اویغورها متمدن ترین قبائل ترک باستان هستند.بنا به نوشته منابع چینی ، آنان فرزندان هون های آسیا هستند.بنابر یک افسانه اویغور ، جد بزرگ آنها از ازدواج دختر امپراتور هون با یک گرگ به دنیا آمده است.

اویغورها در اواسط سده پنجم میلادی در اطراف رودخانه «سئلنگا»یک بیگ نشین تشکیل داده و بیگ خودرا «ائرکین» می نامیدند.در زمان ترک ها تابع آنها بوده و بیگ نشین خود را حفظ کردند.با گذشت زمان آنان بر نیروی خود افزوده و بیگ خود را «ائلته بر» (فرمانده) نامیدند.

واژه اویغور دارای چندین معنا از جمله «متفق» ، «خویشاوند» ، و«حمله برنده و حرکت کننده به سرعت شاهین»میباشد.

زمانی که آنها به جای گؤگ ترک ها ، پادشاهی را به دست گرفتند، از ۹ اوروق (تیره) تشکیل می شدند. اوروق خاقان عنوان «یاغلاقیر»را داشت.۹قبیله اوغوز با ۹ اوروق اویغور در آمیخته و ایل اویغور را تشکیل دادند.سپس «قوتلوق بیلگه» نخستین خاقان اویغور، شهر «اوردوبالیق» را در کنار رود اورخون بنا کرد و در ۷۴۷ میلادی درگذشت.

220px-Uighur_Prince

خاقان اویغور – قرن هشتم

بعد از او پسرش «موین چور» خاقان شد.در سنگ نبشته «شینه اوصو» که در نزدیکی دریاچه شینه اوصو میان رودهای اورخون- سئلنگا یافته شده ،چنین آمده:

« خاقان موین چور قبائل مختلف ترک ، تاتار و باسمیل را تابع خود کرده و پسرانش را به عنوان شاد و یابغو بر آنان به ریاست گمارد.»

در سال ۷۵۱ میلادی قارلوق ها در جنگی که در تالاس میان عربها و چینی ها آغاز شده بود ، به مسلمانان کمک کردند ، در نتیجه چینی ها شکست خورده و از آسیای مرکزی بیرون رفتند. بدین سان حوزه تاریم به دست اویغورها افتاد.

در سال ۷۵۹«بوگو» (صاحب عقل و فراست) پسر موین چور ، خاقان شد. در این زمان وضعیت چین به سامان نبود ، چرا که تبتی ها به آن کشور ایلغار آورده بودند. در این میان ترکان به یاری چینی ها شتافته و آنان را از خطر رهاندند.خاقان ترک با سپاهش به «لویانگ» رفته بود.او در بازگشت چهار راهب مانوی را با خود آورد و آیین مانی را در اؤتوکن به عنوان آیین رسمی اعلام کرد. این آیین روحیه جنگ آوری ترکان را کاهش داد(۷۶۳ میلادی).

در سال ۸۲۱ میلادی «کوچلوک»، بیلگه خاقان شد. او کتیبه «قارا بالقاسون» را بر پا کرده است.خاقان که در سالهای نخست پیروزمند بود، در سالهای آخر با شورش هایی روبرو شده و جان باخت.این حادثه موجب بروز کشمکش ها و نا آرامی هایی چند ساله شد.

قرقیز ها که در منطقه یئنی سئی در ۲۰ سال اخیر نیرو یافته بودند در ۸۴۰ میلادی به اوردوبالیق (پایتخت اویغور)ایلغار آورده و شهر را تصرف کردند. خاقان «هوسا» و بسیاری از اویغورها از دم تیغ گذرانده شدند. اویغورهای باقی مانده دسته دسته به قلمرو قارلوق ها ، مرز چین و آسیای داخلی کوچ کردند.

oyghur_elifba_eloba

دولت قانسو اویغور: بخشی از اویغورها پس از فروپاشی پادشاهی اویغور ، به استان قانسوی چین رفتند.در آنجا آنان با خویشاوندان قومی شان که از ۱۵۰ سال پیش در آنجا می زیستند ، مدتی تابع چین شدند.سپس آنان در ۹۰۵ میلادی دولتی مستقل تشکیل دادند.اویغورهای قانسو از ۹۴۰ میلادی تابع قیطانها (مغولها) شدند.

قیطانها در ۹۰۷ میلادی بر بخش شمال چین حاکم شده و سلسله لیائو (۱۲۱۱- ۹۰۷میلادی) را برپا کرده بودند.

سرانجام اویغورها در ۱۰۲۸ میلادی تابع تانقوتها شده و در۱۲۲۹ میلادی به فرمان مغولان (چنگیزخان) در آمدند،این اویغورهارا اویغورهای زرد مینامند.

 

اویغورهای ترکستان شرقی (تورفان):اویغورهایی که به ترکستان شرقی و یا آسیای داخلی رفته بودند ، دولتی تشکیل داده و «منگلی» برادر زاده خاقان فقید خود را به عنوان خاقان برگزیدند.دولت چین به سرعت این دولت را به رسمیت شناخت و با آنان روابط دوستانه برقرار کرد (۸۵۶میلادی) ، هدف چین قرار دادن اویغورها در برابر تبتی ها بود.

دولت اویغور آیین مانی را رواج داده و در ۹۱۱ میلادی استقلال خود را اعلام کرد. این دولت بیشتر با صنعت و تجارت مشغول بود.درسال ۹۴۷ میلادی پایتخت آن دولت ، شهر «کوچو»(در نزدیکی تورفان) ومرکز تابستانی آن «بئش بالیق» بود.

آنان به فروانروایشان «ایدی قوت» و به پایتختشان شهر ایدی قوت می گفتند.

در منابع اسلامی از اویغورها با نام دوقوز اوغوز بحث می شود.مهمترین اثر درباره اویغورها یادداشت های «وانگ ین تو» سفیر چین در «کوچو» است(۹۸۱میلادی).

در ترکستان شرقی آیین ها و ادیانی چون مانوی ، بودایی و عیسوی گسترش یافت.ابتدا دین بودایی پیش افتاد.سپس اسلام به طور عمومی گسترش یافته و به وسیله اویغورها به چین نیز راه پیدا کرد.

اویغورها پیش از آنکه در ۱۲۰۹ میلادی به فرمان چنگیز خان درآیند، تابع قاراختاییان بودند.درسال ۱۳۶۸میلادی خاندان مینگ در چین به امپراتوری رسیده و به حکومت اویغورها پایان دادند.اویغورها در ترکستان شرقی فرهنگ و تمدن بزرگی را برپا کردند.تاثیر آنها به واسطه قارلوق ها وقاراخانیان صدها سال در آسیا ادامه یافت ، در مطالب بعدی درباره آثار فرهنگ و تمدن آنان بحث خواهیم کرد.