پروفسور محمد تقی زهتابی

ائل اوبا – یکی از منابع اساسی در بررسی تمدن ماننا کتیبه ها و نوشته های متعلق به دولت های باستان منطقه و دومین منبع مهم در این بررسی ، آثار بدست آمده از قلمرو دولت مانناست.

” برای نشان دادن میزان پیشرفت تمدن ماننایی از میان گنجینه های زیویه ، حسنلو و مجید تپه که در اراضی آذربایجان کشف شده اند تنها در خصوص آثار بدست آمده از تپه حسنلو به اجمال سخن خواهیم راند .

لازم به ذکر است مولف در صفحه ۱۶۲ کتاب تذکر داده است که اطلاعات و اشکال مربوط به تپه های باستانی آذربایجان را از کتاب « آذربایجان در سیر تاریخ ایران » تالیف رحیم رئیس نیا ، اخذ نموده است. ”

تپه حسنلو

تپه باستانی حسنلو در ۱۲ کیلومتری جنوب غربی دریاچه ارومیه و ۹ کیلومتری شمال شرقی نقده قرار دارد و به مناسبت نام دهکده مجاورش ، حسنلو نام گرفته است.

تپه باستانی حسنلو – شهرستان نقده ( سولدوز )

ارتفاع این تپه در حدود ۲۰ متر از بستر رودخانه گدار – که در پای آن جاری است – و قطر آن در حدود ۲۵۰ تا ۲۸۰ متر است.

چند تپه باستانی دیگر هم که ارتفاع آن ها از ۱۵ متر تجاوز نمی کند ، در اطراف این تپه که بزرگ تر از آن ها می باشد ، پراکنده اند.

حدس زده اند که تپه بزرگ ، مرکز و محل دژ شهری که نامش دانسته نیست بوده و بر تپه های اطراف مردم سکونت داشته اند که هنگام جنگ و حمله دشمن به داخل دژ که احتمالا مراکز مذهبی شهر را در بر می گرفته و جای سکونت ارباب یا رئیس محلی و نیز روحانیون مذهبی بوده ، پناه می برده اند.

از سال ۱۳۱۳ شمسی هیات های باستان شناسی غیر ایرانی و ایرانی در این تپه دست به کاوش های تجاری علمی زده اند و آثار با ارزش مختلفی را از زیر خاک به در آورده اند. از سال ۱۳۴۴ یک هیات مشترک ایران و آمریکا به ریاست رابرت دایسون در این تپه به حفاری پرداخت.

هیات مزبور این تپه را دارای ۱۰ دوره متمایز سکونت دانسته است. به نظر دایسون تاریخ تقریبی سکونت دوره اول به حدود هزاره هشتم ق.م و دوره چهارم به ۱۳۰۰ تا ۸۰۰ ق.م می رسد.

در طرف غربی حیاط در حدود ۱۵ باب اتاق بزرگ و کوچک وجود داشته و جام زرین معروف حسنلو در یکی از اتاق های همین قسمت کشف گردیده است.

در یکی از اتاق های بناهای شمالی حیاط استخوان های نیمه سوخته ۱۱ اسکلت در هم و بر هم مرد و زن و کودک کشف گردیده است. از قرار معلوم در اینجا آتش سوزیی رخ داده است.

محققان بر اساس عمرسنجی کربن ۱۴ زمان این آتش سوزی را بین سالهای ۸۱۵ تا ۷۹۰ ق.م دانسته اند. این سالها مصادف با دوران اشپوئینی و مئنوا شاهان اورارتو بوده است.

از این رو نیز گمان میرود که آتش سوزی از سوی اورارتوئیان یا آشوریان پدید آمده باشد.

در جریان کاوشهای تپه حسنلو ، اشیای استخوانی ، سنگی ، سفالی و شیشه ای و فلزی گوناگونی کشف شده که در موزه های ایران باستان و آذربایجان و آمریکا نگهداری می شوند. برخی از مجسمه ها و گردن بندهای سفالی بدست آمده از حسنلو ساده و برخی دیگر لعاب دار هستند.

ظروف ساده ساخته شده از گل سیاه مایل به خاکستری و گل قرمز رنگ که در ساختن آنها از چرخ کوزه گری استفاده شده و دارای تزئینات و نقوشی برجسته یا کنده شده هستند به اواسط هزاره دوم ق.م تعلق دارند

در حالی که ظروف سفالی رنگی ساخته شده از گل قرمز و زرد که با دو رنگ قرمز تیره و سیاه به اشکال هندسی رنگ آمیزی گشته اند ، در ادوار بعدی ساخته شده اند.

در حفاری های حسنلو اشیایی که از فلزاتی چون مفرغ ، نقره ، طلا و آهن ساخته شده اند ، به دست آمده است.

چند مجسمه شیر بدست آمده از کاوش های حسنلو که از مفرغ ساخته شده شبیه شیرهای برنزی لرستان هستند.

در میان اشیاء گوناگون بدست آمده از حسنلو ساغر نقره ای یافته شده در مرداد سال ۱۳۳۷ بیشتر از همه شایان توجه است.

ارتفاع این ساغر ۱۷/۵ ، قطر دهانه اش ۱۰ و قطر پایه آن ۶/۸ سانتی متر است.

و دیواره خارجی آن مزین به دو ردیف نقوش برجسته طلاکاری است که ضمن آنها صحنه های پیکار جنگ جویان پیاده و ارابه سوار که حیواناتی مانند گاو ، اسب و شیر را به پیش می رانند به شکلی که گویی با آنها پیکار می کنند ، مشاهده می شود.

در حفاری های حسنلو گوشواره های خوشه ای ، دست بندها ، گردن بندها ، پیشانی بندها ، دگمه ها ، … و نیز یک جام بی بدیل بدست آمده است.

گوشواره به شکل خوشه ی انگور – موزه لوور

این جام از لایه چهارم سکونت حسنلو که به عصر ماننایی تعلق دارد کشف شده است.

بلندای این جام ۲۱ ، محیط دهانه اش ۶۰ سانتی متر و وزن آن ۵۹۰ گرم است و از زر ناب می باشد. یک مجله انگلیسی در ۱۹۸۵ ارزش این ساغر را چنین برآورد کرده است:

« ارزش عادی ظرف مزبور معادل بیست هزار لیره تعیین گشته است ، لیکن اهمیت هنری و تاریخی آن بس فزون تر و بالاتر از این ارقام می باشد.»

آذربایجان در سیر تاریخ ایران ، رئیس نیا ، رحیم

جام طلای حسنلو

سید محمد تقی مصطفوی که ( به هنگام کشف جام ) مدیر کل اداره کل باستان شناسی بوده درباره این جام چنین می نویسد:

« نه تنها در تاریخ باستان شناسی ایران این کشف بی سابقه و از لحاظ تاریخ ایران دارای اهمیت فوق العاده است

بلکه از لحاظ کاوش های علمی دنیا هم یکی از مهم ترین اکتشافات علمی و از نادرترین آثار تاریخی و مذهبی و هنری دنیای قدیم به شمار می رود.»

رئیس نیا رحیم ، همانجا

این ساغر طلایی که از شاهکارهای بی بدیل تاریخ آذربایجان و دارای شهرتی جهانی است موجب حیرت محققان جهان شده و درباره آن توصیفات ارزشمند گوناگونی به عمل آمده است.

رابرت دایسون محقق آمریکایی که خود مستقیما در جریان کشف این جام حضور داشته ، چگونگی کشف آن را برای گزارشگر مجله لایف و خانم پرادا چنین تشریح نموده است:

« سه ماه بعد از خاک برداری در تپه و هویدا شدن قسمت عمده کاخ درون دژ ، غروب یک روز پنجشنبه ، یکی از کارگران حفاری ( امام قلی محمدی ) به استخوان های دست مردی با اسلحه او برخورد می کند و موضوع به سرپرست هیات گزارش می شود.

دایسون با دونفر از همکاران خویش شروع به پاک کردن گل و لای اطراف استخوان ها میکند و ناگهان خطی از طلا ظاهر میشود.

کاوشگران ابتدا گمان می برند که یک النگو پیدا کرده اند و با هیجان زدکی به کار خود ادامه می دهند و تیغه باریک طلا بزرگ تر و پهن تر می شود تا جای منقش نمایان می گردد.

جام به آهستگی از میان استخوان های دستی که نزدیک به سه هزار سال آن را نگه داشته بود بیرون کشیده می شود.

رابرت دایسون ، محقق آمریکایی و جام حسنلو

جام در آمده از زیر خاک ، بعد از سه هزاره در زیر واپسین پرتوهای آفتاب در حال غروب برقی رازناک می زند و بعد از شسته شدن ، در جشنی که افراد هیات به میمنت این کشف بزرگ ترتیب داده بودند ،

دست به دست انسان هایی که در پرتو چراغ دانش و تجربه به نوک کلنگ راز شکاف ، « افسانه گذشت جهان گذشته را از یاد فراموشی سیاه بیرون می کشیدند» گردید و آن محفل را شادی و شور و روشنی بخشید.

جام بعد از آنکه مدتی به عنوان امانت در بانک ملی ارومیه نگهداری شد ، به موزه ایران باستان انتقال یافت.»

رئیس نیا ، همان ، ج ۱ ، ص۲۲۸

این جام طلایی همراه با بقایای اجساد سه سرباز در زیر آوارهای یک اتاق حریق زده یافته شده است.

قراین حکایت از آن دارد که سربازان با آتش گرفتن اتاق وارد آن شده ، و در حالی که می خواسته اند جام مزبور را از آنجا خارج سازند سقف فرو ریخته و آنان در زیر آوار مانده اند.

این سربازان که محتملا از مدافعان دژ بوده اند با زنده به گور شدن خویش در میان شعله های حریق ، نمونه ای از هنر بی مانند و تاریخ پرشکوه آذربایجان را با خود محفوظ داشته اند

تا سه هزار سال بعد به جهان نشان دهند که ملت آذربایجان پس از ایلامیان ، کهن ترین ساکنان ایران و دارای فرهنگ و هنر و صنعتی بی بدلیل بوده است.

مجله آمریکایی ” لایف ” صحنه اخیر را به شکلی زیبا چنین تصویر نموده است:

« در حدود ۸۰۰ سال پیش از میلاد ، قلعه را ( در اراضی آذربایجان ) محاصره کردند و آن را آتش زدند

سه نفر از مدافعین قلعه با شمشیر ها و گرز های آخته در طبقه فوقانی قلعه به هر سو روی آورده ، در حال نومیدی تلاش می کردند تا کاسه طلایی را که ظاهرا میراث موطنشان بود ، از دست اندازی دشمن مصون دارند.

بنای کاخ فرو ریخت و این سه سرباز مدافع در زیر آوار مشتعل مدفون ماندند و با مرگ خود ماموریت خویش را به نحو اکمل انجام دادند.

زیرا هم خودشان و هم کاسه طلا از نظر پنهان شدند ، تا متدرجا قلعه فرو ریخته و متروک در زیر خاک و شن های بادآور محو گردیده و هنگامی که در تابستان گذشته این صحنه از زیر خاک نمایان گشت

جنگجویان مزبور که به صورت اسکلت در آمده بودند ، در کنار سلاح خویش خفته و یکی از آنان هنوز ظرف نفیس مورد علاقه خود را در بازوی استخوانی خویش گرفته بود.»

رئیس نیا ، رحیم ، پیشین ، ص ۲۲۹

درباره نقوش متنوع این جام نظرهای گوناگونی ابراز شده است که برخی از این نظریات محصول تعصب بوده و ناصواب می نماید.

از آن جمله است که مدعی است نقش های این جام با الهام از داستان های کهن فارسی پدید آمده اند چرا که اینزمان ، تنها صد سال از حضور پارسیان در فلات ایران سپری شده بود

و سکونت گاه آنان اراضی ماننایان ، گوتیان ، لولوبیان ،هوریان و اوراتوئیان بسیار دور بود و برای نشر داستان های پارسیان در میان اهالی محلی قرن ها زمان لازم بود و مهمتر اینکه در این سده ها اغلب پارسیانی که در استان فارس کنونی مستقر بودند کوچرو و تابع ایلامیان بوده و عناصر اولیه تمدن را از آنان آموخته اند. بنابراین تظریه فوق محصول تعصب بوده و با واقعیات تاریخی در تضاد می باشد.

برخلاف این محققان ، پژوهشگرانی چون ” ایدات پرادا ” نقش های این جام را ملهم از یک داستان هوریانی به نام کوماربی می داند.

هوریان نزدیک ترین همسایه غربی ماننایان بودند و این اقوام بلحاظ قومی و زبانی و شرایط زیستی بسیار با یک دیگر قرابت داشتند

و بدون تردید فولکلور و ادبیات شفاهی آنان نیز بهم نزدیک بوده و از افسانه ها و داستان های حماسی یکدیگر آگاهی داشتند و شاید حتی عناصر مزبور میان آنها مشترک بود. علاوه بر این اعتقادات دینی آنان نیز یکسان بود.

سعید نفیسی درباره این جام نظری به غایت زیبا و صحیح دارد. وی می نویسد:

« اهمیت فوق العاده ای که این کاسه زرین حسنلو دارد که از یک سو جزئیات تمدن مردم ماننا را می رساند و از سوی دیگر نفوذی که تمدن ماننا در تمدن هخامنشی و مخصوصا سنگ تراشی های تخت جمشید دارد ، کاملا آشکار است.

از طرف دیگر برخی از نقوش کاسه حسنلو با نقش های کاسه زرینی که در ۱۳۱۵ در کلاردشت بدست آمده ، شباهت فراوان دارد و پیداست که تمدن ماننا از سوی شرق تا خاک مازندران هم رفته است

و کاسه زرین کلاردشت را از قرن دوازدهم تا قرن هشتم پیش از میلاد دانسته اند.»

رئیس نیا ، همانجا

س.م.ت مصطوی نیز با عباراتی که در واقع به نوعی مؤید نظر نفیسی است چنین می نویسد:

« تاریخ ظروف حسنلو قریب به سه قرن جلوتر از آثار تخت جمشید است.

بدین جهت باید گفت که در نقوش و هنرهای عهد هخامنشی از آثار هنری آذربایجان غربی هم به خوبی اقتباس و استفاده نموده اند.»

رئیس نیا ، همانجا

اصولا نیازی به مقایسه هنر و تکنولوژی بکار رفته در آثار بدست آمده از زیویه با هنر و تکنیک بکار رفته در آثار تپه حسنلو وجود ندارد.

چرا که هر دو این گنجینه ها به قوم و دوره ای واحد تعلق دارد.

یکی از کشف های حسنلو ، کشف گوری است که در آن علاوه بر استخوان های مرده ، استخوان های سه اسب نیز وجود دارد.

بدون تردید این اسب ها متعلق به شخص وفات یافته بوده که هنگام تدفین وی اسبها را نیز قربانی کرده و به خاک سپرده اند لیکن چون قبر جای زیادتر نبوده ، نتوانسته اند گردونه را نیز در خاک نهند.

شایان توجه است که تدفین اسب به همراه مرده در میان سکایان معمول بوده است . از این رو می توان گفت که این گور متغلق به سکایان است.

همچنین ( تزئینات ) مربوط به زین و برگ اسبها نیز مؤید تعلق این گور به سکایان است. در این گور در کنار مرده لوحه ای بدست آمده است که در آن نقش سرآهو منقوش است و این یکی از علائم مخصوص سکایان ( ایشگوز ) بود.

بنابراین به یقین می توان گفت که گور مزبور متعلق به سکایان است.

تعلق این قبر به سکایان مؤید این موضوع است که طوایف ایشگوزی ( سکایی ) از سده هشتم و نهم ق.م از طریق گذرگاه قفقاز به آذربایجان وارد شده اند.

لیکن در تاریخ تنها از سده هفتم قبل از میلاد با ورود به عرصه سیاست شناخته شده اند.

بنابراین تشکیل دولت از سوی سکایات در اراضی آذربایجان دارای زمینه های اجتماعی چند صد ساله بوده بدین معنی که آنان از چندین سده پیش از تشکیل دولتشان در آذربایجان شمالی و جنوبی با اهالی محلی در هم جوشیده ، به خلقی یکپارچه و دارای زبانی واحد تبدیل شده بودند.

نشر دیجیتال مجله اینترنتی ائل اوبا

تاریخ دیرین ترکان ایران ، نویسنده: پروفسور محمدتقی زهتابی ، انتشارات: اختر ، سال نشر: ۱۳۸۱

Print Friendly, PDF & Email