هون های اروپا از نسل هون های آسیا هستند. اینان در ۳۵۰ میلادی به طرف غرب مهاجرت کرده اند ابتدا منطقه ی آلان (میان دریای خزر و دریاچه آرال)را بدست آوردند سپس در سالهای ۳۶۵-۳۵۵ میلادی به شمال دریای خزر وارد شده و پس از عبور از رود ولگا به شمال دریای سیاه رسیدند.

در اینجا آنها گوت های شرقی را شکست داده و گوت های غربی را وادار به عقب نشینی کردند این سرآغاز کوچ های بزرگ در اروپا بود . در سال۳۷۸ میلادی هونها به رهبری بالامیر و با اقوام تابع خود یعنی آلانها ، گوت ها و ژرمن های تایفال ، از رود دانوب گذشته و تا تراکیا پیش رفتند علاوه بر این جناح ، شرق سپاه هون به رهبری باسیق و قورسیق از راه قفقاز وارد آناتولی شده وبا تصرف یکایک شهرها تا سوریه پیش روی کردند(۳۹۵ میلادی).

این نخستین حضور ترکان در آناتولی است.در سال ۴۰۰ میلادی اولدوز خان (پسر یا نوه بالامیر) رهبرهونهای غربی ، اروپا راتحت فشار گذاشته و اساس سیاست هون را برمبنای فشار بر بیزانس ودوستی با روم نهاد.

علت این سیاست آن بود که رومیان در معرض ایلغار و چپاول ژرمن هایی قرار داشتند که خود دشمن هون ها بودند.از این رو بود که در یورش راداگس به روم ، اولدوز کشور روم را نجات داد ، و راداگس دستگیر و اعدام شد(۴۰۶میلادی).

در سال ۴۱۰ میلادی اولدوز درگذشت و قاراتون یا قارادون امپراتور هون شد ، قارادون بیشتر با مسائل خاور مشغول بود.

درسال ۴۲۲ میلادی روآ امپراتور هون شد ، او سه برادر به نام های مونجوق یا مینجیق ، آیبارس و اوکتار داشت.

به علت درگذشت زود هنگام مونجوق که پدر آتیلا بود ، هر یک از برادران الئیک یا رهبر یک جناج شدند. روآ در همان سال تحرکات بیزانس را در کشور هون بهانه کرده ، به آنجا ایلغار آورده و آنان را واداربه پرداخت خراج کرد.

روآ در سال ۴۳۴ میلادی درگذشت و آتیلا جانشین او شد. آتیلا در این زمان چهل سال داشت و دارای تجارب و توانایی های نظامی و حکومتی لازم بود. او در آغاز کشوررا همراه با برادرش بلئدا”bleda” اداره میکرد. به تدریج آتیلا همه کارها را در دست گرفت ، عموهایش آیبارس و اوکتارهر کدام جناح های شرق و غرب را رهبری میکردند. بلئدا در سال ۴۳۴ میلادی درگذشت و آتیلا امپراتور بلامنازع  شد.

در سال ۴۳۴ میلادی آتیلا در کنستانتینا واقع در شمال رود دانوب ، پیمان سازشی با نماینده بیزانس امضاء کرد. برطبق این پیمان ، خراج دولت بیزانس دوبرابرافزایش یافت و تجارت دوکشوربه شهرهای مرزی محدود شد.

بیزانس متعهد شد فراریان و پناهندگان هون را نپذیرد. در این سالها قبائل و مردمان زیرتابع آتیلا بودند: ژرمن ها ، اسلاوها ، آلان ها ، سارماتها ، فین و اوغوزها و همچنین قبائل ترکی چون هون ها ، بئش اوغورها ، آلتی اوغورها ، اون اغورها ، شاراغورها ،آکاتیرها( در غرب آزاق) ، سابارها (در شرق ولگا). تقریبا چهل و پنج قوم مختلف در فرمان آتیلا بودند.

کوچ و ایلغاراقوام مختلف به امپراتوری روم و فشارو یغمای آنها موجب شورش روستایین شده و امپراتوری برای سرکوب این شورش ها ، از هونها کمک خواست.

هونها نیز مداخله کرده و شورش ها را سرکوب کردند.ازجمله زمانی که بورگوندها به فرماندهی پادشاهشان گوندیکار به بلژیک ایلغار آوردند، با هون ها روبه رو شدند.در این جنگ اوکتار فرمانده قشون هون بود.جنگ به کشته شدن پادشاه بورگوندها به همراه بیست هزار سربازش انجامیدوبه موضوع داستان نیبه لونگن(Niebe Lungen) افسانه ملی آلمانها تبدیل شد.

درسال ۴۴۱ میلادی به علت عدم رعایت معاهده صلح کنستانتیا از طرف بیزانس، آتیلا نخستین سفرش را به سوی تراکیا آغاز کرد ولی این ایلغار با میانجی گری دولت روم متوقف شد.

بنابر نوشته پریسکوس مورخ بیزانس ، یک چوپان هون شمشیر گمشده آرش ، خدای جنگ را یافته و به آتیلا داده بود. از این رو هیچ نیرویی توانایی مقابله با آتیلا را نداشت. بنا به نوشته این موزخ در این زمان نیز همه ژرمن ها به فرمان آتیلا بودند و وتا دریای شمال و سواحل مانش ، همه سرزمین ها در قلمرو هون داخل شده بود.

درسال ۴۴۷ آتیلا ایلغار دوم را آغاز کرد چرا که بیزانس پناهندگان هون و خراج مقرر را تحویل نداده بود.آتیلا در زمان کوتاهی پایتخت بیزانس را محاصره کرد.درست در همین زمان کشیش آناتولیوس موفق شداز طرف امپراتور بیزانس با آتیلا ملاقات کرده و پیمان صلحی را امضا کند (صلح آناتولیوس).

برطبق این پیمان خراج بیزانس به سه برابر رسیدوقسمتهای مهمی از قلمرو بیزانس در جنوب دانوب ، به هون ها داده شد.

همچنین مقرر شد که شش هزار پوند طلا به عنوان خسارت جنگ ، به هونها پرداخت شود.تئودوزیوس امپراتور بیزانس نمیتوانست ۲۱۰۰ پوند طلاخراج سالانه را بپردازد.از این رو برای نابودی آتیلا نقشه سو قصدی را ترتیب داد.او شخصی بنام بیگیلا رامامور این کار کرده و اورا با هیئتی که پریسکوس مورخ نیز در آن شرکت داشت ، به نزد آتیلا فرستاد.آتیلا به وسیله ائده کون (Edekon) از اعضای هیئت ،از نقشه ترور آگاه شد و در دادگاه علنی بیگیلا را وادار به اعتراف کرد.

آتیلا هیچ یک از اعضای هیئت را کیفر نداد ولی نامه ای تحقیر آمیز برای امپراتور فرستادکه در آن چنین آمده بود:

«تئودوزیوس نیز مانند آتیلا فرزند یک پدر نجیب زاده است.آتیلا اصالتی را که از پدرش مونجوق گرفته ، پاس داشته ولی تئودوزیوس خود را خراجگذار آتیلا کرده وبه شکل برده در آمده است.تئودوزیوس نتوانسته شرافت بردگی را نیز پاس بدارد چرا که خواسته به جان اربابش آتیلا سو قصد نماید.»

امپراتور بی درنگ هیئتی را برای عذرخواهی اعزام کرد.این هیئت به پایتخت آتیلا در مرکز مجارستان آمده و آتیلا را ساکت تر و آرامتر از آن دیدند که میپنداشتند، این آرامش را علتی بود اوسیاست خود را تغییر داده بود.زمان حمله به روم فرارسیده بود.

درسال ۴۲۵ میلادی هونوریا خواهر امپراتور روم ، برای آتیلا انگشتر نامزدی فرستاد.آتیلا با پذیرش این پیشنهاد، نیمی از امپراتوری و یا شرکت در اداره کشور رابه عنوان جهیزیه ازدواج خواستار شد.والنتینیانوس امپراتور روم و سپهسالارش ائتیوس (Aetius) این پیشنهاد را رد کردند و این موجب شد که آتیلا با دویست هزار سپاهی به گالیا سرزمین متحد و حامی روم یورش برد.

هون ها نصف قشون آتیلا و اقوام تابع دیگر نصف بقیه را تشکیل می دادند.قشون آتیلا از رود رن گذشته وبه گالیا وارد شدوتا شهر اورلئان در نزدیکی پاریس پیش رفت.در این زمان سپاه دویست هزارنفری روم به فرماندهی ائتیوس وارد جنگ با آتیلا شد.در این نبرد سنگین که ۲۴ ساعت به طول انجامید.یکصدو شصت و پنج هزار سرباز کشته شدند.هر دو سپاه تلفات سنگینی داده و لاجرم عقب نشستند.

درسال ۴۵۳میلادی آتیلا با یکصدهزار سپاهی به روم ایلغار آورد و شهر راونا پایتخت وقت روم را به خطر انداخت ، سنا و امپراتور روم بیمناک شده و خواستار سازش به هر بهای ممکن شدند.با این هدف هیئتی به ریاست پاپلئوی مشهور اعزام کردند.

این هیئت در اردوگاه آتیلا، و در برخورد گاه رودخانه های مینسیو و پو پذیرفته شدند.آنها حالت تسلیم روم را به اطلاع آتیلا رسانده و خواستند تا آتیلا روم را تحت حمایت خود بگیرد.آتیلا این پیشنهاد را پذیرفته و با سپاهیانش بازگشت. او در اندیشه جنگ با ساسانیان و نشستن بر تخت امپراتوری جهان بود.درست در این کشاکش شبی(احتمالا شب زفاف) خون از دهان و بینی اش بیرون زد و جان باخت(۴۵۶میلادی).

کتابهای بسیاری درباره آتیلا نوشته شده است، نویسندگان متعصب مسیحی در اروپای قرون وسطی ، اورا نماد آدمکشی و خشونت معرفی کرده اند.درنیم قرن اخیر پژوهش های بیطرفانه تاریخی ، اغراق آمیز بودن این ادعاها و دروغ بودن بسیاری از آن ها را ثابت کرده است.پس از مرگ آتیلا سه پسرانش ایلک، دنگیزک(دریا) و ایرنک که از ملکه آریق قان بودند، نتوانستند جای پدر را پر کنند، ایلک در جنگ با ژرمن های نافرمان در اتریش کشته شد.دنگیزک در جنگ برای وحدت امپراتوری ، توسط یک بیزانسی کشته شد.ایرنک نیز با سپاهیانش به کرانه های باختری دریای سیاه عقب نشینی کرد.

پس از این رویدادها هونها به دو دسته غربی و شرقی تقسیم شدند.کوتریغورها  در شمال غربی دریای آزوف و اوتریغورهای یکجا نشین در مصب رود دن به دریای سیاه . اینان با تحریک بیزانس به جنگ با یکدیگر پرداختند و سرانجام در نیمه دوم سده شش میلادی دربرابر ایلغار آوارها شکست خورده و به فرمان آنان در آمدند، از این زمان آوارها بر دشت های روسیه جنوبی حاکم شدند.

ایرنک نقش مهمی در انسجام مجارها و بلغارها برای برپایی دولت در اروپا داشت. در دربار آتیلا زبانهای ترکی ، گوتی ، ولاتین رواج داشت چرا که هر سه قوم صاحب منصبان عالی رتبه ای داشتند.