eloba_ermenilerجنگ جهانی اول در تاریخ تمدن بشری نقطه عطفی محسوب می گردد که در آن بسیاری از نظامهای کهنه سیاسی ، اجتماعی به نظام های نوین تبدیل شد.امپراتورهای بزرگ به ممالکی کوچک تبدیل گردید و حکومت های ملی درسطح جهان بوجود آمد.

آذربایجان نیز گرچه از میدان اصلی جنگ یعنی اروپا به دور بود ولی به دلیل موقعیت ژئوپولتیکی آن از همان ابتدای جنگ صحنه تاخت و تازقوای روس و عثمانی گردید و به سبب عوامل مختلفی از جمله اشتراکات فرهنگی جزو هواداران عثمانی قرار گرفت.

گرچه ترکان آذربایجان که اکثریت قریب به اتفاق اهالی آذربایجان را تشکیل می دادند و می دهند در ردیف هواداران عثمانی قرار گرفتند ، ساکنین مسیحی آذربایجان در صف مقابل همشهریانشان درردیف متفقین دول روس و انگلیس و آمریکا قرار گرفتند. اینان که همان ساکنان ترک مسیحی آذربایجان بودند از اوایل قرن نوزدهم بر اثر تلاشهای میسیونرهای غربی به آموزش زبان ارمنی پرداخته و بسیاری نیز از مذهب قدیمیشان (گریگوری) که مذهب شرقی بود دست کشیده بر حسب آموزش میسیونرهای کاتولیک ، پروتستان یا ارتدوکس گردیدند.وجه دیگر تبلیغات میسیونرها ، سوق دادن مسیحیان آذربایجان به طرف قدرت های روس و انگلیس و فرانسه بود که این وجه در حین جنگ جهانی اول ازطرف مسیحیان آذربایجان به منصه ظهور درآمد.

ارامنه و آشوریهای آذربایجان و عثمانی وظیفه تاریخی شان از جنگ های صلیبی تا امروز ، ضربه زدن به منافع هم وطنان مسلمانشان بوده و این کار را با کمال جدیت انجام دادند.

ازسال ۱۹۰۹ که روسها به بهانه عدم امنیت در تبریز تمام آذربایجان را به اشغال خود درآوردند با مناطق سرحدی آذربایجان با عثمانی همسایه گردیدند.با وقوع جنگ جهانی اول و درگیری مستقیم عثمانی و روسیه ، دولت عثمانی نتوانست حضور قوای روس در آذربایجان را تحمل کند لذا به دولت قاجاریه برای خارج نمودن روس ها از آذربایجان پیامی فرستاد.دولت قاجاریه مساله را با روسها در میان نهاد ولی روسها نه تنها به این درخواست مشروع وقعی ننهادند بلکه سرفرماندهی ارتش روسیه در قفقاز تصمیم گرفت واحدهای نظامی موجود در شمالغرب را تحت عنوان(سپاه آذربایجان) به فرماندهی ژنرال چرنوزوبوف تقویت و تجدید و سازمان دهد.

یکیاز اهداف اصلی این نیرو حفظ تامین محور ارتباطی جلفا- خوی – سلماس و ارومیه بود که مسیر مناسبی برای وصول به عراق امروزین و آبهای گرم محسوب میشد.استقرار هواداران مسیحی روسها در منطقه نیز بر اهمیت این کریدور افزود.

اوایل سال ۱۹۱۵ آذربایجان عرصه زور آزمایی قوای روس و عثمانی بود.قوای عثمانی به فرماندهی انورپاشا به نزدیکی های آذربایجان آمد تا منطقه را از لوث وجود روس ها پاک کند ولی در دی ماه ۱۲۹۴ شمسی (اوایل سال۱۹۱۵ میلادی) یکصد تن از سربازانش را در کوه های الله اکبر ارضروم از دست داد و فاجعه مشهور ساری قمیش به وقوع پیوست.

در بهار سال ۱۲۹۵ شمسی به تدریج تمام منطقه به اشغال روس ها درآمد و آخرین تلاش عثمانی ها برای اخراج روسها از آذربایجان در نبرد دیلمان(اردیبهشت ماه) به ناکامی انجامید.

با ورود آشوری های عثمانی که در آذربایجان (جیلو) نامیده می شوند به معادلات نظامی منطقه و اعلان جنگ رسمیبه دولتشان عثمانی ، مقاومت جیلوها دربرابر سپاه عثمانی دیری نپایید. اینان که با پشتیبانی قوای روس علیه عثمانی قیام کرده بودند اینبار دست به دامن آنها شده و به آذربایجان گریختند.

دهها هزار تن مردو زن و کودک جیلوها خسته و گرسنه از منطقه حکاری گریخته و به اورمیه و سلماس آمدند.

ورود این قوم ناخوانده و گرسنه به آذربایجان و آنهم در شرایط جنگ عالمگیر برای آذربایجانیان سربار عظیمی شد ولی علیرغم این ، مردم آذربایجان علاوه بر فراهم کردن شرایط مساعد زیستی به آنان ، تمام نان و مسکن خودشانرا با آنها تقسیم کردند ولی جیلوها جواب این کمک ها و نوعپروریها را با کشت و کشتار و خون و گلوله پس دادند که به اسناد فراوان این جنایت ها اشاره خواهیم نمود.

تا وقوع انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه و خروجروسیه از جنگ جهانی و بالتبع از آذربایجان ، روس ها و جیلوها با همکاری هم در سوزاندن بازارها و کشتار مردم از هیچ گونه کوششی فروگذار نمی کردند پس از خروج روسها در آذربایجان ، متفقین با مسلح کردن جیلوها آنها را در قالب ۶ گردان (۴ گردان آشور ، ۲ گردان ارمنی) با ۴ آتشبار و ۳۰۰ سوار و یک گروهان مسلسل با فرماندهی عالی افسران روسی و انگلیسی و فرانسوی در مقابل آذربایجانیان و عثمانیان قرار دادند.

ارتش مسیحی با کشتار سه روزه مردم ارومیه در ۲۲ فوریه ۱۹۱۸ تسلط خویش بر غرب آذربایجان را اعلام کرد.مارشیمون رهبر روحانی و ملی جیلوها برایتقویت قوایسوار خود به نزد سیمیتقو که متفق انگلیسی ها محسوب می شد آمد ولی وی در ۱۶ مارس ۱۹۱۸ در کهنه شهر بدست سیمیتقو کشته شد و دوباره کشتار مردم ارومیه و دیلمان و کهنه شهر ازسر گرفته شد.در طی چندماه بیش ازیکصدهزار آذربایجانی شهید شدند.

آندرانیک نیزبا بیست و پنج هزار ارمنی به خوی حمله کرد تا با اتصال به جیلوها و از آنجا انگلیسی ها نقشه تاسیس ارمنستان بزرگ را عملی کند که این عمل با مجاهدت های آذربایجانیان در خوی و قوای عثمانی نافرجام ماند.

با ورود قوای عثمانی به آذربایجان ، باهدایت انگلیسی ها ده ها هزار ارمنی و آشوری به جنوب و از آنجا هم به پایگاه انگلیسی ها گریختند. انگلیسی ها آنها را در اردوگاههایی در شمال بغداد جای دادند.

مسیحیان آذربایجان پس از ماجراجویی های فراوان به دنبال عفو عمومی به ارومیه و سلماس بازگشتند.

تراژدی قتل عام آذربایجانیان در دو سوی ارس در اوایل قرن بیستم با به سلطنت رسیدن رضاخان و دشمنی دیرینه وی باترکان آذربایجان در تاریکی سنگین فرو رفت و بجز چندکتاب تاریخ شهرها هیچ کتاب و نویسنده ای به این موضوع مهم نپرداخت و نسل بعدی به کلی از فاجعه جیلولوق بی خبر گردید.

دکتر توحید ملک زاده دیلمقانی