آیا نام واقعی و تاریخی جمهوری آذربایجان آران بوده؟

ائل اوبا – برخی با استناد به ابن حوقل ، کسروی ، دکتر معین و نزهت القلوب مدعی هستند که نام آذربایجان شمالی تا قبل از برقراری حکومت بلشویکها آران بوده و نام آذربایجان با نیت شوم الحاق بعدی آذربایجان ایران بدانجا از طرف بلشویکها بر این خطه نهاده شده و حالا که بساط امپراتوری بلشویکها برچیده شده باید نام آران جایگزین آذربایجان شوروی گردد!

متاسفانه ضرب المثل « نرود میخ آهنی در سنگ» در مورد این عده صدق می کند چرا که با وجود شواهد و قراین بسیار همچنان در پیش داوری های خود باقی مانده و نمی خواهند واقعیت های تاریخی را بپذیرند و باز بد آموزی های غرض آلود و جاهلانه دوران گذشته را بازگو می کنند.

اگر چه جبر زمان کار خود را میکند و حقایق روز به روز آشکارتر میشود و مغرضین هم بی اعتبارتر می شوند معهذا لازم است ضمن پاسخگویی به این شبهات بعضی حقایق تاریخی و واقعیات انکار ناپذیر را برای روشن شدن ذهن خوانندگان بازگو نماییم.

در ابتدا به چند سند تاریخی غیر قابل انکار اشاره ای میکنیم تا تفهیم گردد که اثبات شئی ، نفی ما اداء را نمی کند و آران خود قسمتی از آذربایجان است.

در تاریخ بلعمی که تقریبا ۱۰۵۰ سال پیش توسط ابوعلی محمد بلعمی وزیر سامانیان از تاریخ طبری ترجمه و باهتمام آقای دکتر جواد مشکور در سال ۱۳۳۷ در تهران چاپ شده در مبحث فتح آذربایگان و در بند خزران چنین آمده است:

« در خبر آمده عمربن الخطاب نعیم بن مقرن را نامه فرستاده بود که سماک بن حرثبه رابه آذربایگان فرست و آنجا عصمه بن فرقد و عبدالله را فرستاده بود ، و آتش خانهای عجم آنجا بود و عجم آتش را آذر خوانند به زبان پهلوی ، از بهر آن آذربایگان خوانند که در اصل آتش را عجم آنجا بود ، پرستیدندی.و اول حد از همدان درگیرند تا بابهر و زنگان بیرون شوند،و آخرش بدربند خزران.و در این میان هر شهری که هست ، همه را آذربایگان خوانند.وبتازیباب گویند.وآنهمه راهها را ابواب گویند.وراههاست به آخر آذربایجان ، که از آنجا به بلاد خزران شوند، بعضی از خشکی و بعضی از دریا، که از ری دربند خوانند، وراهی دیگر است در آن میان، و شهری است بزرگ که آنرا خزر می ناخوانند، سوی ری و عراق افتد و ضمنا اشاره است صریح در صفحه ۴۲ همین کتاب دایر به اینکه( این سرزمین ها همه بدست ترکان بود ) موجود است.»

در کتاب لغت برهان قاطع که در سال ۱۰۶۲ هجری قمری یعنی ۳۰۰ سال قبل از حکومت ” مساوات ” و بولشویکها ازطرف حسن تبریزی در هندوستان نوشته شده در مقابل کلمه آران چنین آمده است:

« آران: به تشدید ثانی بر وزن پرآن نام ولایتی است ازآذربایجان که گنجه و بردع از اعمال آن است. گویند معدن طلا و نقره در آنجاست و بی تشدید هم گفته اند و حنا را نیز گویند که بدان دست و پای و محاسن خضاب کنند.»

یعقوبی مورخ قرن سوم هجری در البلدان صفحه ۴۶ حدود آذربایجان را از زنجان تا ورثان و آن سوی ارس و از آنجمله شهرهای بیلقان و بردعه  را در آذربایجان علیا دانسته است.

مسعودی مورخ اسلامی نیمه نخست قرن چهارم از آران آذربایجان «الران من بلاد آذربایجان» سخن گفته است. رجوع کنید به مروج الذهب مصر۱۳۰۳ – جلد اول ص ۱۰۰

ابن اثیر مورخ بزرگ اسلامی در کتاب کامل ، آران را جزوی از آذربایجان شمرده است. رجوع کنید به الکامل ، ترجمه علی هاشمی حائری ج ۱۶

حمدالله مستوفی هم در نزهت القلوب(۷۴۰) چنین می نویسد:

«آذربایجان: حدودش با ولایات عراق عجم و موغان و گرجستان و ارمنستان پیوسته است. شهرها: تبریز،اوجان،…،گرگر،نخجوان،اجنان،اردوباد،آزاد و ماکویه».مراجعه کنید به نزهت القلوب صفحه ۸۵ و ۱۰۲

شمس الدین سامی که اصلش از آلبانی بوده و در ماده نظامی قاموس الاعلام خود که در سال ۱۸۹۸ در استانبول منتشر شده زادگاه شاعر را قصبه گنجه آذربایجان نوشته است. رجوع کنید به قاموس اعلام ، مجلد ششم ، صفحه ۴۵۸۹

مرحوم دهخدا نیز در لغت نامه خود آران را «اقلیمیست در آذربایجان» نوشته است.

از مطالب فوق که مشتی از خروار اسناد تاریخی است چنین مستفاد میشود که سرزمین شمالی ارس نیز آذربایجان نامیده میشده و هردو یک واحد جغرافیایی و سیاسی بوده اند و باهم پیوند تنگاتنگ سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و قومی داشته اند.