + دو – (زایید)

۴- اسامی فعلی :

پسوند دو شکلی «ما – مه » که در زبان ترکی آذری معاصر (با الحاق به ریشه افعال) بدون استثناء از تمامی افعال ، اسم می سازد

به دلیل همین ویژگی استثنا ناپذیری خود دارای قدمتی طولانی و بازمانده از دوران سومریان می باشد.

این پسوند در زبان سومری به شکل ” م ” بوده است. بعبارت دیگر در زبان سومری نیز به کمک حرف ” م ” اسامی فعلی ساخته می شد

لیکن این پسوند در سومری به مصادر افعال الحاق می شد در حالیکه امروزه پسوند «ما – مه» به ریشه افعال الحاق می گردد مثال :

الف – تو TU = دوغماق (زاییدن) ، تو + م (Tu + m ) ایجاد – ایجاد نسل

ب – تو – دو (Du) = دوغماق ، دو + مو (Du + mu) = بچه – نسل

۵- اعداد مرکب از ۱۰ تا ۲۰ :

امروزه در زبانهای ترکی هنگام شمارش اعداد ، از ۱۰ تا ۲۰ نخست جزء دهگان و سپس جزء یکان می آید. مانند: اون بیر ۱۱ ، اون اوچ ۱۳ ، اون دوققوز ۱۹٫

ولی در اکثر زبانهای هند و اروپایی و سامی این ترتیب بالعکس است. یعنی ابتدا جزء یکان و سپس جزء دهگان می آید.

به عنوان مثال از میان زبانهای هند و اروپایی نظری بیافکنیم به زبان های فارسی ، فرانسوی و روسی:

فارسی : یک + ده = یازده ، دو + ده = دوازده

فرانسوی : ان + دیز = اونز ، دو + دیز = دوز

روسی : اودین + نا + دئسیت = اودین نادسیت ، دیوه + نا + دسیت = دیوه نادسیت

از زبانهای سامی نیز میتوان به زبان عربی اشاره نمود.

احد + عشر = احد عشر

اثنی + عشر = اثنی عشر

ویژگی تقدم جزء دهگان بر جزء یکان از خصوصیات زبانهای التصاقی است. این قاعده در زبان سومری نیز کاملا مانند زبان های التصاقی من جمله زبان آذری معاصر بود.

مثلا در زبان سومری معادلهای اعداد

یک = اَش
دو = مین (ایمما)
سه = اوش
ده = او

بود و عدد یازده بصورت ” او اَش ” عدد ۱۳ بصورت ” او اوش ” و عدد دوازده بصورت ” او مین ” نوشته می شد.

۶- علامت اعداد ترتیبی :

علامت اعداد ترتیبی در زبان سومری ” کم – کوم ” بود. مانند ” اوش کم ” – سومین.

می دانیم که در زبان ترکی آذری ادبی معاصر علامت ترتیبی ” ینجی ” است ، لیکن این پسوند در زبان محاوره بصورت ” یم ینجی ” بکار میرود.

پسوند اخیر مرکب از دو جزء ” یم ” و ” ینجی ” است که هر کدام از این دو جزء بصورت مستقل در زبان اقوام مختلف ترک بعنوان علامت اعداد ترتیبی بکار رفته و میرود.

مثلا پسوند ” یم – اوم ” به عنوان علامت اعداد ترتیبی امروزه میان ایل ” دره شوری ” قشقائیان رایج است.

در زبان ” تووا ” نیز که جزء زبانهای ترکی است ، علامت اعداد ترتیبی ” کی – کو ” است.

هیئت ، جواد ، سیری در زبان ترکی و لهجه های آن ، ص ۳۷۴

بنابراین پساوند اعداد ترتیبی در زبان سومری دارای قرابت و شباهت با همین پسوندها در زبان ترکی است.

۷- سیستم اعداد :

در زبان سومری در اعداد سیستم دهی ، بیستی و شصتی رایج بود. در ترکی قاراچای – بالکار نیز سیستم بیست حاکم است.

هیئت ، جواد ، همان

یعنی به چهل ، ایکی دژیرما و به شصت ، یوچ دژییرما و صد را بش دژییرما می گویند.

سیری در زبان ترکی ، هیئت ، ص ۳۷۴٫

ذکر این نکته ضروری است که نباید از نظریه التصاقی و ترکی بودن زبان اقوام سومری ، ایلامی و … چنین استنتاج نمود که زبان این اقوام همانند زبان ترکی معاصر و یا بسیار نزدیک به آن بوده است.

باید در نظر داشت که زمانی به درازای ۶-۵ هزار سال از آن عهد سپری شده است. در این فاصله زمانی طولانی بر اساس قاعده کلی ای که حاکم بر همه زبانهای دنیا است

زبان ترکی نیز بصورتی اساسی تغییر یافته و از آن زبانهای مختلف ملی هم ریشه انشعاب یافته اند که از آنجمله است زبان اقوام یاکوت ، اویغور ، قزاق ، قرقیز ، باشقیرد ، چوواش ، ازبک ، تاتار ، ترکمن ، آذری ، قاراچای ، بالکار ، تووا ، مغول ، ترکان آناتولی.

در اینجا ارائه مثالی برای بدست دادن تصویری کوچک از نحوه تحول و تغییر زبان ضروری به نظر می رسد. می دانیم که در زبانهای ترکی قدیم من جمله زبان ترکی آذری کلمه ” بار ” به معنی ” آمدن ” بوده است.

این کلمه در زبان ایلامی – خوزی به شکل ” باب ” و به همان معنی ” آمدن ” بوده است. در زبان قزاقی ۱۲۰۰ سال پیش این کلمه به شکل ” فار ” در آمده و واجد همان معنی ” آمدن ” ، ” رفتن ” بود ، چنانکه در نام ابونصر فارابی نیز مشاهده می شود.

این کلمه در زبان ترکمنی معاصر به شکل ” بار ” به معنی ” برو ” و در زبان ترکی آذری بصورت ” وار ” به معنی ” رسیدن ” و ” واصل شدن ” بکار می رود چنانکه در داستان اصلی و کرم می خوانیم:

ارضرومون گدیگینه واراندا   اوندا گوردوم درم – درم قار گلیر

مقایسه یک عنصر نحوی

گفتیم که کلمه “اوچ” به صورت “اوش” هم در میان اهالی ماننا بکار می رفته و هم در زبان ترکان آذری معاصر به کار می رود.

کلمه ” اوش قایا ” (نام باستانی شهر اسکو در زبان ماننایی) مؤید این موضوع است.

سارگون دوم در لشکرکشی سال ۷۱۴ ق.م دژ ” اوش قایا ” در شرق دریاچه ارومیه و دامنه های غربی سهند را تسخیر نموده است.

در این نام علاوه بر کلمه اوش – اوچ ، واژه قایا نیز بیانگر آن است که کلمه اخیر که در زبان ترکی آذری معاصر به معنی ” تخته سنگ ” بکار می رود

در ۱۵۰۰ الی ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد نیز در زبان اهالی آذربایجان آن عهد رایج بوده است. نام ” اوش قایا ” با قله سه کوه در شرق اسکو مرتبط بوده است.

رئیس نیا ، آذربایجان در سیر تاریخ ایران ، ج۲ ، ص۸۷۵

ترکیب ” اوش قایا ” در زبان ماننایی ، نشانه ای از قرابت و وحدت ترکیب صوتی و ساختمان صرفی و لغوی زبان ماننایی و زبان ترکی آذری معاصر است.

علاوه بر این ترکیب مزبور به لحاظ نحوی نیز بوضوح مؤید قرابت این زبانهاست. زیرا ترکیب این دو کلمه ( اولی عدد و دومی اسم ) که هر دو اسم هستند

در نظام نحوی زبان ترکی آذری معاصر نیز به همین شکل یعنی از اقام نوع اول اسامی مرکب – ترکیب عدد و اسم – می باشد.

مثالهایی از این دست در زبان ترکی آذری معاصر عبارتند از : یئددی قارداش (هفت برادر) ، اوچ بوجاق (مثلث) و … .

جالبتر اینکه این قاعده نحوی موجود در زبان های ترکی یعنی ساختن نوع اول اسامی مرکب ، بعلاوه مهم ترین آن یعنی ترکیب « صفت + اسم » مدتها پیش از ماننایان در زبان سومریان بکار رفته است.

چنانکه در ترکیب های کئن – اوق بمعنی خانه بزرگ و یا سیلیک – کیز بمعنی دختر باکره ملاحظه می گردد.

اولجاس ، سلیمان ، آزی یا ، ص ۲۳۴

بدین ترتیب ، این قاعده نحوی موجود در زبان های ترکی ، از جمله ترکی آذری ، هم در زبان سومری و هم در زبان ماننایی وجود داشته است.

این نیز بدان معنی است که قواعد نحوی نیز همچون قواعد صرفی دارای ریشه ای بس کهن در زبان هستند و قواعد نحوی و سیعی که در زبان ترکی آذری وجود دارند ، از پنج ، شش هزار سال پیش از میلاد آغاز به شکل گیری نموده اند.

موارد متعددی که در خصوص ترکیب لغوی ، ذخیره اصلی لغوی ، اشتقاق ، ویژگی های مورفولوژیک و تا اندازه ای نیز خصوصیات نحوی زبان های سومری و ترکی آذری مورد اشاره قرار گرفت

بیانگر این نکته است که مقایسه همه جانبه زبان های ترکی و سومری یکی از وظایف درنگ ناپذیر دانش تورکولوژی است.

نتیجه

بدین ترتیب تحقیقات تورکولوگهای جهان که هر روز دامنه های بسط آن وسیع تر می گردد به روشنی مؤید آن است که نه تنها زبان سومری از زبان های التصاقی و یافثی بوده بلکه این زبان صورت باستانی زبانهای ترکی می باشد

و زبان های اخیر الذکر جزو گروه زبانهایی هستند که از زبان سومری منشعب گشته اند.

علم زبانشناسی ثابت کرده است که تغییری هر چند اندک در یک قاعده یا واژه متعلق به یک زبان نیازمند زمانی به درازای اعصار است

به همین دلیل نیز پدید آمدن هر بخشی از زبان ، مثلا سیستم افعال یک زبان نیازمند زمانی بسیار طولانی می باشد.

تکامل تغییرات تدریجی زبان به شکل یک سیستم ، محصول تلاش فکری افراد یک ملت است. باتوجه به همین واقعیت ، لازم می آید نظری اجمالی به غنا و پیدایش سیستم افعال زبان های ترکی و به عبارت دقیقتر زبان ترکی آذری انداخته شود.

در میان زبانهای دنیا سیستم افعال زبان عربی هم بسیار غنی و دقیق و هم بلحاظ معنا دارای حوزه ای وسیع است.

این غنا و وسعت و شمول سیستم افعال زبان عربی ظرف چه مدتی پدید آمده است؟

پیدایش ادبیات مکتوب عربی متون به ۱۵۰ سال پیش از ظهور اسلام می باشد. بدون تردید شکل گیری زبان عربی تا آن زمان نیازمند اعصار طولانی بوده است.

این شکل گیری مسلما از دوران جدا شدن اعراب از اقوام سامی یعنی به تقریب از ۲۵۰۰ الی ۳۰۰۰ سال پیش آغاز شده است.

سیستم افعال زبان فارسی معاصر نسبت به زبان عربی ساده تر و تقریبا مانند زبان فرانسوی است.

پیدایش ادبیات مکتوب این زبان جوان به ۱۲۰۰ سال پیش است. بدین ترتیب سیستم افعال زبان فارسی به رغم سادگی خود تقریبا در طول ۲۰۰۰ سال پدید آمده است.

سیستم افعال زبان فرانسوی نیز تقریبا چنین است. اجداد فرانسویان یعنی ” گول ها ” به تقریب از ۲۰۰۰ سال باز در عرصه تاریخ ظاهر گشته اند.

ده هزار نفر از سپاه ۱۱۳ هزار نفره آنتونیوس سرکرده رومی را در حمله اش به آذربایجان ، گول ها تشکیل می دادند.

بطور کلی سیستم افعال زبانهای ترکی از جمله زبان ترکی آذری به لحاظ غنا ، دقیق بودن ، شمول ، انسجام ، و تعدد و وسعت معانی در میان زبانهایی که می شناسیم بی همتاست.

غنایی چون وجود بیش از بیست نوع زمان گذشته که اکثر آنها دارای انواع شهودی و غیر شهودی هستند ، در هیچ یک از زبانهایی که میشناسیم ، دیده نمی شود.

زبانهای عربی و روسی تنها دارای یک نوع و زبانهای فارسی و فرانسه نیز دارای چهار نوع زمان گذشته می باشند و مفهوم غیر شهودی در این زبان ها وجود ندارند.

اغلب افعال این زمانهای گذشته زبان ترکی آذری را که عبارت از یک کلمه اند در زبان های عربی ، فارسی ، فرانسوی ، روسی و غیره تنها به صورت یک جمله می توان ترجمه نمود.

علاوه بر این در زبان ترکی آذری و اغلب زبان های ترکی چنان نوعی از سیستم افعال و صیغه ویژه آن موجود است که در زبانی چون زبان عربی که به لحاظ ساختمان فعلی غنی می باشد ، نه مفهوم و نه شکل و صیغه آن وجود ندارد.

افعال ارجاع (قاییدیش) در زبان های ترکی آذری از اینگونه اند. به علاوه در زبان ترکی آذری هر فعل در ده ها و حتی گاه در ۴۰ – ۵۰ معنی بکار می رود.

چنانکه پیشتر گفتیم ، روند تشکل سیستم افعال و نیز هر تغییر کوچکی در کلمه ، قاعده و فعلی در یک زبان ، نیازمند زمانی به درازای قرن ها است.

به همین دلیل نیز این مدعا که سیستم وسیع افعال زبان ترکی آذری که بدان اشاره رفت ، در زمانی بس طولانی ، در طول چند هزار سال در قلمرو آذربایجان و بوسیله ملت آذربایجان تشکل یافته به کلی طبیعی ، علمی و بدور از اغراق خواهد بود.

در این خصوص حسن میرزایف دانشمند زبان شناس در کتاب خود بنام ” آذربایجان دیلینده فعل لر ” ( افعال در زبان آذربایجانی ) که به پژوهش افعال ترکی آذری اختصاص داده ، در زمینه مورد بحث چنین می نویسد:

« بگذار آنان که در خصوص قدمت و دیرینگی ملت ، زبان ، ادبیات ، فرهنگ و هنر آذربایجان تردید دارند و به چشم حقارت در عناصر مزبور نگریسته ، اصل و منشاء و ملت خود را انکار می کنند چشمانشان را باز کرده و قدمت افعال موجود در زبان این ملت و تاریخ تشکل آن را به خوبی تماشا کنند. آنگاه خواهند دید که ملت آذربایجان و زبان او دارای قدمتی بس کهن تر از آن است که تاکنون گفته یا نوشته شده است. ».

میرزایف ، حسن ، آذربایجان دیلینده فعل لر ، باکی ،۱۹۸۶