میرزا جبار عسگرزاده معروف به جبار باغچه‌بان (۱۹ اردیبهشت ۱۲۶۴، ایروان – ۴ آذر ۱۳۴۵، تهران) بنیان‌گذار نخستین کودکستان و نخستین مدرسه ناشنوایان ایران در تبریز است. او همچنین اولین مؤلف و ناشر کتاب کودک در ایران است.

میرزا جبار عسگرزاده (۱۲۶۴-۱۳۴۵) درشهر ایروان پایتخت کنونی جمهوری ارمنستان ، در خانواده آذربایجانی و مسلمان بدنیا آمد ، جدش از مردم تبریز و پدرش “عسگر” نام داشت.

وی نزد «شیخ علی اکبر» قرآن را فرا گرفت و بخاطر قرابت عربی با فارسی چندی نگذشت که به فارسی مسلط گردید. میرزا جبار عسگرزاده طی شرکت در اغتشاشات ارامنه و مسلمانان قفقاز به سال ۱۹۰۵ میلادی (۱۲۸۲ شمسی ) دستگیر و زندانی شد ، در زندان ، جبار به فکر انتشار نشریه هفته نامه فکاهی ” ملا نهیب ” افتاد و به یاری ذوق نقاشی که از پدرش که معمار بود ، به ارث برده بود ، پنجاه نسخه هشت صفحه ای را طی یک هفته مصور کرد.

نشریه مذکور به دلیل مطالب بدیع و طنزآمیز خواهان بسیاری در خارج از زندان پیدا کرد با این حال انتشارش بیش از یک ماه به طول نکشید. سپس آن را دوباره به نام ” ملا باشی” منتشر کرد که بخاطر دشواری تهیه کاغذ و ژلاتین که بایستی از خارج زندان تهیه می شده است ، ادامه پیدا نکرد.

اهمیت کار جبار در این بود که به لزوم چاپ مطالب انتقادی و طنز آمیز و رساندن آن به دست خوانندگان در راستای آگاه سازی جامعه پی برد و همچنین او به اهمیت آموزش به کودکان و زنان اعتقاد پیدا کرد. از این رو ، بعد از آزادی از زندان ، با وجود مخاطرات فراوان ، به طور پنهان به تدریس خصوصی دختران پرداخت و اولین داستانهای منظوم تحت عنوان قیزیللی یاپراق و بایرامچلیق برای کودکان را به ۱۲۹۰ شمسی در ایروان به چاپ رساند.

LaklakJournalجبار بعد از مدتی فعالیت مطبوعاتی شامل همکاری با مشهورترین روزنامه قفقاز از جمله ” ملا نصر الدین ” ، دست به انتشار سومین نشریه فکاهی خویش ” لک لک ”  به زبان ترکی آذربایجانی در ایروان به سال ۱۲۹۱ شمسی (۱۹۱۴ میلادی) زد و مطالب خود را با نام مستعار “عاجز” در آن به چاپ رساند.

مقالاتی از م. م. فتح الله یف به عنوان مدیر و صاحب امتیاز، در این نشریه هم چاپ شده است. این نشریه هشت صفحه ای پس از شروع جنگ جهانی اول ، برای نجات از توقیف ، در روز سی ژوئن ۱۹۱۴ میلادی ( شماره دوازدهم) تعطیل شد در حالیکه زمان انتشارش یک سال بیشتر به طول نکشید. این نشریه با اینکه هفتگی بود ، روند انتشارش نا منظم بود و گاهی تا یک ماه ، توفیق چاپ را نداشت. سرانجام در صفحه هفتم آخرین شماره نشریه مذکور اعلام شده است که بزودی نشریه جدیدی به نام ” جَنگی ” با صاحب امتیاز علی مهزون حاجی زین العابدین زاده و سردبیری جبار عسگر زاده چاپ خواهد شد. اما تاکنون نسخه ای از نشریه ” جَنگی ” پیدا نشده است. ظاهراً این نشریه جدیدالورود هیچگاه به مرحله انتشار و پخش نرسیده بود.

جبار با دست اندرکاران نشریه معروف فکاهی ” ملا نصر الدین ” از جمله ممد علی سیدگی (۱۸۸۸-۱۹۵۶) مکاتباتی داشت و نامه هایش اکنون در آرشیو شخصی متعلق به ممد علی سیدگی موجود است. با مطالعه نامه های جبار معلوم می شود که جبار با نامهای مستعار مانند: ” الف ” ، ” اشک دَغلیان ” ، ” مَحکََمه پیش آیی ” و ” م. پ. ” پای مطالب طنز آمیز خود را امضا کرده است تا در نشریه ” ملا نصر الدین ” چاپ گردد. در نامه جبار به ممد علی سیدگی مورخه چهارم دسامبر ۱۹۱۳ میلادی ، خبر انتشار قریب الوقوع نشریه ” لک لک ” را داده و از نویسندگان و شاعران نشریه فکاهی ” ملانصرالدین ” درخواست کرده که مطالب جدید خودشان را برای او فرستاده شود تا در نشریه ” لک لک ” گنجانده شود. این نشاندهنده ارتباط تنگاتنگی جبار با معروف ترین نشریه فکاهی آذربایجان ” ملا نصر الدین ” است.

آنچه مسلم است که این است که مجله ” لک لک ” بعد از نشریات فکاهی ” ملانصرالدین ” (۱۹۰۶) ، ” بهلول ” (۱۹۰۷) ، ” زنبور ” (۱۹۰۹) ، ” مرآت ” (۱۹۱۰) ، ” آری ” (۱۹۱۰) و ” کل نیت ” (۱۹۱۲) ، به عنوان هفتمین نشریه فکاهی شناخته می شود که به زبان آذربایجانی (ترکی) در می آمد.

در نتیجه ، جبار را به عنوان یکی از پیشگامان نشریات فکاهی در منطقه قفقاز به خصوص آذربایجان می شناسند.

Jabbar-Baghche-Ban-9747جبار بالاخره با خانم آموزگار ” صفیه میر بابائی ” ازدواج و زندگی مشترک را شروع کرد. هر دو به سال ۱۲۹۷ شمسی در یک دبستان مختلط پسرانه و دخترانه واقع در قصبه نوراشین که از توابع ایروان بود ، به کار آموزگاری پرداختند. سر انجام جبار با شدت گرفتن کشمکشهای قومی و دینی بین ارامنه و مسلمانان قفقاز در ایروان ناشی از انقلاب روسیه که طی آن والدین خود را از دست داد و بسیاری از مسلمانان نیز قتل عام شدند، به ناچار در سال ۱۲۹۸ شمسی به همراه همسر به آذربایجان (ایران) ، سرزمین پدری خود کوچ کرد و از راه جلفا ، وارد شهر “مرند” شد و در آن وقت بیش از سی و چهار سال نداشت.

جبار در مرند به شغل آموزگاری در مدرسه دولتی ” احمدیه ” مشغول شد و موفق به نوشتن نمایشنامه ” خُر خُر ” شد. براثر کوششهای بی ریای او در تعلیم و تربیت و نیز بهداشت شاگردان ، سبب شد که نظر مدیر کل فرهنگ آذربایجان ” ابوالقاسم فیوضات ” جلب شود لذا به مدیر مدرسه احمدیه دستور داد که هر چه زودتر وسایل انتقال جبار را به تبریز فراهم کند تا عجایب کارهای او از جمله اجرای نمایشنامه ” خُرخُر ” در حیاط دبستان برای بچه ها که در آن زمان بی سابقه بود ، را با چشم خود و از نزدیک ببیند. در این دوره ، جبار اجازه تاسیس یک دبستان دخترانه در مرند را گرفت اما به خاطر مخالفتهای متعصبان موفق به بازگشایی آن نشد.

جبار باغچه بان ، چون همواره به فکر مسئله “تعلیم به کرولالها” بود ، در تابستان ۱۳۱۱ شمسی به تهران آمد و به دنبال تأسیس دبستان ویژه کرولالها رفت. او با تشویق و پیشنهاد دوست خویش “دکتر بهره مند” در روزنامه اطلاعات آذر ماه ۱۳۱۱ شمسی ، اعلانی به شرح زیر داد:

مقتضی است کسانی که دارای اطفال کرولال هستند و مایلند اطفالشان در مدّت کمی ، نوشتن و خواندن و حرف زدن آموخته و از فقز و بدبختی که آتیه ایشان را تهدید می کند ، نجات یابند. از این تاریخ عصرها از ساعت ۳ الی ۶ بعد ازظهر برای ثبت نام به آدرس ذیل مراجعه فرمایند.

اطفالی که از نقاط دور دست از قبیل ولایات و ایالات فرستاده می شنوند ، با شرایط خصوصی به طور شبانه روزی پذیرانی خواهند شد. بدیهی است آقایان مراجعه کنندگان در مراجعه به این مؤسسه تسریع خواهند فرمود زیرا وقتی که عده اطفال به حد کافی رسید ، طفل دیگری قبول نخواهد شد.

نشانی: تهران، خیابان ناصر خسرو، مطب دکتر بهره مند

با اینکه قید وشرط سنگینی در اعلان باغچه بان وجود نداشت ، جز “صوفیا” دختر کرولال دکتر لبنان کسی مراجعه نکرد. کار بسیار سخت بود زیرا مردم جبار باغچه بان را یک شخص کلاهبردار شهرستانی می دانستند و بچه های محل سنگ انداخته و شیشه های اتاق کلاس را می شکستند.

دکتر لبنان و همسرش چون حرف زدن دختر کرو لال خودشان را دیدند ، خوشحال شدند و کمکی شامل سه چهار صندلی و یک میز کهنه را به جبار باغچه بان دادند در نتیجه ، او توانست خانه محقری در چهار راه حسن آباد ، کوچه طرشتی را اجاره کند و یک تابلوی کوچک دبستان کر ولالها به بالای در آن نصب کند.

خوشبختانه تا آخر سال ۱۳۱۲ شمسی سه چهار شاگرد کرولال هم اضافه شد. جبار باغچه بان بعد از هشت ماه تدریس به شاگردان کرولال ، یک مراسم جشن امتحانی برای آنها در خانه دکتر لبنان برپا شد و از “دکتر علی اصغر حکمت” وزیر فرهنگ و مدیران کل وعده ای از رجال دعوتی به عمل آورد. آقای وزیر از مشاهده تدریس و نتیجه امتحان بچه های کرولال بسیار متعجب شد و جبار باغچه بان را مرهون تعریف و تمجید های فراوان خود کرد و مقرر نمود از همان تاریخ ، ماهانه به دبستان اعانه داده شود لذا کار تدریس باغچه بان رو به بهبودی رفت و او توانست امتیاز تأسیس اوّلین دبستان کرولالها در ایران را در آغاز ۱۳۱۳ شمسی بگیرد.

درآخر سال دهم فعالیت دبستان کرولالهای باغچه بان (۱۳۲۲ شمسی) ، تعداد شاگردان ناشنوا به سی نفر زسید لذا در این وضع ، کار باغچه بان بسیار سنگین و توانفرسا بود. به قول خودش:درس دادن و اداره کردن سی شاگرد کرولال با دست تنها از جمله کارهایی است که شاید در دنیا کم سابقه باشد. از ساعت هفت صبح تا هفت شب بدون استراحت مشغول تدریس و تعلیم شاگردان کرولال بودم ولی با تمام این احوال ، در هفته فقط سه ساعت به هر شاگرد می رسیدم و به کمک احتیاج داشتم. با اینکه منزلم در خود دبستان بود ، نمی توانستم با خانواده خود نهار بخورم. بلکه ناهارم را به کلاس می آوردم و در حال ناهار خوردن به عده ای از شاگردان درس می دادم و بقیه غذای شان را می خوردند و … زحمات من منحصر به آنچه که گفتم نبود زیرا از طرف دیگر مجبور بودم برای انجام کارهایی مثل : دریافت اعانه (کمکهای مردمی) و دادن گزارشات به وزارت فرهنگ بردم و این و آن را ببینم لذا بچه ها از درس باز می ماندند و اگر بیرون نمی رفتم ، کارها انجام نمی شد. از این رو ، بسیار معذب بودم و از آینده دبستان کرولالها سخت نگران گاهی به فکر می افتادم که دبستان را منحل کنم ولی چون آن را به این مرحله پیشرفت رسانده بودم دریغم می آمد آن را رها کنم لذا دایماً در اندیشه بودم تا راه چاره ای بیابم .

Jabbar-Baghche-Ban-464سرانجام جبار باغچه بان به فکر افتاد که جمعیتی برای حمایت کودکان کرولال و کور را تأسیس کند تا ضمن ایجاد مرجع و ملجأ کودکان کرولال فقیر ، بودجه ای برای تربیت معلّمان مورد نیاز فراهم نماید. بدینوسیله اساسنامه “جمعیت حمایت کودکان کرولال و کور” با اجتماع بیش از شصت شخص شنوا با کم و بیش شهرت و اعتبار اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی آن زمان به عنوان مؤسسین جمعیت در اوّل تیر۱۳۲۳ شمسی تصویب شد و در تاریخ ۱۲/۱۲/۱۳۲۳ تحت شماره ۳۶ به ثبت رسید. در همان سال ، هییت مدیره جمعیت توانست زمینی به وسعت دو هزار متر مربع از اراضی یوسف آباد را به طور رایگان از وزارت دارایی بگیرد تا دبستانی برای کرولالها درآن ساخته گردد.

طبق مفاد تبصره ۱ اساسنامه یاد شده ، به منظور احترام و ارج گذاری خدمات ارزشمند جبار باغچه بان در راه آموزش به ناشنوایان در ایران ، او را به عنوان مدیر فنی جمعیت کودکان کرو لال و کور برای مادام العمر به رسمیت می شناسند.

خلاصه ای از فعالیت های جبار باغچه بان آموزگار توانا و مبتکر و بنیانگزار آموزش ناشنوایان در ایران

۱- انتشار نشریات فکاهی
۲- ابتکار روش جدید برای آموزش الفبا
۳- تأسیس کودکستان
۴- پایه گذاری ادبیات نمایشی کودکان
۵- آغاز تعلیم به کودکان کرولال
۶- ابتکار الفبای گویای باغچه بان
۷- تأسیس اوّلین کودکستان در شیراز
۸- تألیف اوّلین نمایشنامه ویژه کودکان ایران
۹- پایه گذاری آموزش ناشنوایان در ایران
۱۰- اختراع تلفن گنگ یا گوشی استخوانی

۱۱- تأسیس جمعیت حمایت کودکان کرولال و کور
۱۲- انتشار مجله زبان
۱۳- انتشار نشریه مخصوص کودکان “بهار کودکان”
۱۴- کمک به تاسیس کانون کرو لالها
۱۵- تدوین اساسنامه دبستان کرولالهای تهران (باغچه بان)
۱۶- احداث نخستین ساختمان ویژه کرولالهای ایران در یوسف آباد
۱۷- تاسیس اوّلین تربیت معّلم ویژه کرولالها
۱۸-تالیف کتب در زمینه آموزش به ناشنوایان
۱۹-تاسیس جمعیت سلام (گرامیداشت)
۲۰- بخشیدن هویتی مستقل به دبستان کرولالهای باغچه بان

منبع با اندکی تغییر :بنیاد پژوهش های ناشنوایان